تابهحال به این فکر کردهاید که چه اتفاقی افتاد که همهی دنیا توانستند دلار را یک ارز جهانروا قبول کنند و این پول را برای دادوستد بین کشورهای مختلف بپذیرند؟
دلار چطور ارز جهانروا شد؟
داستان جهانی شدن دلار، داستانی بسیار جذاب است که به سال ۱۹۴۴ بعد از جنگ جهانی دوم برمیگردد.
بعد از پایان جنگ، روابط پولی و مناسبات پولی دنیا بهشدت تغییر کرد و همهی کشورها بهنوعی دچار سردرگمی در نقلوانتقال پول و ارزشگذاری کالاها برای مبادله بودند. بر همین اساس، در شهر برتون وودز آمریکا (BRETTON WOODS) حدود ۷۳۰ نفر از ۴۴ کشور دنیا گرد هم آمدند تا برای حل این مشکل همفکری کنند و به یک راهکار جامع برای مناسبات پولی بینالمللی برسند؛ راهکاری که بهرهوری در سطح جهانی را نیز بالا ببرد.
در این جلسهی همفکری که به درخواست سازمان ملل برگزار شده بود، آنقدر اتفاقات عجیبی افتاد و مسیر پولی و مالی دنیا را برای همیشه تغییر داد که در تاریخ اقتصاد و سیاست به کنفرانس برتون وودز معروف شد.
از بین همهی شرکتکنندگان آن جلسه، دو نفر نقش خیلی مهمی داشتند و کل مسیر جلسه را این دو نفر هدایت میکردند. آن دو نفر، دو اقتصاددان بزرگ تاریخ، جان مینارد کینز و دکستر وایت بودند.
کینز که در آن زمان یک نگرش و مکتب جدیدی در اقتصاد پایهگذاری کرده بود و هوادارانش خود را پیروان مکتب کینزی میدانستند، در ابتدای کار رفت پشت تریبون و دو برنامه ارائه کرد:
۱. باید یک بانک بینالمللی قدرتمند راه بیفتد که حکم بانک مرکزی جهانی را داشته باشد.
۲. یک پول بینالمللی جدید ایجاد کنیم به نام «بنکور».
نوبت به وایت رسید. وایت در آن زمان در خزانهداری آمریکا کار میکرد. در اصل، وایت مهرهی آمریکا بود تا در آن جلسه تا جایی که میتواند، به نفع آمریکا امتیاز بگیرد. وایت هم دو پیشنهاد ارائه کرد:
۱. یک صندوق وامدهی بینالمللی تأسیس کنیم تا کشورهایی که بعد از جنگ میخواهند خرابیها و خسارتهای جنگ را جبران کنند، پول داشته باشند.
۲. پیشنهاد کینز برای پول بینالمللی بسیار خوب است؛ اما تا وقتی دلار هست، چرا باید پول جدید ایجاد کنیم؟ بیایید از همین دلار در جایگاه ارز مرجع جهانی استفاده کنیم.
اینجا بود که صدای اعتراض اکثر جمعیت بلند شد و با این پیشنهاد مخالفت جدی شد. خیلی از حاضرین معتقد بودند با این کار عملاً آمریکا را به ابرقدرت اقتصادی دنیا تبدیل میکنیم و آمریکا با این کار بعداً هر بلایی بخواهد، میتواند بر سر دنیا بیاورد. آنها معتقد بودند با این کار اختیار رکود، رونق، تورم و… در کل دنیا به دست آمریکا میافتد.
کنفرانس برتون وودز مسیر اقتصادی دنیا را برای همیشه تغییر داد
آمریکا چون برگ برنده را بعد از جنگ جهانی داشت، قدرت بسیار زیادی در آن جلسه داشت. از طرفی، بارها اعلام کرده بود که به بازسازی کشورهای اروپایی کمک میکند، از طرفی دیگر یک وزنهی خیلی سنگین به نام آقای وایت در برتون وودز داشت. همهی این عوامل باعث شد که در نهایت بعد از بحث و مناقشههای زیاد، به هر ترفندی که بود، حضار در آن کنفرانس به طرح آقای وایت رأی مثبت دادند؛ ولی دو شرط حیاتی را برای قبول این طرح تعیین کردند:
۱. باید برای دلار پشتوانه تعیین شود تا آمریکا نتواند هر مقداری که خواست، دست به چاپ دلار بزند. پشتوانه چه بود؟ طلا. در برتون وودز این قانون تصویب شد که آمریکا باید بهازای هر ۳۵ دلاری که چاپ میکند، باید یک انس طلا معادلش ذخیره کند.
۲. آمریکا باید متعهد شود که هر کسی از هر جای دنیا دلار آورد، معادلش به آن شخص طلا بدهد (بهازای هر ۳۵ دلار، یک انس).
افزون بر این موارد، کشورها هم متعهد شدند که ارزش پولشان را بر اساس ارزش دلار تعیین کنند. با این کار رسماً دلار به مرجع جهانی پول تبدیل شد و آمریکا توانست پولش را به همهی دنیا غالب کند.
خروجی نشست برتون وودز شکلگیری دو نهاد بود:
۱. صندوق بینالمللی پول: این صندوق با این نیت تأسیس شد که بتواند کارهای مربوط به همکاریهای پولی جهانی را راهبری کند. این صندوق الان هم هست.
۲. تأسیس IBRD (INTERNATIONAL BANK FOR RECONSTRUCTION AND DEVELOPMENT): این نهاد با این هدف تأسیس شد که به کشورهای مختلف، برای پشتیبانی فعالیتهای IMF وام و اعتبار بدهد. این نهاد بعداً توسعه پیدا کرد و تبدیل شد به همین بانک جهانی فعلی که داریم.
سرنوشت تعهدات برتون وودز به کجا رسید؟
خیلی دوست داشتیم که همین جا نقطهی پایان داستان را بگذاریم و بگوییم همه چیز تا به امروز خوب پیش رفت؛ اما متأسفانه داستان به همینجا ختم نشد.
چند سال بعد از برتون وودز، آمریکا وارد جنگ با ویتنام شد. این جنگ هزینههای زیادی برای آمریکا داشت. بههمین خاطر مجبور شد دست به چاپ دلار بزند و این کار را هم کرد. پول خیلی زیادی چاپ کرد تا بتواند هزینهی جنگ را تأمین کند. این حجم چاپ پول به حدی زیاد بود که دیگر منابع طلای آمریکا پاسخگو نبود.
نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، تکلیف همهی دنیا را یکسره کرد. سال ۱۹۷۱ اعلام کرد که ما دیگر زیر بار توافق برتون وودز نمیرویم و دیگر هیچ طلایی را پشتوانهی دلار قرار نمیدهیم. نیکسون همچنین این نکته را اشاره کرد که اگر کسی هم دلار بیاورد و تحویل بدهد، طلایی در کار نیست که به او تحویل دهیم.
با این صحبت نیکسون، رسماً تمام توافقات برتون وودز از بین رفت؛ ولی اتفاقی که افتاد این بود که همچنان دلار جایگاه جهانیاش را حفظ کرد و ارز مرجع برای مبادله بین کشورها باقی ماند.
نتیجه این شد که بعد از نیکسون، همهی کشورها یکییکی از زیر تعهد پشتوانهی پولی خارج شدند، پول بدون پشتوانه چاپ کردند و امروز تقریباً تمام پولهای دنیا دیگر هیچ پشتوانهای ندارند.
چین و هند از هزار سال پیش تا قبل از نشست برتون وودز، قدرت اول و دوم اقتصادی دنیا بودند؛ اما آمریکا با یک اقدام کاملاً هوشمندانه، بازی را به نفع خود تغییر داد. هم کلمهی ابرقدرت اقتصادی را از چین و هند گرفت و توانست تا حدی موازنهی قدرت ایجاد کند، هم توانست واحد پولی کشورش را ارز مرجع دنیا و دلار را به همهی دنیا غالب کند. زمانی هم از تمام تعهداتش خارج شد که دنیا راهی غیر از پذیرش آن نداشت.