انفجار ابله‌ها: داستان همیشگی مدیران بی‌لیاقت!

شروع ناکارآمدی یک سیستم از رأس هرم

تصویر مقاله انفجار ابله‌ها

فهرست مطالب

چگونه کشور یا سازمانی دچار پدیده‌ی انفجار ابله‌ها می‌شود؟

شاید به‌نوعی این مسئله برای همه‌ی ما پیش آمده باشد که وارد سازمان یا ارگان خاصی شویم و از ناکارآمدی کل مجموعه گله کنیم. یا با مدیرانی روبه‌رو شویم که تجربه و مهارت کافی ندارند؛ اما همچنان در سمت خود باقی مانده‌اند. در این خصوص، کاوازاکی، نظریه‌پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت اپل، پدیده‌ای را در سازمان‌های اداری و صنعتی عنوان می‌کند که استیو جابز از آن با عنوان «انفجار ابله‌ها» نام می‌برد!

انفجار ابله‌ها به چه معناست؟

این مفهوم نخستین بار در شرکت اپل مطرح شد و به این معناست که وقتی مدیر ارشد یک مجموعه با استاندارد و مهارت سطح بالا انتخاب می‌شود، اطرافش را با نیروهای متخصص با استاندارد بالا پر می‌کند؛ به این معنی که این مدیر به دنبال آن است که معاون و کارمندانی پیدا کند که از خودش باهوش‌تر و کارآمدتر هستند. به همین ترتیب، معاون‌های او نیز کارمندانی باهوش و با قابلیت بالا را استخدام می‌کنند. در نتیجه، کارایی و بازدهی کل آن شرکت یا سازمان، به‌خاطر داشتن مجموعه‌ای از کارمندان شایسته، بالا می‌رود.

اما وقتی استاندارد را برای انتخاب مدیر یک مجموعه پایین بیاوریم و مدیرانی درجه‌دو استخدام کنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟

یک مدیر نالایق، با توجه به نگرانی از دست دادن جایگاه و موقعیتش، معاونانی نالایق‌تر استخدام می‌کند و معاونان نیز با دنبال کردن همین رویه، کارمندانی بی‌لیاقت را استخدام می‌کنند. در مدت کوتاهی، مجموعه‌ای از افراد ضعیف و ابله دور هم جمع می‌شوند و جای افراد لایق را می‌گیرند. از طرفی آن‌ها برای حفظ موقعیت خود، افراد لایق را نیز به روش‌های مختلف از سیستم حذف می‌کنند و معدود افراد لایقِ باقی‌مانده نیز، به دلیل فساد و ناکارآمدی سیستم، ناکارآمد و در نهایت حذف می‌شوند. این حالت را «انفجار ابله‌ها» می‌گویند.

طبق این تئوری، حتی وجود تعداد زیادی فرد باکیفیت در سیستم، در صورتی که مدیر نالایق باشد، بی‌ارزش می‌شود؛ زیرا سیستم از بالا فاسد شده است و این فساد به‌سمت پایین هم حرکت می‌کند. تنها راه اصلاح کل روند، تغییر از سطوح بالای مدیریتی است. جالب است بدانید که انفجار ابله‌ها به‌علت سادگی و تصمیم‌‌گیری نادرست، بسیار سریع‌تر از توسعه‌ی کارآمد افراد اتفاق می‌افتد. به‌نوعی می‌توان این تئوری را مشابه «اثر پروانه‌ای» دانست؛ حالتی که در آن یک اتفاق کوچک مثل بال زدن یک پروانه ممکن است باعث ایجاد تغییرات شدید، مثل طوفان، شود.

استیو جابز، بنیان‌گذار شرکت اپل، این پدیده را این‌طور توصیف می‌کند:
«اگر شما برای اداره‌ی یک مجموعه، یک دلقک استخدام کنید، احتمالاً در ادامه با اتوبوس‌هایی پر از دلقک مواجه خواهید شد. وقتی سمَت بزرگی را به یک ابله می‌دهید، پس منتظر باشید موجی از ابله‌ها بر جامعه سوار شوند.»

هرچند استیو جابز نخستین کسی بود که نام «انفجار ابله‌ها» را برای این تئوری انتخاب کرد؛ اما از دیرباز، مدیران ارشد و لایق، آگاه به اهمیت انتخاب درست و به‌جای افراد برای هر سمتی بوده‌اند. در جایی روایت است که از امیرکبیر می‌پرسند: «چطور دزدی را ریشه‌کن کردی؟» می‌گوید: «من خودم دزدی نمی‌کردم و نمی‌گذاشتم معاونم هم دزدی کند. روی همین حساب، او هم اجازه نمی‌داد معاونش دزدی کند. همین‌طور این روند تا آخر ادامه پیدا کرد. اگر من دزدی می‌کردم، تا آخرین سمت دزدی می‌کردند و کشور می‌شد دزدخانه!»

این روزها روی کار آمدن افراد نالایق و ناکارآمد در شکل‌های مختلفی اتفاق می‌افتد. یک مدیر نالایق، راه‌های مختلفی را برای خارج نشدن از دایره‌ی امن خود انتخاب می‌کند. می‌توان انتصابات فامیلی را تعبیر دیگری برای این پدیده دانست؛ جایی که مدیران برای ایجاد حاشیه‌ی امن برای خود یا خانواده‌ی خود، فرزندان و ژن‌های خوب را به سایر افرادِ حتی هم‌سطح یا مدیران بهتر ترجیح می‌دهند. حاصل این اتفاق، پس از مدتی، مشاهده‌ی مدیران بی‌شماری است که در جوانی و بدون داشتن تخصص یا تجربه‌ی کافی مشغول‌به‌کارند!

مثال بارز برای انتصابات فامیلی را می‌توان در ادارات و سازمان‌های دولتی دید؛ جایی که پدیده‌ی «انفجار ابله‌ها» به‌شدت شایع است. چون در آنجا عموماً برای صندلی‌های ریاست، جنگ قدرت شدیدی دیده می‌شود و افراد، فارغ از توانمندی و تجربیات کاری، در سمت‌هایی قرار می‌گیرند که شایستگی‌اش را ندارند. پس خیلی تعجب نکنید اگر افراد ضعیف را در جایگاه‌های نامرتبط ببینید.

بنابراین توجه کنید که اگر مدیر یک مجموعه هستید، به‌جای آن‌که کارمند را ضعیف نگه دارید یا کارمند ضعیف استخدام کنید، روی مهارت خودتان کار کنید و خودتان را ارتقا دهید؛ چون در غیر این صورت، مجموعه‌تان با «انفجار ابله‌ها» مواجه می‌شود و اولین کسی که بازخواست می‌شود و عملکردش زیر سؤال می‌رود، شما هستید!

اگر سازمانی دارید و نگران این هستید که به «انفجار ابله‌ها» دچار شوید، باید حواستان باشد رأس هرم را درست کنید. تغییر باید از بالا به پایین باشد. اگر بالاسری اصلاح شود و آدمی درست و کارآمد در رأس باشد، به توسعه و رشد زیردستانش کمک می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین اپیزودهای پادکست

این اپیزود قصه مردی است که بارها شکست خورد اما دوباره برخاست و داستان زندگی وینستون چرچیل از …
در این اپیزود به رمز و راز «جهان‌پهلوان تختی» می‌پردازیم. از تولد یک قهرمان مردمی در ورزش و سیاست تا زندگی شخصی پرفراز و نشیب و مرگی که پرونده‌اش …
در این اپیزود می‌خواهیم 12 اصل مهم و اصولی سرمایه گذاری را مرور کنیم که هر کس با هر سطح ریسک و هر میزان دارایی …
لوگوی اکوتوپیا کامل