تورم یکی از مشکلات بزرگ اقتصادی است که زندگی همه را تحتتأثیر قرار میدهد؛ اما همه به یک اندازه از آن آسیب نمیبینند. بسیاری فکر میکنند بزرگترین مشکل تورم، غیرقابلپیشبینی کردن اقتصاد است، واقعیت این است که تورم شکاف بین فقیر و غنی را عمیقتر میکند و فشار اصلی آن روی دوش فقرا میافتد. این مقاله به بررسی این موضوع میپردازد که چرا تورم به فقرا بیشتر آسیب میزند و چگونه سیاستهای نادرست، این مشکل را بدتر میکنند.
تورم و نابرابری اقتصادی
بسیاری معتقدند که بدترین اثر تورم، غیرقابلپیشبینی کردن اقتصاد است؛ اما آسیب بزرگتر آن افزایش شکاف طبقاتی است. وقتی تورم بالا میرود، فقرا فشار بیشتری احساس میکنند؛ چون هزینههای زندگی برای آنها نسبتبه درآمدشان، سنگینتر میشود. برای نمونه، در خرداد ماه، تورم نقطهای در ایران به ۵۲ درصد و تورم ماهانه به ۱۲ درصد رسید که در پنج دههی گذشته بیسابقه بود. اما این اعداد برای همه یکسان نبودند. فقیرترین گروه جامعه (دهک اول) با تورم ۱۹.۵ درصدی روبهرو شدند؛ درحالیکه ثروتمندترین گروه (دهک دهم) فقط ۸.۴ درصد تورم را تجربه کردند. یعنی فقرا ۱۱ درصد بیشتر از ثروتمندان زیر بار تورم کمر خم کردند. این اعداد بهوضوح نشان میدهند که تورم، فقرا را فقیرتر و شکاف طبقاتی را عمیقتر میکند.
سیاستهای نادرست و تأثیر آن بر فقرا
سیاستهای دولتی که قرار است از فقرا حمایت کند، اغلب نتیجهی عکس میدهد. برای مثال، افزایش ۵۷ درصدی حقوق کارمندان شاید در ظاهر بهنفع قشر کمدرآمد باشد؛ اما این سیاستها معمولاً تورمزا هستند و در نهایت فقرا را بیشتر آزار میدهند. از سوی دیگر، سیاستهایی مثل اعطای وام و مالیات هم بهنفع ثروتمندان عمل میکنند. گرفتن یک وام ده میلیون تومانی برای یک فرد معمولی نیازمند ماهها دوندگی است؛ اما ثروتمندان با گردش مالی بالا بهراحتی وامهای چندصد میلیونی یا حتی میلیاردی میگیرند. در نظام مالیاتی هم اوضاع بهتر نیست. از حقوق پنج میلیون تومانی یک کارمند، مالیات بهطور کامل کسر میشود؛ اما دلالان و تاجران با درآمدهای میلیاردی راههای زیادی برای فرار مالیاتی دارند. این سیاستها نهتنها کمکی به فقرا نمیکنند؛ بلکه نابرابری را بیشتر میکنند.
جمعبندی
تورم مشکلی است که همه را آزار میدهد؛ اما فقرا قربانیان اصلی آن هستند. سیاستهای نادرست و ناعادلانه، مثل نظام مالیاتی غیرمنصفانه یا دسترسی نابرابر به وام، این زخم را عمیقتر میکنند. دردناکتر این که راهحلهایی برای کنترل تورم هست؛ اما ما بهجای استفاده از تجربههای موفق جهانی، با آزمون و خطا و شعارهای حمایت از فقرا، راه را اشتباه میرویم. برای ساختن جامعهای عادلانهتر، باید سیاستهایی را دنبال کنیم که واقعاً شکاف طبقاتی را کم کنند و فشار تورم را از دوش فقرا بردارند.