نویز: خطایی بزرگ که همیشه نادیده گرفته می‌شود

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو تصمیم غلط گیری و غفلت بکنی!

تصویر مقاله نویز

فهرست مطالب

اگر مطلب «سوگیری شناختی چیست» را خوانده باشید، احتمالاً مثال تفنگ‌دار را به یاد می‌آورید. در آنجا گفتیم که سوگیری شبیه به یک مگسک تنظیم‌نشده است که سبب می‌شود در میدان تیر، همه‌ی تیرها به سمت خاصی (پایین، راست) منحرف شوند؛ و نیز گفتیم که ذهن ما نیز جهت‌گیری‌های خاصی دارد که باعث می‌شود تصمیم‌های ما به سمت خاصی متمایل شود. این سوگیری است. اما اگر یک اسلحه‌ی سالم که به‌دقت تنظیم شده را به دست تیراندازی ماهر بدهید، وقتی به سیبل نگاه کنید، متوجه می‌شوید که تمام تیرها به یک نقطه و دقیقاً به مرکز برخورد نکرده‌اند؛ بلکه در اطراف مرکز پراکنده شده‌اند: این نویز است. اگر تعداد شلیک‌ها خیلی زیاد باشد، میانگین برخوردها دقیقاً روی مرکز می‌افتد؛ هرچند ممکن است هیچ تیری به مرکز سیبل برخورد نکرده باشد.

عوامل به‌ظاهر بی‌ربط

فرض کنید دو دانشجو با شرایط تحصیلی کاملاً یکسان و نمراتی درخشان برای یک دانشگاه درخواست داده‌اند. یکی از آن‌ها پذیرفته می‌شود و درخواست دیگری رد می‌شود. چرا؟ طبیعی است که در اولین مرحله به سوگیری‌ها فکر کنید. آیا یکی از آن‌ها، سیاه‌پوست، زن یا خارجی بوده است؟ یوری سیمونسون در یک پژوهش نشان داد که در روزهای ابری، مصاحبه‌کنندگان بیشتر به نمرات فرد نگاه می‌کنند؛ درحالی‌که در یک هوای آفتابی، عواملی مانند مهارت‌های ورزشی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا مصاحبه‌کنندگان در روزهای ابری، دانشجویان را در داخل دانشکده تصور می‌کنند و نه بیرون و در زمین بازی.

اما شاید هیچ کدام از این سوگیری‌ها در قبول شدن یا رد شدن این دو برادر دوقلو نقشی نداشته باشند. تصور کنید پرونده‌ی یکی از آن‌ها اولین پرونده‌ای بوده که بررسی شده است. نمرات درخشان سبب شده که درخواست او پذیرفته شود. بعد از آن پنج پرونده‌ی دیگر بررسی می‌شوند که همه‌ی آن‌ها در دانشگاه قبول می‌شوند. افسر متوجه می‌شود که شش درخواست متوالی را پذیرفته است. ممکن است او را متهم کنند که با پرونده‌ها زیادی ساده برخورد می‌کند. برای همین تصمیم می‌گیرد که از این‌جا به بعد کمی سخت‌گیرتر باشد. در همین لحظه است که او پرونده‌ی برادر دوم را می‌بیند. درخواست او فقط به این دلیل رد می‌شود که پرونده‌های قبلی هم خوب بودند.

اگر کارمندی که پرونده‌ها را به اتاق آورد، پرونده‌ی او را بالاتر قرار داده بود، ممکن بود او هم در دانشگاه پذیرفته شود. یا شاید اگر افسر پذیرش بعد از شش پرونده، یک لیوان چای و چند بیسکویت می‌خورد و به توالی پذیرفته‌شدگان دقت نمی‌کرد، برادر دوم هم پذیرفته می‌شد. این‌که پرونده‌ی او چندمین پرونده‌ی آن روز باشد یا افسر در چه ساعتی چای خود را صرف کند، ربطی به سوگیری ندارد. این رخداد کاملاً تصادفی است. اما همین رخداد تصادفی، سرنوشت زندگی یک نفر را برای همیشه تغییر می‌دهد. پس نویز ارزش بررسی کردن دارد.

مهم این است که در نهایت، تیر به مرکز سیبل برخورد نمی‌کند. چه دلیل این موضوع تنظیم نبودن مگسک باشد، چه عواملی اجتناب‌ناپذیر مثل تأثیر ضربان قلب تیرانداز بر لرزش دست او.

تأثیر نویز بر قضاوت

هر جا که قضاوتی در کار باشد، نویز هم هست.

تصور کنید یک فرد بدهکار دستگیر شده است. قاضی می‌تواند تصمیم بگیرد که او را به قید وثیقه آزاد کند یا نه. اگر او را در بازداشت نگه دارند، ممکن است او ضرر مالی کند، خانه‌ی خود را از دست بدهد، بچه‌هایش دچار مشکل شوند و زندگی‌اش ویران شود. اگر او را آزاد کنند، شاید او فرار کند. تصمیم‌گیری در این مورد آسان نیست.

قاضی‌ها موارد متعددی را بررسی می‌کنند. او چند سال سن دارد؟ شغلش چیست؟ چند بچه دارد؟ اعتقادات مذهبی او چطور است؟ و…

در یک طرح آزمایشی، یک الگوریتم کامپیوتری فقط با بررسی دو عامل، یعنی سن و تعداد غیبت‌های فرد در جلسات دادگاه، درباره‌ی قبول یا رد وثیقه تصمیم گرفت. عملکرد او به‌مراتب بهتر از قاضی‌ها بود. چرا؟ واضح است؛ چون الگوریتم کامپیوتری تحت‌تأثیر عوامل متعدد قرار نمی‌گیرد.

برای مثال برای یک قاضی، رسیدن به نتیجه‌ی نهایی حس خوشایند تمام کردن یک وظیفه را دارد و این حس خوب با دریافت هورمون ایجاد می‌شود. اتفاقی که برای الگوریتم کامپیوتری رخ نمی‌دهد. تصمیم‌های کامپیوتری، بدون نویز هستند.

نویز نادیده گرفته می‌شود

سربازها که از میدان تیر بر می‌گردند، روی تخت می‌نشینند و داستان تیراندازی خود را برای هم تعریف می‌کنند. کسی که تیرهایش به پایین سمت چپ خورده، درباره‌ی مگسک که تنظیم نبود، حرف می‌زند. اگر اسلحه به‌درستی تنظیم شده بود، نمره‌ی او خیلی خوب می‌شد. اما او، پراکنده بودن تیرها در اطراف یک نقطه را نادیده می‌گیرد. او سوگیری را روایت می‌کند؛ اما نویز در داستان او نادیده گرفته می‌شود.

او برای این کار دلیل خوبی دارد. به‌خاطر نویز برخی از تیرها از هدف دور شدند و سبب شدند نمره‌ی او کم شود. برخی از تیرها هم به هدف نزدیک‌تر شدند و نمره‌ی او را افزایش دادند. در چند تیراندازی، نویز خودش را خنثی کرده است.

اما آیا همیشه بی‌اهمیت پنداشتن نویز کار درستی است؟ در میدان جنگ، زمانی که او تنها یک تیر می‌تواند شلیک کند، نویز هست؛ اما نویز فقط در آمار است که دیده می‌شود. با یک شلیک، نقطه‌ی مرکزی‌ای نداریم که انحراف پیرامون آن را اندازه بگیریم. در اینجا نویز ممکن است سبب شود که تیر به خطا برود یا بدتر از آن، به انسانی بی‌گناه برخورد کند. خانواده‌ی جان‌باخته با یادآوری این نکته که نویز در تعداد بالا خودش را خنثی خواهد کرد، آرام نمی‌گیرند.

افسر پذیرش دانشگاه هم دلداری مشابهی به خود می‌دهد. یک جا زیادی سخت‌گیر بودم؛ اما جای دیگر بیش از حد آسان گرفتم. شاید به یکی ظلم کرده باشم؛ اما حتماً جایی در حق کسی لطف کرده‌ام. اما دانشجویی که در دانشگاه پذیرفته نشده، کاری به این حرف‌ها ندارد.

نویز نادیده گرفته می‌شود؛ چون داستانی منطقی ندارد. اگر از دوست خود بپرسید که چرا در دانشگاه قبول نشدی، این جواب‌ها منطقی و قانع‌کننده هستند: «توصیه‌نامه‌ی خوب از استادی مطرح نداشتم، مقاله‌ی معتبر نداشتم، بهتر بود برای نوشتن انگیزه‌نامه بیشتر دقت می‌کردم و…» اما اگر به شما بگوید «در دانشگاه قبول نشدم؛ چون پرونده‌ام در جای درستی قرار نگرفته بود» در دلتان به او خواهید خندید. انگار به شما گفته باشد «می‌دانستم که نباید پرونده را در روز سیزدهم، روز نحس بفرستم». اما حرف او ممکن است درست باشد. پرونده‌هایی که درست بعد از ناهار بررسی می‌شوند، شانس قبولی بیشتری دارند تا آن‌ها که در آخرین دقایق روز کاری، روی میز قرار می‌گیرند. هر جا که قضاوت باشد، نویز هم حاضر است. چگونه می‌شود اثر نویز را کاهش داد؟ با ارسال درخواست‌های متعدد برای دانشگاه‌های گوناگون.

 اما آیا این استراتژی کارآمد است؟ هرگز! دانشگاه کم‌کم متوجه می‌شود که تعدادی از دانشجویان، آن‌ها که رزومه‌ی خیلی خوبی داشتند، با این‌که پذیرفته می‌شوند، هرگز در دانشگاه آن‌ها ثبت‌نام نمی‌کنند؛ زیرا دانشگاهی بهتر آن‌ها را پذیرفته است. آن‌ها می‌فهمند که فقط یک گزینه در بین ده‌ها گزینه‌ای بودند که دانشجو برای تحصیل در آن‌ها درخواست داده است. حالا مسئول آموزش باید دو گروه را فیلتر کند. کسانی که رزومه‌ی خوبی ندارند و کسانی که رزومه‌ی بسیار خوبی دارند! نویز دو برابر شد!

چگونه می‌شود نویز را دید؟

اگر به قاضی‌ها بگویید که تصمیمات آن‌ها به‌شدت نویز دارد، با شما مخالفت خواهند کرد. نشان دادن پرونده‌های مشابه با طول زمانی محکومیت به‌شدت متفاوت هم نویز را ثابت نمی‌کند؛ زیرا قاضی می‌تواند استدلال کند که هیچ دو پرونده‌ای در جهان کاملاً مشابه نیستند.

یک قاضی آمریکایی به اسم ماروین ای فرانکل دریافت که می‌تواند کاملاً قانونی، یک سارق بانک را به ۲۵ سال زندان محکوم کند یا او را فقط یک روز در بازداشت نگه دارد. فرانکل به‌وضوح متوجه نویز شده بود.

فرانکل از ۲۰۸ قاضی خواست که در مورد شانزده پرونده قضاوت کنند. اختلاف فاحش در قضاوت قضات او را به وحشت انداخت.

برای آن که نویز را مشاهده کنید، باید سه مرحله را طی کنید:

  • اول، مشخص کنید که چه میزان انحراف (چند ماه زندان یا چند دلار جریمه) برای شما قابل‌پذیرش است.
  • سپس لازم است از کارشناسان بخواهید که قضاوت‌های خود را به یک عدد کمی (طول محکومیت یا میزان جریمه) تبدیل کنند.
  • در نهایت با مقایسه‌ی نظر کارشناسان می‌توانید میزان نویز را اندازه‌گیری کنید.

نویز را باور کنید

اولین قدم برای کاهش نویز، پذیرش وجود آن است. اگر قاضی‌ها باور نداشته باشند که نویز هست، هرگز تصمیم نمی‌گیرند که روش قضاوت خود را نویززدایی کنند.

درست مثل سوگیری، آگاهی از وجود نویز، قدمی مهم برای گرفتن تصمیم درست است. اما یک مشکل جدی داریم: تکرار نمی‌تواند سوگیری را از بین ببرد. (تیرانداز هر اندازه تیر بزند، مگسک تنظیم نمی‌شود.)

در یک مورد قضاوت هم، نویز قابل مشاهده و رفع کردن نیست. پس چه کار می‌توانیم بکنیم؟

اگر قرار است یک سهم تحلیل شود، می‌توانید از چند کارشناس بخواهید که سهم را بررسی کنند. واضح است که این کار هزینه‌ی تحلیل را بالاتر می‌برد؛ اما قطعاً قضاوت (خرید یا فروش سهم) با نویز، در نهایت هزینه‌ی بیشتری به بار می‌آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین اپیزودهای پادکست

این اپیزود قصه مردی است که بارها شکست خورد اما دوباره برخاست و داستان زندگی وینستون چرچیل از …
در این اپیزود به رمز و راز «جهان‌پهلوان تختی» می‌پردازیم. از تولد یک قهرمان مردمی در ورزش و سیاست تا زندگی شخصی پرفراز و نشیب و مرگی که پرونده‌اش …
در این اپیزود می‌خواهیم 12 اصل مهم و اصولی سرمایه گذاری را مرور کنیم که هر کس با هر سطح ریسک و هر میزان دارایی …
لوگوی اکوتوپیا کامل