چگونه با شناخت ریسک و بازده، استراتژی سرمایه‌گذاری خود را بهبود دهیم؟

فرمول طلایی برای رسیدن به بیشترین سود

تصویر مقاله ریسک و بازده

فهرست مطالب

در دنیای مالی و سرمایه‌گذاری، دو مفهوم کلیدی همیشه در کنار هم مطرح می‌شوند: ریسک و بازده. ریسک، احتمال محقق نشدن نتایج موردانتظار است. به‌عبارت‌دیگر، ریسک نشان‌دهنده‌ی عدم قطعیت در سودآوری یک سرمایه‌گذاری است؛ درحالی‌که بازده، به مقدار سودی اشاره دارد که سرمایه‌گذار از سرمایه‌گذاری خود به دست می‌آورد. در این راستا، درک ارتباط بین ریسک و بازده به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا تصمیم‌های بهتری درباره‌ی نحوه‌ی تخصیص منابع خود بگیرند.

برخی از سرمایه‌گذاران ممکن است به انتخاب سرمایه‌گذاری‌های کم‌ریسک و پایدار تمایل داشته باشند؛ درحالی‌که برخی دیگر به‌دنبال فرصت‌های پرریسک‌تر و با ظرفیت بازده بالاتر هستند. این انتخاب‌ها به عامل‌های گوناگونی بستگی دارد؛ از جمله هدف‌های مالی، افق زمانی سرمایه‌گذاری و میزان تحمل ریسک سرمایه‌گذار. به همین دلیل، شناخت ریسک‌های گوناگون و بازده‌های مرتبط با هر نوع سرمایه‌گذاری به سرمایه‌گذاران در تعیین راهبردهای مناسب و مدیریت سبد دارایی (پرتفوی) کمک می‌کند.

در نهایت، ارتباط بین ریسک و بازده نه‌تنها در حوزه‌ی سرمایه‌گذاری، بلکه در همه‌ی جنبه‌های زندگی مالی انسان‌ها اهمیت دارد. درک این ارتباط به افراد کمک می‌کند تا با آگاهی بیشتری به برنامه‌ریزی مالی و تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده‌ی خود بپردازند. به همین دلیل، در این مطلب به بررسی عمیق‌تری از این دو مفهوم می‌پردازیم و راهکارهای مؤثری برای مدیریت ریسک و بهینه‌سازی بازده می‌گوییم.

تعریف ریسک و مفهوم آن در سرمایه‌گذاری

شاید شما نیز عبارت‌هایی مانند این‌ها را شنیده باشید: «این سرمایه‌گذاری ریسک بالایی دارد» یا «سود این سرمایه‌گذاری تضمینی است». اما تعریف دقیق ریسک چیست و چگونه می‌توان آن را اندازه‌گیری کرد؟ پیش از اینکه تعریف رسمی ریسک را بگوییم و مقدار عددی آن را محاسبه کنیم، یک مثال را بررسی می‌کنیم: مقایسه‌ی بین سرمایه‌گذاری در یک مغازه‌ی ثابت و تجارت آنلاین.

افرادی که دیدگاه بلندمدت دارند، بخشی از درآمد خود را برای آینده پس‌انداز می‌کنند. مثلاً ممکن است بخواهند ماهانه بیست‌ درصد از درآمد خود را در یک حساب پس‌انداز جداگانه قرار دهند تا پس از مدتی بتوانند هزینه‌های سفر به یک کشور خارجی را تأمین کنند. معمولاً وقتی پس‌انداز آن‌ها زیاد می‌شود، به فکر سرمایه‌گذاری برای افزایش درآمد می‌افتند تا با سود حاصل از این سرمایه‌گذاری سریع‌تر به هدف خود برسند. اما یک دلیل باعث می‌شود ما هر نوع سرمایه‌گذاری را به‌آسانی نپذیریم: ترس از دست دادن تمام یا بخشی از سرمایه‌مان. در این حالت، ما از مقدار ریسک و بازده (Risk and Return) هر سرمایه‌گذاری آگاهی نداریم. یعنی ممکن است ندانیم از این سرمایه‌گذاری چه مقدار سود به دست خواهیم آورد یا چقدر احتمال دارد که ضرر کنیم.

اجازه دهید یک مثال دیگر بررسی کنیم: مقایسه‌ی بین درآمد ثابت از یک شغل دولتی و درآمد ناپایدار از کارآفرینی. وقتی شما در یک شغل دولتی فعالیت می‌کنید، اطمینان دارید که در زمان مقرر، مبلغ مشخصی به حساب شما واریز می‌شود. اما اگر در حوزه‌ی کارآفرینی مشغول به فعالیت باشید، ممکن است در یک ماه درآمدتان به چند برابر حقوق ثابت برسد؛ اما در برخی ماه‌ها ممکن است هیچ درآمدی نداشته باشید. در این حالت، درآمد بالقوه‌ی شما شاید بسیار بیشتر باشد؛ اما اطمینان شما برای کسب این درآمد کمتر است. به همین دلیل می‌گوییم که با وجود ظرفیت بازدهی بیشتر، ریسک کارآفرینی بیشتر از شغل ثابت است.

گونه‌های ریسک در سرمایه‌گذاری

در دنیای سرمایه‌گذاری، مفهوم ریسک اهمیت ویژه‌ای دارد. ریسک، عدم قطعیت و احتمال ضرر در سرمایه‌گذاری‌ها است. به‌طورکلی، ریسک‌ها به دو دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند: ریسک سیستماتیک و ریسک غیرسیستماتیک. بیایید هرکدام را با هم بررسی کنیم.

ریسک سیستماتیک

ریسک سیستماتیک به عدم قطعیت‌هایی اشاره دارد که بر کل بازار تأثیر می‌گذارد. این نوع ریسک به عامل‌های بزرگی مانند تغییرات اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی بستگی دارد. مثلاً وقتی نرخ ارز تغییر می‌کند یا یک انتخابات مهم در حال برگزاری است، این مسائل روی همه‌ی صنعت‌ها و بازارها اثر می‌گذارند. به همین خاطر، به ریسک سیستماتیک «ریسک عام» یا «ریسک غیرقابل‌تنوع» هم می‌گویند. چون نمی‌توانید با خرید سهم‌های گوناگون این نوع ریسک را کم کنید.

برای مثال، فرض کنید که شما می‌خواهید در بازار املاک سرمایه‌گذاری کنید. اگر در این بازار، نوسان‌های اقتصادی شدید باشد، حتی اگر شما فقط در یک پروژه‌ی خوب سرمایه‌گذاری کنید، باز هم تحت‌تأثیر شرایط کلی قرار خواهید گرفت. یعنی نمی‌توانید با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های گوناگون، از ریسک عمومی موجود در بازار در امان بمانید.

ریسک غیرسیستماتیک

برخلاف دسته‌ی قبلی، ریسک غیرسیستماتیک به عدم قطعیت‌هایی اشاره دارد که ویژه‌ی یک صنعت یا شرکت خاص است. مثلاً فرض کنید شما سهم یک شرکت خودروسازی مانند ایران‌خودرو را دارید. حالا ممکن است خبری از اعتصاب کارگران این شرکت منتشر شود. این رویداد به‌شدت بر روی ارزش سهم شما تأثیر می‌گذارد. این نوع ریسک «ریسک خاص» شناخته می‌شود.

برای کاهش این نوع ریسک، باید سبد سرمایه‌گذاری خود را متنوع کنید. به‌عبارت‌دیگر، به‌جای اینکه فقط در یک صنعت سرمایه‌گذاری کنید، بهتر است در صنعت‌ها و شرکت‌های گوناگون سرمایه‌گذاری کنید. مثلاً اگر به این نتیجه برسید که بازار قطعه‌های خودرو ممکن است در آینده دچار مشکل شود، بهتر است در شرکت‌های پتروشیمی که صادرات دارند نیز سرمایه‌گذاری کنید. با این کار، اگر یکی از صنعت‌ها دچار مشکل شد، دیگر صنعت‌ها این ریسک را جبران می‌کنند.

ریسک: دوست یا دشمن سرمایه‌گذاری؟

سود در بازار سهم به‌دلیل نوسان‌های قیمت به دست می‌آید. سرمایه‌گذاران همیشه در انتظار کاهش قیمت یک سهم هستند تا بتوانند آن را به قیمت پایین‌تری بخرند و سپس هنگام افزایش قیمت آن را بفروشند. این روند خریدوفروش بر اساس تغییرات قیمت، قلب فعالیت‌های بورس را تشکیل می‌دهد. اگر این نوسان‌ها نبود، قطعاً بازار سهم جذابیت کمتری برای سرمایه‌گذاری داشت. بااین‌حال، نوسان‌های قیمت همیشه با خود ریسک به همراه دارد؛ چرا که هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طورقطع پیش‌بینی کند که آیا قیمت یک سهم افزایش خواهد یافت یا کاهش. هرچه این نوسان‌ها بیشتر باشد، عدم قطعیت و درنتیجه، ریسک سرمایه‌گذاری زیاد می‌شود. اما در این نوسان‌ها، به همان اندازه که ممکن است ضرر کنیم، انتظار داریم که سودهای کلانی نیز به دست آوریم.

بدون نوسان‌های قیمت، بازار سهم نمی‌توانست به منبع سودآوری تبدیل شود. با زیاد کردن دانش و مهارت‌های سرمایه‌گذاری، ورود به بازارهای پرریسک باعث ایجاد سودهای جذاب می‌شود. معمولاً سرمایه‌گذاران فقط ده درصد از دارایی‌های خود را در بازارهای پرریسک قرار می‌دهند تا بتوانند ریسک را مدیریت کنند.

مدیریت در بازار

پیش از هر سرمایه‌گذاری، ریسک و بازده موردانتظار را محاسبه کنید. سرمایه‌گذاری منطقی، آن است که با مقدار سود مشخص، ریسک کمتری داشته باشد یا با ریسک مشخص، سود بیشتری به دست آورد. هدف از سرمایه‌گذاری، به حداکثر رساندن سود موردانتظار با یک سطح معین از ریسک یا حداقل کردن ریسک با یک سطح مشخص از بازده است. بنابراین، تصمیم‌گیری منطقی از مقایسه‌ی «ریسک و بازده» دو یا چند سرمایه‌گذاری به دست می‌آید. برای مثال، اگر به شما بگویند که یک سهم با ریسک ۵ درصد، سود ۲ درصدی به همراه دارد، نمی‌توانید به‌آسانی درباره‌ی آن قضاوت کنید. اما اگر دو سهم زیر را بررسی کنید، تصمیم‌گیری آسان‌تر خواهد بود:

 سهم ریسک (درصد)بازده (درصد) 
A۴۳
B۵۳

در اینجا، سهم A گزینه‌ی بهتری به نظر می‌رسد؛ زیرا با بازده یکسان، ریسک کمتری دارد. همین‌طور اگر دو سهم با ریسک یکسان، بازده‌های گوناگونی داشته باشند، تصمیم بهتری می‌گیرید.

در نهایت، هدف سرمایه‌گذاری این است که با ریسک معین، حداکثر سود ممکن را به دست آورید یا با سود ثابت، حداقل ریسک را تجربه کنید.

دو روش برای محاسبه‌ی ریسک و بازده

برای سنجش ریسک و بازده، دو روش اصلی داریم: روش تاریخی و روش احتمالی.

روش تاریخی به ما این امکان را می‌دهد که با بررسی داده‌های گذشته‌ی یک سرمایه‌گذاری، ارزیابی کنیم که چه مقدار ریسک و بازدهی انتظار داریم. مثلاً اگر بگوییم که یک شرکت فناوری شاید ۱۵۰۰ درصد سود داشته باشد اما ریسک آن بالا است، این ادعا بر اساس عملکرد گذشته‌ی آن شرکت و روندهای بازار شکل گرفته است. اما باید به یاد داشت که تاریخ همیشه تکرار نمی‌شود. آیا واقعاً می‌توان به این اعتماد کرد که شرایط بازار در آینده شبیه به گذشته خواهد بود؟ برای مثال، ممکن است شرکتی که شما در حال سرمایه‌گذاری روی آن هستید، درواقع یکی از شرکت‌های شکست‌خورده‌ی گذشته باشد.

به همین دلیل، برخی سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند به‌جای تکیه بر تاریخ، آینده را پیش‌بینی کنند. برای مثال، آن‌ها به تحلیل روندهای جاری بازار و موفقیت‌های شرکت‌های مشابه می‌پردازند، وضعیت کنونی پروژه‌ها را ارزیابی می‌کنند، پیش‌بینی‌های منطقی از شرایط آینده انجام می‌دهند و در نهایت با محاسبه‌ی احتمال هر رویداد، ریسک و بازده را تخمین می‌زنند. این روش نیازمند توان تحلیلی و دانش کافی از صنعت موردنظر است.

محاسبه‌ی ریسک و بازده تاریخی

روش تاریخی بسیار ساده است و هر فردی از عهده‌ی آن برمی‌آید. هرچه داده‌های تحلیلی بیشتری در اختیار داشته باشید، تخمین ریسک و بازده نیز دقیق‌تر خواهد بود. فرض کنید که یک سرمایه‌گذاری، مثلاً یک شرکت نوپا در زمینه‌ی انرژی‌های تجدیدپذیر، در چهار سال گذشته چنین بازدهی داشته است:

  • سال ۱: ۵۰ درصد
  • سال ۲: ۷۰ درصد
  • سال ۳: منفی 20 درصد
  • سال ۴: 100 درصد

اکنون سؤال این است: آیا بازده انتظاری از این شرکت با توجه به ریسک آن توجیه‌پذیر است؟ فرض کنید که این بازده‌ها با در نظر گرفتن نرخ تورم محاسبه شده‌اند.

بازده انتظاری

محاسبه‌ی بازده انتظاری کار سختی نیست. کافی است که بازدهی سالانه را حساب کنیم و میانگین بگیریم. یعنی تمام بازده‌ها را با هم جمع می‌کنیم و سپس بر تعداد سال‌ها تقسیم می‌کنیم.

مثلاً اگر در یک سرمایه‌گذاری میانگین بازده ۲/۷۵ درصد به دست آید، نشان‌دهنده‌ی بازده انتظاری ما است. هرچه تعداد داده‌ها بیشتر باشد، دقت تخمین ما بهتر می‌شود. اما بهتر است از داده‌های خیلی قدیمی استفاده نکنیم؛ چون شرایط امروز با گذشته قابل‌مقایسه نیست. برای نمونه، ممکن است یک سهم مانند سهم «پتروشیمی» در سال‌های گوناگون بازده‌های متفاوتی داشته باشد. اگر تمام سال‌های گذشته را در محاسبات در نظر بگیریم، ممکن است تصویر دقیقی از وضعیت کنونی ندهد. به همین دلیل، انتخاب درست زمان و تعداد داده‌ها به ما در تخمین دقیق‌تر ریسک و بازده کمک می‌کند.

ریسک سرمایه‌گذاری

محاسبه‌ی ریسک به معنای اندازه‌گیری نوسان‌های قیمت است. در آمار، برای این کار از مفهومی به نام واریانس استفاده می‌شود. نگران نباشید، محاسبات این مفهوم‌ها خیلی ساده است و فقط نیاز به جمع، تفریق، ضرب و تقسیم دارد.


با محاسبه‌ی جذر عدد به دست آمده، می‌فهمیم که ریسک یک سرمایه‌گذاری مشخص چه مقدار است. مثلاً ممکن است به این نتیجه برسیم که ریسک این سرمایه‌گذاری ۶/۸۴ درصد است؛ اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این عدد خوب است یا نه!

ریسک به ازای هر واحد بازده

اگر برای چند سهم گوناگون، ریسک و بازده را محاسبه کنیم، می‌فهمیم کدام سهم بهتر است. سهمی که ریسک کمتری دارد و بازدهی بیشتر، معمولاً انتخاب بهتری است. یکی از معیارهای مهم در این زمینه، نسبت «ریسک به ازای هر واحد بازده» یا CV است. این نسبت از تقسیم مقدار ریسک بر بازده انتظاری به دست می‌آید.

با استفاده از این نسبت، ارزیابی می‌کنیم که آیا ریسک یک سهم منطقی است یا خیر. اگر CV بیشتر از ۱ باشد، به این معنی است که نوسان‌های سهم بیشتر از بازده آن است. بنابراین، ریسک این سهم بالا است. اگر مقدار CV کمتر از ۱ باشد، نشان‌دهنده‌ی این است که سهم مطمئن‌تری داریم.

ریسک و بازده احتمالی

محاسبه‌ی ریسک و بازده احتمالی هم مانند روش تاریخی است. این بار نیز از میانگین برای بازده و از واریانس برای ریسک استفاده می‌کنیم. اما بزرگ‌ترین چالش این است که پیش‌بینی کنیم در آینده چه رویدادهایی ممکن است بیفتد، چقدر احتمال وقوع آن‌ها هست و اگر این رویدادها بیفتند، چقدر سود یا ضرر خواهیم کرد.

این نکته مهم است که در بازارهای مالی همیشه عدم قطعیت هست. مثلاً شاید یک جنگ یا بحران اقتصادی ناگهانی رخ دهد و تمام تحلیل‌های ما را بی‌معنا کند. هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طور دقیق پیش‌بینی کند که چه چیزهایی ممکن است در آینده رخ دهد.

در نهایت، انتخاب میزان ریسک و بازده بستگی به شخصیت شما، مقدار سرمایه، شرایط بازار و تصمیمات شخصی دارد. اگر ریسک و بازده با دقت محاسبه شوند، می‌توان حتی از بدترین شرایط بازار بهره‌برداری کرد و سود خوبی کسب کرد. اما باید به یاد داشت که پیش‌بینی دقیق ریسک و بازده تقریباً غیرممکن است؛ زیرا هیچ‌کس از آینده خبر ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین اپیزودهای پادکست

در این اپیزود به مفهوم توتالیتاریسم از نگاه هانا آرنت می‌پردازیم؛ فراتر از هیتلر و استالین، درباره ذهنیتی حرف می‌زنیم که …
این اپیزود قصه مردی است که بارها شکست خورد اما دوباره برخاست و داستان زندگی وینستون چرچیل از …
در این اپیزود به رمز و راز «جهان‌پهلوان تختی» می‌پردازیم. از تولد یک قهرمان مردمی در ورزش و سیاست تا زندگی شخصی پرفراز و نشیب و مرگی که پرونده‌اش …
لوگوی اکوتوپیا کامل