کتاب بازیکن تیمی ایدئال (۲۰۱۶) نقش کار گروهی را در محیط کسبوکار امروز بررسی میکند و آموزش میدهد که چطور یک تیم موفق و آماده بسازید. این خلاصه توضیح میدهد که یک بازیکن تیمی خوب چه ویژگیهایی دارد؛ چطور باید این افراد را پیدا کرد و برای ساختن شرکتی که کار گروهی در آن حرف اول را میزند، چه کارهایی نیاز است.
پاتریک لنچونی بنیانگذار و رئیس گروه تیبل، یک شرکت مشاورهای، است. او همچنین یک سخنران بسیار مطرح است که یازده کتاب پرفروش در حوزهی کسبوکار نوشته است.
دوران نبوغ فردی گذشته است. بسیاری از نوآوریهای الهامبخش امروز را تیمهایی از افراد بااستعداد خلق کردهاند؛ مانند آیفون اپل، فیلم «بالا» (Up) از پیکسار و حتی ویکیپدیا.
اگر میخواهید چیزی خلاقانه و پیشگام تولید کنید، به یک تیم نیاز دارید. اما اداره کردن تیمها کار سادهای نیست. اعضای تیم ممکن است با هم اختلاف پیدا کنند و همین موضوع نوآوری را محدود و بهرهوری را کم میکند. پس چطور باید یک تیم اثرگذار ساخت؟
خلاصهی کتاب «بازیکن تیمی ایدئال» سه ویژگی را معرفی میکند که هر بازیکن تیمی فوقالعادهای باید داشته باشد و توضیح میدهد که چطور این خصوصیات را در کارمندان تقویت کنید.
در خلاصهی کتاب بازیکن تیمی ایدئال، همچنین یاد میگیرید:
• چرا به کارمندانی نیاز دارید که بیشتر از آنچه به آنها گفته میشود، کار میکنند؛
• چرا تیمهایی با بازیکنان متوسط گاهی بهتر از تیمهایی با استعدادهای برتر عمل میکنند؛
• و چرا نحوهی برخورد یک نامزد شغلی بالقوه با منشی، چیزهای زیادی به شما یاد میدهد.
آیا تابهحال فکر کردهاید که چرا یک تیم فوتبال پر از ستارههای بزرگ، همچنان مسابقات را پشتسرهم میبازد؟ این تیمها ناکارآمدند و پنج عامل برای این مشکل نقش دارند:
۱. بیتوجهی به نتایج کلی: در یک تیم ناکارآمد، اعضا به نتیجهی تیم اهمیت نمیدهند؛ چون هر نفر بیش از حد روی موفقیت شخصی خودش تمرکز کرده است. شاید یک بازیکن ستاره آنقدر برای گل زدن مصمم باشد که از پاس دادن توپ به همتیمی آمادهاش خودداری کند. در نتیجه تیم، فرصت گلزنی را از دست میدهد.
2. نبود مسئولیتپذیری: اعضای تیمهای ناکارآمد، حس مسئولیتپذیری ندارند. یعنی تیم، اعضای خود را برای اشتباهها (مانند دیر رسیدن یک بازیکن یا با حال بد به تمرین آمدن) بازخواست نمیکند. این طرز فکر، استانداردهای کلی تیم را پایین میآورد؛ زیرا اعضا میبینند که بهترین عملکرد را نداشتن، قابلقبول است.
3. نبود تعهد به تصمیمهای مشترک: تیمهای ناکارآمد برای پایبندی به تصمیمهای مشترک به مشکل میخورند. اگر یک تیم فوتبال از قبل برنامهآی داشته باشد اما یک بازیکن در طول مسابقه کار خودش را انجام دهد، آن برنامه شکست میخورد و تیم ناکام میماند.
4. ترس از بحث و اختلاف: تیمهای ناکارآمد اغلب از بحث و اختلاف میترسند. وقتی اعضای تیم از گفتوگوها یا بحثهای لازم دوری میکنند، مسائل درونی میمانند و زمینهی اختلاف بالا میگیرد.
5. نبود اعتماد: اعضای تیمهای ناکارآمد به هم اعتماد ندارند. یک عضو تیم به کل تیم بیاعتماد است، ضعفهای خود را پنهان میکند و از درخواست کمک، حتی در صورت نیاز، دوری میکند. به همین شکل، دیگر اعضا به عضوی اعتماد نمیکنند که ضعفها را پنهان میکند.
پس چطور هنگام ساختن یک سازمان، از تلهی تیمهای ناکارآمد دوری کنید؟
تیمهای عالی از بازیکنان تیمی ساخته میشوند. یک بازیکن تیمی بد ممکن است نهتنها کار یک گروه، بلکه کل شرکت را مختل کند؛ درست مانند آن بازیکن فوتبالی که از همراهی با برنامهی کار تیم سر باز میزند.
کارمندانی با مهارتهای اجتماعی خوب و افرادی که انگیزهی زیادی برای کار دارند (همان بازیکنان تیمیای که باید پرورش دهید و به او پاداش دهید)، آنجا نمیمانند؛ چون تیم شما کارآمد نیست. بنابراین باید فعال باشید: بازیکنان تیمی را استخدام کنید، کارکنان ناکارآمد را آموزش دهید و کارمندانی را که تغییر نمیکنند، کنار بگذارید.
اما چطور مطمئن شوید که افراد درستی در تیم خود دارید؟ بیایید سه خصوصیت را بررسی کنیم که باید در کارمندان فعلی و آینده بهدنبالشان باشید.