کتاب وقتی بدن نه میگوید (2003) به ارتباطهای پنهان میان سلامت روان و بیماری جسمی میپردازد. علم پزشکی مدرن اغلب تلاش میکند به ما اطمینان دهد که ذهن و بدن ما کاملاً از هم جدا هستند؛ اما در واقعیت، این دو عمیقاً به هم پیوستهاند. استرسهای ذهنی اغلب به شکل بیماریهای فیزیولوژیک، اختلالها و عارضههای مزمن در بدن ظاهر میشوند و سلامت و تندرستی ما را به خطر میاندازند.
گابور ماته، پزشکی با بیست سال سابقه در حوزهی طب خانواده و مراقبتهای تسکینی است. او یکی از پدیدآورندگان نوعی رویکرد رواندرمانی به نام «کاوش مشفقانه» است که برای کشف محرکهای رفتاری ناخودآگاه بیمار به کار میرود. کتاب دیگر او، «در قلمرو اشباح گرسنه» که به دلایل ریشهای اعتیاد میپردازد، در سال 2009 جایزه هیوبرت ایوانز برای آثار غیرداستانی را برنده شد. از دیگر آثار او میتوان به «افسانه عادی بودن» و «ذهن فروپاشیده» اشاره کرد.
چرا استرس تا این حد برای سلامتی شما مضر است؟
اگر دوستی با شما تماس بگیرد و بگوید دردی طاقتفرسا دارد که او را از راه رفتن انداخته است، چه کار میکنید؟ آیا او را ضعیف میخوانید و میگویید به آن اهمیت ندهد؟ یا اصرار میکنید به بیمارستان برود و شاید حتی خودتان او را به آنجا ببرید؟
به احتمال زیاد، راه دوم را انتخاب میکنید. اما اگر شرایط برعکس شود و این شما باشید که همان درد شدید را تجربه میکنید، چه؟
بسیاری از ما دوست داریم وانمود کنیم قوی و حتی شکستناپذیر هستیم. خودمان را قانع میکنیم که میتوانیم هر اندازه درد جسمی یا عاطفی را تحمل کنیم؛ یا با سرکوب کردنش، یا با نادیده گرفتنش، یا با پرداختن به مشکلات دیگران.
اما این رویکرد اصلاً جواب نمیدهد. این کار سلامتی ما را به خطر میاندازد و ضعفهای درونی ما را پنهان میکند. ما با انکار مشکلات خود، از پرداختن به آنها دوری میکنیم. بدن ما بارها به ما نه میگوید؛ اما ما از گوش دادن سر باز میزنیم؛ تا جایی که دیگر خیلی دیر میشود. وقت آن رسیده است که با دلایل اصلی بیماریهای خود روبهرو شویم و کنترل سلامتیمان را دوباره به دست بگیریم.
یکی از شایعترین بیماریها در جهان، بیماری قلبی است. به نظر شما علت این بیماری چیست؟
احتمالاً فکر میکنید ترکیبی از فشار خون بالا، کلسترول بالا و سیگار کشیدن است. درست است که این موارد در بیماری قلبی نقش دارند؛ اما بزرگترین عامل خطر، حتی بیشتر از همهی این موارد، درواقع فشار شغلی است. علاوهبر این، استرس کاری عامل مهمی در افزایش فشار خون و کلسترول است.
سالها نظریهی رایج در پزشکی، دوگانگی ذهن و بدن بود. این نظریه میگوید که کارکردهای درونی ذهن هیچ ارتباطی با بقیهی بدن ندارد. دوگانگی پزشکان را مجبور میکرد که این دو را جداگانه مطالعه کنند و اعلام کنند که بدن ما جدا از محیطش عمل میکند. اما این نظریه، ارتباط عمیق و اثباتشده میان بدن و ذهن را نادیده میگیرد.
با وجود رواج نظریهی دوگانگی، شواهد قانعکنندهای نشان میدهد این نظریه تمام داستان نیست. اینجاست که یک حوزهی جدید پزشکی وارد میشود: روانعصبایمنیشناسی که فرآیندهایی را مطالعه میکند که از طریق آنها هیجانها بر فیزیولوژی بدن تأثیر میگذارند.
مطالعات بیشماری نشان میدهند که تجربهها و استرسهای روزانهی ما چگونه بر سیستم ایمنی ما تأثیر میگذارند. برای مثال، یک مطالعه نشان داد که سیستم ایمنی دانشجویان پزشکی زیر فشار نزدیک شدن به امتحانهای نهایی، سرکوب شده بود. در ضمن، تنهاترین دانشجویان، بیشترین تأثیر منفی را بر دفاع ایمنی خود تجربه کردند.
این اتفاق چگونه ممکن است؟ خب، همه چیز با محرکهای عاطفی شروع میشود. هیجانها درواقع تخلیههای الکتریکی، شیمیایی و هورمونی از سیستم عصبی انسان هستند. اینها بر عملکرد اعضای اصلی بدن و سیستم دفاعی ایمنی ما تأثیر میگذارند و از آنها تأثیر میپذیرند. استرس بهطور خاص، سیستم ایمنی ما را خلع سلاح میکند. این موضوع قطعاً تأثیر زیادی خواهد داشت و حتی ممکن است باعث بیماری مزمن شود.
یکی از بیماران نویسنده به نام «مری»، نمونهی خوبی است. مری به بیماری اسکلرودرمی مبتلاست؛ یک بیماری خودایمنی که باعث سفت شدن پوست، مری، قلب، ریهها و سایر بافتهای بدنش میشود.
یک روز، در وقت ملاقات با نویسنده، مری از زندگی گذشتهی خود و سرکوب شدید عاطفیاش گفت. او در کودکی مورد آزار قرار گرفته بود و مجبور بود دائماً از خواهرانش در برابر والدین رضاعیشان محافظت کند. او در جوانی و بزرگسالی، بهندرت به احساسات خودش فکر میکرد و در عوض، بهشکلی وسواسگونه مسئولیت دیگران را به عهده میگرفت؛ حتی وقتی بیماری اسکلرودرمی او بدتر میشد. سرکوب عاطفی مکرر مری، ممکن بود سیستم ایمنی بدن او را از کار انداخته و او را در برابر آسیبهای اسکلرودرمی، آسیبپذیر کرده باشد.