رمان «پاکبازی» سومین جلد از مجموعهی هیجانانگیز «نابغهها» اثر جنیفر لین بارنز است که کاسی هابز و تیم نوجوانان افبیآی را به قلب لاسوگاس و دنیای پرزرقوبرق اما فاسد قمار میکشاند. در این تریلر معمایی، بارنز با ترکیب ریاضیات، روانشناسی جنایی و رازهای خانوادگی، پروندهای را میگشاید که ریشههایش به دههها قبل و یک فرقهی مخوف جنایتکار بازمیگردد. این اثر با به چالش کشیدن هویت و وفاداری شخصیتها، نشان میدهد که گاهی خطرناکترین دشمنان از سایهمان هم به ما نزدیکترند.
جنیفر لین بارنز نویسندهی آمریکایی و استاد دانشگاه است که بهخاطر خلق رمانهای معمایی و هیجانانگیز برای نوجوانان شهرت جهانی دارد. او مدرک دکترای روانشناسی و علوم شناختی از دانشگاه ییل دارد و پژوهشگر فولبرایت در دانشگاه کمبریج نیز بوده است. بارنز با استفاده از دانش روانشناسی خود، شخصیتهایی پیچیده و پلاتهای داستانی هوشمندانهای خلق میکند که او را به یکی از نویسندگان پرفروش نیویورکتایمز تبدیل کرده است. از مهمترین دستاوردهای او میتوان به نامزدی جایزهی ادگار و کسب جوایز گودریدز اشاره کرد. مشهورترین آثار او شامل مجموعهی «بازیهای میراث» (کتابهای بازیهای میراث، ارثیه هاثورن، گامبی نهایی و برادران هاثورن) است که محبوبیت بسیار زیادی کسب کرده و همچنین مجموعهی «نابغهها» (شامل کتابهای نابغهها، غریزه مرگبار و پاکبازی) که ترکیبی جذاب از جنایت و روانشناسی است.
ماجرا از جایی آغاز میشود که کاسی هابز، بعد از حوادث نفسگیر گذشته، برای تعطیلات به خانه مادربزرگ پدری خود برگشته است. همه جا پر از سروصدا، غذا و محبت خانوادگی است و با روحیات او همخوانی چندانی ندارد. در میان این شلوغی، پدر کاسی که معمولاً در مأموریتهای نظامی است، با خبری شوکهکننده از راه میرسد. پلیس بقایای جسدی را پیدا کرده که معتقدند متعلق به لورلای هابز، مادر کاسی است. کاسی با دیدن گردنبند مادر و شال آبیرنگ او که دور استخوانها پیچیده شده، ویران میشود؛ اما غریزهی کارآگاهیاش بیدار میشود؛ او میخواهد بداند دقیقاً چه بر سر مادرش آمده و چرا جسدش بعد از اینهمه سال، آن هم به این شکل پیدا شده است.
جاد، محافظ سرسخت گروه نابغهها، کاسی را از غرق شدن در این گرداب شخصی بیرون میکشد و او را به پایگاه برمیگرداند. اما فرصتی برای سوگواری نیست. بریگز و استرلینگ از پروندهای جدید و فوری خبر میدهند که تیم باید بلافاصله برای آن اعزام شود. مقصد، لاسوگاس است؛ شهر نور و قمار. سه قتل در سه روز متوالی اتفاق افتاده است که در نگاه اول بیارتباط به نظر میرسند: دختری که در استخر یک کازینو غرق شده، شعبدهبازی که در میان شعلههای آتش نمایش خود سوخته و پیرمردی که تیری در قلبش نشسته است. تنها وجه اشتراک این جنایتها، اعداد مرموزی است که روی مچ دست قربانیان حک یا نوشته شده است.
تیم نابغهها سوار بر جت خصوصی بهسمت وگاس میرود. در هواپیما، تنشها و رازهای ناگفته آشکار میشوند. مایکل که بهتازگی از دیدار با پدر کلاهبردارش برگشته، خودرویی گرانقیمت به همراه دارد. احتمالاً هدیهای از پدرش که بیشتر شبیه باجگیری است. دین سعی میکند آرامش گروه را حفظ کند؛ اما نگرانی برای کاسی در چشمانش موج میزند. لیا مثل همیشه با نیشوکنایه فضا را تلطیف میکند، اما اسلون، نابغهی آمار و ریاضیات، رفتاری غیرعادی دارد. وگاس زادگاه اسلون است و برگشت به این شهر، برای او معنایی فراتر از یک پروندهی جنایی دارد. با ورود به هتل مجلل و کازینوی «مجستی»، گروه به پروندهای برمیخورد که قاتل در آن با اعداد و روشهای قتل، قصد دارد پیامی رمزی بفرستد.