کتاب «مقیاسافزایی برقآسا» (۲۰۱۸) دربارهی یک تغییر بزرگ در دنیای کسبوکار حرف میزند؛ تغییری آنقدر تازه و بیسابقه که برای گفتن آن یک کلمهی جدید ساخته شده است. این کلمه به کاری اشاره دارد که شرکتهایی مثل گوگل، فیسبوک و آمازون انجام دادند؛ آنها استارتاپهای پرانرژی و کوچکی بودند که چند سال بعد به شرکتهای خیلی بزرگ جهانی تبدیل شدند. رمز موفقیتشان چیست؟ جوابش یک کلمه است: مقیاسافزایی برقآسا. این کتاب همین موضوع را بررسی میکند.
رید هافمن یکی از کسانی است که لینکدین و پیپال را تأسیس کرده است و اولین سرمایهگذار در فیسبوک هم شناخته میشود. او حالا عضو هیئتمدیرهی شرکتهایی مثل ایربیانبی و مایکروسافت است. از کتابهای دیگر او میشود به «استارتاپ خودت باش» و «پیمان» اشاره کرد که هر دو جزء پرفروشهای نیویورک تایمز بودهاند.
کریس یه هم در نوشتن کتاب «پیمان» با هافمن همکاری کرده است. او کارآفرین، نویسنده و مشاور کسبوکار در سانفرانسیسکو است. درس خواندن کریس در دانشگاه استنفورد و دانشکدهی کسبوکار هاروارد، نوعی دیدگاه خاص دربارهی تجارت به او داده است.
رازهای رشد خیلی زیاد و سریع کسبوکار شرکتهای موفق را بفهمید.
اواخر سال ۱۹۹۶، بزرگترین و باارزشترین شرکتها هنوز شرکتهای صنعتی خیلی بزرگ بودند؛ اسمهایی مثل جنرال الکتریک، رویال داچ شل، کوکاکولا و اکسونموبیل. ولی حالا، حدود بیست سال بعد، هیچکدام از آنها دیگر جزء پنج شرکت برتر دنیا نیستند.
امروزه شرکتهایی مثل اپل، گوگل، مایکروسافت، آمازون و فیسبوک در صدر قرار دارند. در این مدت، اقتصاد دنیا دست شرکتهای فناوری افتاده است. فقط در سیلیکونولی، 150 شرکت فناوری برتر ارزشی برابر با سه و نیم تریلیون دلار دارند. خیلی از آنها فقط در چند سال از یک استارتاپ به یک شرکت اقتصادی خیلی بزرگ تبدیل شدهاند.
اسمهایی مثل آمازون، فیسبوک، گوگل، اینستاگرام، یوتیوب، اسنپچت، توییتر، اوبر، لینکدین، پیپال، ایبی و… همه نمونههای این رشد خیلی سریع هستند. راز این رشد فوقالعاده در کلمهی مقیاسافزایی برقآسا پنهان شده است.
کلمهی «Blitzscaling» تازه ساخته شده است؛ پس اگر معنی دقیق آن را نمیدانید، تنها نیستید. برای فهمیدن بهتر این اصطلاح، میشود آن را به دو قسمت تقسیم کرد: «Blitz» و«Scaling».
در زبان آلمانی، کلمهی Blitz به معنی «صاعقه» است. این کلمه در انگلیسی امروزی هم برای گفتن کارهایی با سرعت خیلی زیاد استفاده میشود. مثلاً وقتی یک شرکت به شکل ناگهانی و خیلی زیاد تبلیغهایش را همهجا پخش میکند، میگویند یک «یورش بازاریابی» یا Marketing Blitz انجام داده است.
قسمت دوم یعنی «Scaling» به زبان ساده یعنی «مقیاسافزایی». در دنیای کسبوکار، این کلمه دو معنی دارد: اول، به رشد یکسان اشاره دارد که در آن همهی قسمتهای شرکت با هم و به شکل هماهنگ بزرگ میشوند. این موضوع مهم است؛ چون اگر شرکتی بخواهد محصولات یا خدمات بیشتری بفروشد، باید زیرساختها، منابع و آدمهای بیشتری را هم زیاد کند، آن هم طوری که این قسمتها از هم عقب نمانند. فقط در این صورت است که رشد ماندگار میشود.
مثلاً تصور کنید یک بچه هستید با یک دکهی فروش لیموناد و میخواهید کسبوکارتان را بزرگتر کنید. برای فروش بیشتر، باید دکههای بیشتری باز کنید، لیمو و لیوان بیشتری بخرید و آدمهای بیشتری استخدام کنید. اگر فقط یکی از این چیزها را زیاد کنید، بزرگ شدن کار ماندگار نخواهد بود. مثلاً اگر لیوان کم بیاورید، حتی اگر هزاران لیمو داشته باشید، فایدهای ندارد. حالا اگر بتوانید درست از این مشکلات رد شوید و دکههای فروشتان به همهی محلههای شهر برسد، یعنی واقعاً به مقیاسافزایی رسیدهاید. شرکت شما در اندازهی خیلی بزرگی رشد میکند.
با ترکیب این معنیها، میشود یک فهم اولیه از معنی مقیاسافزایی برقآسا به دست آورد: یک رشد سریع، یکسان و در نتیجه ماندگار. دقیقاً همین اتفاق بود که برای آمازون افتاد: این شرکت در سال ۱۹۹۶، فقط 151 کارمند داشت و درآمدش 5.1 میلیون دلار بود. ولی تا سال ۱۹۹۹، تعداد کارمندهایش به 7600 رسید و درآمدش به 1.64 میلیارد دلار بیشتر شد. یعنی در سه سال، تعداد کارمندها بیشتر از پنجاه برابر شد و درآمد 322 برابر رشد کرد.
ولی باید یک نکته را به تعریفمان اضافه کنیم: همهی شرکتها دنبال رشد هستند و هر شرکتی که موفق باشد، آخرش رشد خواهد کرد. اگر مقیاسافزایی برقآسا فقط به معنی رشد سریع و ماندگار بود، فرقی با موفقیت تجاری خیلی بزرگ نداشت. این نوع رشد فراتر از فقط رشد سریع و ماندگار است. در ادامهی کتاب مقیاسافزایی برقآسا خواهیم دید چه چیزهایی آن را خاص و متفاوت میکند.