کتاب جنگ محتوم (2017) اندیشههای کهنهی نظامی را با یک مناقشه و دعوای کاملاً امروزی تطبیق میدهد: کشمکش قدرت میان قدرت تثبیتشدهی ایالات متحده و قدرت روبهرشد چین. کتاب نشان میدهد این نوع روابط در قرنهای گذشته چگونه باعث درگیری شده است و توضیح میدهد آمریکا و چین در آینده چه باید بکنند تا از جنگ تمامعیار جلوگیری شود.
گراهام آلیسون پژوهشگر و دانشمند علوم سیاسی نامدار و استاد کرسی داگلاس دیلن در مدرسهی حکومت جان اف. کندی دانشگاه هاروارد است. او مدیر «مرکز علم و امور بینالملل بلفر» در مدرسهی کندی هاروارد است و «پروژهی تلهی توسیدید» را که سالهاست در هاروارد جریان دارد، رهبری میکند.
استفاده از حکمت باستانی برای حل چالش قدرت معاصر
در سالهای اول قرن نوزدهم، ناپلئون گفت: «بگذار چین بخوابد؛ چون وقتی بیدار شود، جهان را خواهد لرزاند.» اکنون، در دههی ۲۰۲۰، چین بیتردید بیدار شده است. چین قرن بیستویکم در خط مقدم صنعت و فناوری، به بازیگری کلیدی در صحنهی سیاست جهانی بدل شده است.
هنوز روشن نیست که این اتفاق چه تأثیری بر بقیهی جهان و مشخصاً ایالات متحدهی آمریکا خواهد گذاشت. تحلیلگران، سیاستمداران و اندیشکدهها تلاش میکنند به آینده نگاه کنند تا بفهمند رشد توقفناپذیر چین چگونه ممکن است چشمانداز ژئوپولیتیک را شکل دهد؛ اما شاید نگاه کردن به گذشته بهتر باشد.
علتش این است که چین و آمریکا در حال حاضر دارند پویایی سیاسیای را نشان میدهند که اولین بار توسیدید مشاهده کرد، تاریخنگار یونان باستان در قرن پنجم قبل از میلاد. بهطور خلاصه، وقتی قدرتی جدید برخیزد و قدرت تثبیتشدهای را تهدید کند، نتیجهی محتمل، جنگ است.
در خلاصه کتاب جنگ محتوم، بررسی میکنیم یونان باستان دربارهی رویارویی چین و آمریکا چه به ما میگوید، آیا این رویارویی حتماً به جنگ میانجامد یا نه و چگونه میتوان از این اتفاق پرهیز کرد.
نزدیک 2500 سال پیش، جنگی چنددهساله سراسر اروپای جنوبی و آبهای دریای مدیترانه را درگیر کرد: جنگ پلوپونزی. این جنگ میان دو دولت رقیب اتفاق افتاد: اسپارت در جایگاه قدرت تثبیتشده و آتن در جایگاه نیروی روبهرشد. شکست نهایی آتنیها، آغاز پایان امپراتوری یونان باستان بود.
چرا آتنیها و اسپارتیها وارد جنگ شدند؟ دربارهی ناکامیهای دیپلماتیک، ائتلافهای درحالتغییر و کشمکشهای ارضی که جرقهی این درگیری بودند، بسیار نوشتهاند. اما توسیدید که در بطن ماجرا بود؛ توضیحی بسیار خلاصهتر دارد: رشد آتن در دل اسپارت ترس انداختخیزش آتن در دل اسپارتا ترس افکند. وقتی این اتفاق بیفتد، درگیری اجتنابناپذیر است.
در دهههای اول قرن بیستویکم، میان دو قدرت دیگر همین رابطه برقرار شد: ایالات متحده که در قرن بیستم خود را نیروی غالب سیاسی و اقتصادی جهان کرد، و چین که رشد سریعش نشان میدهد آماده است برتری آمریکا را تصاحب کند.
خیزش چین برای رسیدن به قدرتی جهانی سریع بوده است. در ۱۹۷۱، هنری کیسینجر به چین سفر کرد (کشوری که آن زمان تا حد زیادی روی بیگانگان بسته بود). او قصد داشت زمینه را برای سفر سال بعد رئیسجمهور ریچارد نیکسون فراهم کند. کیسینجر کشوری روستایی و عقبمانده دید؛ اما اگر چند دهه جلوتر بیاییم، تصویر کاملاً تغییر میکند.
اکنون چین از جامعهای عمدتاً کشاورزی به کشوری صنعتی تبدیل شده است. کشوری با زیرساختهایی قوی. کوین راد، نخستوزیر اسبق استرالیا، این چند دهه را ترکیبی از انقلاب صنعتی انگلستان و انقلاب جهانی اطلاعات میداند که با سرعت نور اتفاق افتاده است.
رُم شاید در یک روز ساخته نشده باشد؛ اما چین تا سال ۲۰۰۵ هر دو هفته معادل مساحت رم باستان را در قالب طرح نوسازی خود میساخت. علاوهبر این، بین ۱۹۴۹ تا ۲۰۱۴، میانگین امید به زندگی شهروندان چینی دو برابر شد. چین به بزرگترین تولیدکنندهی جهان در حوزههایی مثل آلومینیوم، کشتی، رایانه، تلفن همراه، پوشاک و مبلمان تبدیل شده است. یعنی تولیدکنندهی غالب جهان. و در مسیر تبدیل شدن به قدرت اقتصادی غالب جهان است.
بین ۱۹۸۰ و ۲۰۱۷، تولید ناخالص داخلی چین از هفت درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا به ۶۱ درصد رسید. برای درک بهتر، از ۲۰۰۸ به این طرف، هر دو سال افزایش اندازهی اقتصاد چین برابر با کل اقتصاد کشور همسایهاش، هند، بوده است. بعد از بحران مالی جهانی، رشد چین یکسوم کم شد؛ اما رشد جهانی به نصف رسید. حتی وقتی رشد کند میشد، چین باز هم جلوتر بود.
به گفتهی لی کوآن یو، نخستوزیر سابق سنگاپور و ناظر تیزبین چین، وقتی چین به قدرت کامل برسد، فقط کفهی ترازوی قدرت جهانی را سنگینتر نخواهد کرد. او گفت: «جهان باید به تعادلی نو برسد.» از نظر او، چین صرفاً بازیگری بزرگ دیگر در صحنهی جهان نیست. حالا چین بزرگترین بازیگر است. آمریکا بیتردید آگاه است که تعادل جهانی درحالتغییر است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجهی وقت، بعد از دههها تمرکز سیاست خارجی بر خاورمیانه، در ۲۰۱۱ اعلام کرد که تمرکز سیاست دولت به شرق آسیا منتقل خواهد شد.
در سوی دیگر، چین تشنهی قدرت است:. کشوری که از تحریم کردن یا تهدید به جنگ برای پیشبرد دستور کارش در صحنهی جهانی ترسی ندارد. وضعیتی که برای توسیدید بسیار آشناست و اتفاقی که تاریخنگاران بارها شاهد تکرارش در صحنهی جهان بودهاند.
در بخش بعدی کتاب جنگ محتوم، به گذشته برمیگردیم تا نمونههای اینچنینی را ببینیم و بفهمیم کدام ملتهای دیگر گرفتار «تلهی توسیدید» شدهاند.
3 پاسخ
از تلاش شما برای نشر دانش و آگاهی مردم ایران سپاسگزارم
توسیدید تاریخنگار یونانی میگفت وقتی قدرتی تثبیتشده از طرف قدرتی درحالرشد تهدید شود، به احتمال زیاد جنگ خواهد شد. در حال حاضر، چین قدرتی روبهرشد است که برتری آمریکا را تهدید میکند.
الان که خلاصه کتاب را می خوانم ایران و آمریکا در پاکستان در حال مذاکره هستند و بقول دکتر مطهرنیا هدف اصلی آمریکا، چین است.حالا که این خلاصه را خواندم دقیقتر منظور دکتر رادفهمیدم.بماند یادگار
سرنوشتی شوم در انتظار مردمی که بی خبر از هیاهو سیاست تنها به دنبال آرامش در زندگی هستند