کتاب داروینیسم دیجیتال (۲۰۱۸) نگاهی تازه به موضوعی ضروری دارد: چه چیزی یک کسبوکار را واقعاً متفاوت و جریانساز میکند؟ مدیران برای موفق ماندن در بازار جهانیِ پرشتاب امروز، باید روی چه مسائلی تمرکز کنند؟
تام گودوین، مدیر بخش نوآوری در شرکت Zenith Media است. او برای رسانههایی چون تِککرانچ، گاردین، اینک، جِیکیو و فوربز مطلب نوشته است. نوشتههای او دربارهی فناوری، تبلیغات و راهکارهای بازاریابی در نیویورکتایمز و اکونومیست منتشر شدهاند.
بفهمید هر کسبوکاری برای آمادگی در برابر تغییرات آینده، باید چه کار کند.
بیشتر صاحبان کسبوکار با داستان سقوط فروشگاه زنجیرهای بلاکباستر آشنا هستند. این برند زمانی محبوب و سودآور بود؛ اما وقتی مدل سنتی اجارهی دیویدی از بین رفت، به قعر بازار سقوط کرد. این داستان تلخ، هشداری جدی برای دیگران است. هیچکس نمیخواهد به سرنوشت بلاکباستر دچار شود. این شرکت فقط یکی از نمونههای کسبوکارهایی است که نتوانستند جلوتر از زمان خود حرکت کنند. آنچه در خلاصه کتاب داروینیسم دیجیتال میخوانید، پیشنهادهایی برای کمک به کسبوکارهای امروز است تا به این سرنوشت دچار نشوند.
ما در میانهی عصر دیجیتال هستیم. کسبوکارهایی که خود را با این دوران سازگار نکنند، به حاشیه رانده خواهند شد؛ بهویژه آنهایی که فقط در ظاهر با جهان دیجیتال همراه شدهاند؛ اما تغییرات را درونی نکردهاند. داروینیسم دیجیتال یعنی ترکیب عمیق فناوری دیجیتال با ذات یک کسبوکار؛ نه اینکه فقط سایتی راه بیندازید و در آن یک تور مجازی بگذارید.
دیر یا زود، فناوری دیجیتال به بخشی از زندگی روزمرهی ما تبدیل خواهد شد؛ درست مثل برق. پس شرکتهایی که میخواهند در آینده پیشتاز باشند، باید همین حالا این واقعیت را قبول کنند.
در نگاه اول، شاید بقا برای سازگارترینها، مفهومی آشنا باشد. اما این اصل در دنیای پرتحول امروز، چه معنایی برای کسبوکارها دارد؟
ممکن است تصور کنید شرکتهایی موفقتر هستند که بزرگاند، تیمهای متخصص دارند و میلیاردها دلار بودجه. اما از نظر تام گودوین، داروینیسم در عصر دیجیتال یعنی توانایی رشد در دل همین تغییرات سریع؛ یعنی آمادگی برای سازگاری سریع با آیندهای نامطمئن.
شرکتهای بزرگ و جهانی که چند دهه سابقه دارند، دیگر لزوماً موفقترینها نیستند؛ برعکس، ممکن است در تلهی عادتها و ساختارهای قدیمی گرفتار شوند و نتوانند هیچ تغییری ایجاد کنند.
مثلاً سونی سرمایهگذاری زیادی روی تولید دستگاههایی مانند واکمن و دیسکمن کرد و به پیشتاز بازار تبدیل شد. اما بعد از ظهور MP3 و موسیقی دیجیتال، با این حقیقت مواجه شد: اگر موسیقی دیجیتال همهگیر شود، چه بلایی سر واکمنها و دیسکمنها میآید؟ حتماً فروششان قطع میشود. بنابراین، ورود به بازار دیجیتال برای سونی، نوعی خودکشی به نظر میرسید. همین تردید باعث شد تا جایگاهش را به رقبای نوآور در بازار بدهد.
بسیاری از شرکتها فقط حاضرند قدمهایی کوچک و سطحی بهسوی فناوری بردارند. نویسندهی کتاب داروینیسم دیجیتال این روش را بهزور چسباندن فناوری به سیستم قدیمی میداند. مثلاً وقتی بانک، اپلیکیشنی میسازد که با عکس گرفتن از چک، میتوان آن را وصول کرد. اما این بانک اصل ماجرا را زیر سؤال نمیبرد؛ یعنی استفاده از چک کاغذی در دوران دیجیتال. آنها فقط فناوری را به سیستمی درحالمرگ میچسبانند.
مثالی از این وضعیت، فرودگاه هیترو در لندن است. میلیاردها پوند صرف بازسازی این فرودگاه شده؛ اما موقعیت جغرافیاییاش طوری است که حرکت هواپیماها را سخت میکند. هیچ تغییری هم مشکل این فرودگاه را حل نمیکند. دیر یا زود، فرودگاهی جدید با طراحی مدرن و مکانیابی هوشمند ساخته خواهد شد که از ابتدا با فناوری روز هماهنگ است.
به بیان دیگر، اصلاح جزئی یک سیستم ناکارآمد راهحل نیست. کسبوکارهای قدیمی هم اگر میخواهند بقا داشته باشند، باید ساختار خود را از اساس بازآفرینی کنند؛ نه اینکه فقط دستی به ظاهر کار بکشند.