کتاب «یا این یا آن» (۱۸۴۳) دو رویکرد زیباییشناختی و اخلاقی به زندگی را در قالب مجموعهای از نامههای خیالی میان دو شخصیت به تصویر میکشد. گفتوگوی آنها به موضوعاتی مانند اضطراب اگزیستانسیال، ذهنیت فردی و جستوجوی معنا میپردازد. این کتاب اثری بنیادین برای اگزیستانسیالیسم قرن بیستم است.
سورن کییرکگور (۱۸۱۳–۱۸۵۵) فیلسوف و متفکر دینی دانمارکی بود که یکی از بنیانگذاران اگزیستانسیالیسم شناخته میشود. از مهمترین آثار او میتوان به «یا این یا آن» (۱۸۴۳)، «ترس و لرز» (۱۸۴۳)، «پارههای فلسفی» (۱۸۴۴)، «مراحل در مسیر زندگی» (۱۸۴۵)، «مفهوم اضطراب» (۱۸۴۴) و «بیماری تا سرحد مرگ» (۱۸۴۹) اشاره کرد.
فلسفهی خنده در میان گریه را کشف کنید!
با شنیدن نام سورن کییرکگور ممکن است تصویر فیلسوفان عبوس و ریشوی اگزیستانسیالیست را به ذهن بیاورد که مدام از رنج هستی سخن میگویند. اما پشت این ظاهر دانمارکی غمگین، ذهنی پرشور و شوخطبع بود که از ما میخواست با تخیل و حتی خنده با پوچی زندگی روبهرو شویم. آثار کییرکگور تناقضهای وجودی را با نثری ادبی و جذاب بررسی میکند.
کتابهایی مانند یا این یا آن، از نامههای خیالی استفاده میکنند تا درگیری انسان میان لذت و وظیفه، ایمان و تردید را روشن کنند. کییرکگور با وجود عمق فلسفی، نوشتههایش را با طنز و کنایه همراه میکرد. او ما را به فکر جدی دربارهی شیوهی زندگی کردن دعوت میکند؛ اما با نگاهی همراه با لبخند.
پس دلشوره و اضطراب اگزیستانسیالیستی را کنار بگذارید و با سفر روشنگرانه و جذاب کییرکگور همراه شوید؛ سفری که حکمت بازیگوشانهی او دربارهی رازهای بزرگ زندگی را آشکار میکند. عمیق فکر کردن لزوماً به افکار تیره و تار نیست. بگذارید کییرکگور ذهنتان را باز و روحتان را روشن کند.
سورن کییرکگور در ۱۸۱۳ در یک خانوادهی ثروتمند در کپنهاگ به دنیا آمد. تا ۲۵سالگی، شش نفر از هفت خواهر و برادرش و هر دو والدینش را از دست داد و تقریباً تنها ماند. این مقابلهی زودهنگام و شدید با مرگ، تأثیری عمیق بر جهانبینی او گذاشت. از همان آغاز به دروننگری، الهیات و فلسفه گرایش و میل داشت؛ اما تجربهی فقدان، نگاه او را شکل داد.
وی در غم خود، زندگی بورژوایی، مسیحی و طبقهی متوسط اطرافش را نوعی توهم دید؛ توهمی که مردم را از معنای عمیقتر هستی غافل میکرد. او بهروشنی میدانست که مرگ سرانجامِ همه است و شاید هر لحظه فرا برسد. شاید همین احساس دائمی از مرگ بود که باعث شد او بدونتوقف کار کند.
کییرکگور که شیفتهی مرگآگاهی بود، خود را وقف نوشتن کرد. بین سالهای ۱۸۴۳ تا ۱۸۵۵ بیشتر از بیست کتاب منتشر کرد که فلسفه و نقد او از زندگی مدرن را شرح میداد. در کنار این کتابهای عظیم فلسفی، او بهشدت اهل نگارش یادداشتهای روزانه بود؛ نوشتههایی که نکات عمیقی دربارهی پژوهشهای فلسفیاش آشکار میکنند.
اولین اثر مهم او «یا این یا آن» بود که در ۱۸۴۳ منتشر شد. در این کتاب، کییرکگور با مجموعهای خیالی از نامهها بهطور خلاقانه، زندگی زیباییشناختی و اخلاقی را بررسی میکند. فقط یک سال بعد، «پارههای فلسفی» را نوشت. در ۱۸۴۶ نیز کتاب مهم «پیوست ناتمام غیرعلمی» را منتشر کرد که اندیشههای اگزیستانسیالیستی دربارهی حقیقت و ذهنیت را بسط میداد.
آثاری مانند اینها استدلال میکردند که ایمان سطحی دینی، مردم را به زندگیهای غیرواقعی و سازگار با هنجارهای اجتماعی میکشاند. برای تحقق زندگی واقعی، باید با حقیقتهای سخت زندگی روبهرو شد؛ یعنی آشوب، رنج و پوچی وضعیت انسانی. و انتخابهایی واقعی برای زندگی کردن با شور و هدف کرد.
کییرکگور فلسفه و الهیات انتزاعی را رد کرد. او از شگردهای ادبی برای برجسته کردن دیدگاههای ذهنی استفاده و خوانندگان را وادار کرد با عدم قطعیت زندگی روبهرو شوند. تأکید او بر انتخاب و مسئولیت فردی در پیدا کردن معنا، زیربنای اگزیستانسیالیسم شد.
اما کییرکگور اضطراب اگزیستانسیالیستی را بسیار فراتر از جانشینانش توضیح داد. او پوچیِ جهان بیاعتنا را، در برابر میل انسان به نظم و معنا دید. فقط با قبول کردن این پوچی بود که ایمان دینی اصیل ممکن میشد؛ ایمانی که در نگاه اول متناقض به نظر میرسید. اما او در تشکیلات کلیسا آرامش را پیدا نکرد؛ بلکه در تعالیم سادهی انجیلی پیدا کرد که پدرش در کودکی به او یاد داده بود.
در بخشهای بعدی خلاصهکتاب یا این یا آن، به برخی از مضمونهای کلیدی کتاب عمیقتر خواهیم پرداخت. در این مسیر، سبکهای زندگی زیباییشناختی و اخلاقی موردنظر کییرکگور را بررسی میکنیم، دیدگاه او دربارهی انتخاب و اضطراب را میگوییم و میراث فلسفی ایدههای او و تأثیر ماندگارشان بر زندگی امروز را هم مرور خواهیم کرد.