کتاب از نو (۲۰۱۷) داستان زندگی ساتیا نادلا را از کودکیاش تا بزرگسالی روایت میکند. از زمانی که پسری شیفتهی کریکت در حیدرآباد هند بود تا رسیدن به بالاترین جایگاه در شرکت فناوری جهانی مایکروسافت. این خلاصه کتاب پر از نکات جذاب دربارهی موضوعاتی مانند روانشناسی کریکت و درسهایی است که والدگری برای کسبوکار دارد. در این اثر دیدگاههای یکی از تأثیرگذارترین افراد جهان را به زندگی و جهان میخوانید.
ساتیا نادلا، مدیر اجرایی هندی-آمریکایی و مدیرعامل کنونی مایکروسافت است. او قبل از این نقش، مسئول گروه ابری و سازمانی مایکروسافت بود. نادلا سه مدرک از مؤسسات آموزشی در هند و ایالات متحده دارد؛ از جمله کارشناسیارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه شیکاگو. او همچنین پدری متعهد، همسری وفادار و بازیکن مشتاق کریکت است.
داستان واقعی و الهامبخش پسری هندی که مدیرعامل مایکروسافت شد.
کتاب از نو، جستوجوی ساتیا نادلا برای دوباره کشف کردن روح مایکروسافت و تصور آیندهای بهتر برای همه. برخی کلمات با استفادهی بیش از حد، معنای خود را از دست میدهند. جهانیسازی قطعاً یکی از این نمونههاست. ما معمولاً این مفهوم را به فرآیندها و جنبشهای کلان و انتزاعی ربط میدهیم. اما آنچه اغلب نادیده میگیریم، داستان شخصی افرادی است که دنیای بههمپیوستهی ما را شکل میدهند.
هیچ زندگینامهای به اندازهی کتاب از نو، واقعیتهای یک زندگی جهانی را به تصویر نمیکشد. ساتیا نادلا از جوانی در دههی ۱۹۸۰ در هند رؤیای ستاره شدن در کریکت را داشت؛ تا اینکه در ردههای مایکروسافت در آمریکا، خیلی برقآسا بالا رفت. داستان نادلا طرحی جذاب از جهانی است که امروز در آن زندگی میکنیم و همچنین پرترهای عمیقاً صمیمی از فردی شگفتانگیز است.
همانطور که خود نادلا دوست دارد بگوید، زیرکی تجاری و مهارتهای رهبریاش ریشه در زندگی روزمره دارد. او چه در نقش بازیکن کریکت و چه در نقش پدری که فرزندی با نیازهای ویژه را بزرگ میکند، همیشه با تجربههای منحصربهفردش به زندگی نگاه میکند.
نادلا در سال ۱۹۶۷ در حیدرآباد هند متولد شد. پدرش کارمند دولت بود و مادرش پژوهشگری در زبان سانسکریت؛ زبان باستانی بسیاری از متون مذهبی هند.
اما نادلا در کودکی به سیاست یا مذهب علاقهای نداشت. آنچه واقعاً برایش اهمیت داشت، کریکت بود. اما والدینش برای او برنامههای دیگری داشتند. درواقع، پدرش حتی پوستری از کارل مارکس در اتاق پسرش آویخت به امید اینکه او را به اقتصاددانی بزرگ و روشنفکری الهامبخش تبدیل کند. مادرش در پاسخ، پوستری از الههی هندوی ثروت و کامیابی نصب کرد تا به او ارزش رضایت معنوی را یادآوری کند. اما نادلا هیچکدام را نمیخواست.
پوستر موردعلاقهاش؟ تصویری بزرگ از ستارهی کریکت حیدرآبادی، امال جیسیمها. شیفتگی نادلا به این ورزش بهتدریج باعث نگرانی والدینش شد. آنها فکر میکردند اگر رؤیای او برای حرفهای شدن در کریکت به نتیجه نرسد، چه خواهد کرد؟ پاسخ نادلا بانکداری بود. اما پدرش از این هم راضی نبود و یک روز به او گفت: «باید از حیدرآباد بیرون بروی؛ وگرنه خودت را نابود میکنی. »
این حرف نادلا را به فکر فرو برد. در هجدهسالگی، کامپیوتر شخصی قدیمیاش را از گرد و غبار پاک کرد، سینکلر زدایکس اسپکتروم (Sinclair ZX Spectrum)، هدیهای که پدرش سه سال پیش به او داده بود. بعد از کار کردن با این دستگاه، افکارش بهتدریج بهسمت مهندسی، نرمافزار و پتانسیل عظیم رایانههای شخصی رفت. او در مؤسسهی فناوری مانیپال برای تحصیل در رشتهی مهندسی برق ثبتنام کرد و در سال ۱۹۸۸ فارغالتحصیل شد.
نادلا در طول تحصیلاتش، رؤیای بازی حرفهای کریکت را کنار گذاشت. در مانیپال، او شیفتهی گروهی از همکلاسیهای کارآفرینش شد که اشتیاقشان واقعاً مسری بود. نادلا بعد از یک بازی برای تیم کالج مانیپال، تجهیزات کریکتش را برای همیشه کنار گذاشت و تصمیم گرفت خود را وقف حرفهای در فناوری کند.