کرولاین کریادو پرز در کتاب «زنان نامرئی» (۲۰۱۹) استدلال میکند که یک «شکاف دادههای جنسیتی» وجود دارد؛ به این معنا که بخش عمدهی دادههای جهان بر اساس بدن و رفتارهای مردانه است. نتیجهی این اتفاق، جهانی است که نهتنها برای مردان ساخته شده است؛ بلکه اغلب زنان را در موقعیت ناخوشایندی قرار میدهد. پرز نشان میدهد چگونه دادههایی که اساس همهچیز از پزشکی و هوش مصنوعی گرفته تا اندازهی گوشیهای هوشمندمان هستند، نیازهای زنان را در نظر نمیگیرند. او مشکلات زیادی را بررسی میکند که این شکاف دادهها ایجاد کرده است و راههایی برای رفع آن پیشنهاد میدهد.
کرولاین کریادو پرز یک نویسنده و فعال فمینیست بریتانیایی است. از جمله فعالیتهای برجستهی او میتوان به کارزاری برای جلوگیری از حذف چهرهی زنان بهاستثنای ملکه از روی اسکناسهای بریتانیا و همچنین تلاشی برای برپایی تندیسهای بیشتری از چهرههای تاریخی زن در میدان پارلمان لندن اشاره کرد. او بهخاطر تلاشهایش برای گسترش تنوع و برابری در رسانهها، نشان امپراتوری بریتانیا را دریافت کرده است.
نگاهی به واقعیتهای برابری جنسیتی
دنیای ما حول محور مردان طراحی شده است. گوشیهای هوشمند متناسب با ابعاد دست مردان ساخته میشوند، دمای استاندارد ادارهها بر اساس متابولیسم مردان تنظیم میشود و آزمایشهای ایمنی خودروها با آدمکهای آزمایشی مردانه انجام میشود.
اما ریشهی این نگاه یکطرفه کجاست؟ پاسخ تا حد زیادی در «شکاف دادههای جنسیتی» پنهان است. زمانی که فرض میکنیم مردان و نیازهایشان استاندارد هستند، بهطور طبیعی از در نظر گرفتن زنان و نیازهایشان غفلت میکنیم. این نادیده گرفتن زنان، باعث ایجاد یک شکاف دادهای میشود که در آن، جایگاه زنان در اطلاعاتی که پایهی تصمیمگیریها هستند، خالی است. این شکاف، عامل بسیاری از دردسرهای روزمرهی زنان است؛ مانند صفهای طولانیتر برای سرویسهای بهداشتی عمومی که برای نیازهای آنان طراحی نشدهاند. در بدترین حالت، شکاف دادههای جنسیتی به قیمت جان انسانها تمام میشود.
برای نمونه، بیشتر آسیب دیدن زنان در تصادفهای رانندگی، ریشه در همین شکاف دارد. البته این فقط زنان نیستند که آسیب میبینند؛ از عرصهی سیاست تا اقتصاد جهانی، همهی ما از شکاف دادههای جنسیتی ضرر میکنیم. برای مقابله با این اتفاق، اولین قدم این است که با تأثیر عمیق آن بر جهان خود روبهرو شویم.
هنگامی که باستانشناسان در سال ۱۸۸۹ یک اسکلت زرهپوش وایکینگ را در سوئد کشف کردند، با وجود زنانه بودن استخوان لگن اسکلت، تصور کردند که استخوانها به یک جنگجوی مرد تعلق دارد. بدتر از آن، تا صد سال بعد، هیچکس متوجه این اشتباه نشد.
این تصور باستانشناسان یک اتفاق استثنایی نبود. زنان همیشه نادیده گرفته میشوند؛ زیرا ما عادت کردهایم که مرد را جنسیت پیشفرض در نظر بگیریم. این تمایل ما به محور قرار دادن مردانگی، دستکم به دوران ارسطو، فیلسوف یونان باستان، برمیگردد. او در کتاب «در باب پیدایش جانوران» متعلق به سال ۳۴۰ پیش از میلاد، مردان را طبیعی و زنان را موجوداتی غیرعادی توصیف میکند. در علم آناتومی نیز، بدن مرد از نظر تاریخی معیار اصلی بود. بدن زن، اگر اصلاً در نظر گرفته میشد، یک استثنا بود.
برخی از اندامهای زنانه، مانند تخمدانها، حتی تا قرن هفدهم میلادی نامگذاری نشده بودند. اما سوگیری جنسیتی فقط برای گذشته نیست. حتی ایموجیها، جدیدترین زبان جهان، همچنان برای مردانگی امتیاز قائل است. همهی ایموجیها را یک شرکت به نام Unicode تعیین میکند؛ اما این پلتفرمهای مختلف هستند که تصمیم میگیرند چگونه ایموجیهای Unicode را به تصویر بکشند. قبل از سال ۲۰۱۶، شرکت Unicode برای نمادهای ایموجی جنسیتی تعیین نمیکرد. آنها فقط مشخص کرده بودند که نمادهای ایموجی باید مثلاً شامل یک دونده یا یک افسر پلیس باشند. پلتفرمها تصمیم گرفتند که دوندگان و افسران پلیس را بهصورت مرد به تصویر بکشند. فقط زمانی که Unicode برای ایموجیها جنسیت مشخص کرد، زنان و مردان به برابری در ایموجیها هم رسیدند!
بااینحال، در بسیاری از جنبههای دیگر زندگی امروز، با برابری هنوز فاصلهی زیادی داریم. از مجسمهها و اسکناسها گرفته تا کتابهای درسی، همه چیز به نفع مردان است. در بریتانیا، تعداد مجسمههای مردانی که جان نام دارند، از مجموع مجسمههای همهی زنان غیرسلطنتی بیشتر است.
و در مورد اسکناسهای بریتانیا، در حال حاضر تنها تصویر یک زن، یعنی جین آستن، روی آنها قرار دارد. این نابرابری در آموزش نیز دیده میشود. در سال ۲۰۱۴، یک مطالعه نشان داد که در کتابهای درسی دستور زبان و زبان، اشاره به مردان سهبرابر بیشتر از اشاره به زنان است. درواقع، همانطور که در خلاصه کتاب زنان نامرئی خواهیم دید، این سوگیری بر همهی جنبههای زندگی ما تأثیر میگذارد؛ از طراحی خودروها و گوشیهای هوشمندمان گرفته تا روشهای مقامات محلی برای برفروبی.