کتاب کایزن(۲۰۱۹) راهنمایی برای فلسفهی ژاپنی شناختهشدهای به نام کایزن است که شما را تشویق میکند برای رسیدن به اهداف بزرگ، قدمهای کوچکی بردارید. این روش، که قبلاً در دنیای کسبوکار و ورزش رایج شده است، در توسعهی فردی هم به کار میرود. کتاب کایزن با استفاده از مثالهایی عملی، نشان میدهد چگونه میتوان رویکرد کایزن را برای تعیین اهدافی به کار گرفت که سلامت، روابط، امور مالی و کار را بهبود میدهند.
سارا هاروی زمانی که مشاور نشر در توکیو بود، با کایزن آشنا شد. او حالا در لندن زندگی میکند و در یک آژانس ادبی مشغولبهکار است. کتاب کایزن اولین اثر اوست.
عادتهایتان را با قدمهایی کوچک متحول کنید.
تابهحال شده است در آغاز سال تصمیمی جدید بگیرید و در هفتهی دوم ژانویه آن را کنار بگذارید؟ اگر در تغییر روتین خود مشکل دارید، تنها نیستید. تغییر عادتها مانند پریدن در تاریکی، خیلی ترسناک است. برای غلبه بر این ترس طبیعی، رویکرد کایزن بر برداشتن قدمهایی آهسته و پیوسته تمرکز دارد.
این نظریه، که در آغاز یک تئوری مدیریتی ژاپنی بود، حالا به فلسفهای گسترده تبدیل شده است که بر بهبود مستمر برای ایجاد تغییرات پایدار تأکید دارد. در خلاصه کتاب کایزن یاد میگیرید از تکنیکهای کایزن استفاده کنید تا با قدمهایی کوچک، عادتهای روزمرهتان را در زندگی شخصی تغییر دهید و به اهداف بلندپروازانهتان برسید.
فرض کنید میخواهید اعتیاد به شکر را ترک کنید؛ پس با یک هیپنوتراپیست قرارداد میبندید که قول میدهد در پنج جلسه، میل شما به شیرینیجات را از بین ببرد. این راهحل شاید پرهزینه باشد؛ اما دیگر همه چیز را امتحان کردهاید و فقط این راه برایتان باقی مانده است. بعد از آخرین جلسهی هیپنوتیزم، با احساس قدرت از آنجا خارج میشوید.
درواقع، موفق میشوید یک هفتهی کامل را بدون تمایل به شکر بگذرانید. اما یک هفته بعد، وقتی روزتان را بد شروع میکنید، خودتان را مقابل دستگاه فروش خودکار میبینید و با اکراه دکمهی شکلات را فشار میدهید. همانطور که سکههای فلزی را در دستگاه میاندازید، از پولی که برای هیپنوتیزم خرج کردهاید، پشیمان میشوید.
ما در فرهنگی زندگی میکنیم که انتظار نتایج فوری دارد. بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری از روشهای سلامت و خودیاری، موفقیت یکشبه را وعده میدهند. اما روشی بسیار مؤثرتر برای تغییر عادتها این است که هر بار یک کار کوچک انجام دهید و آن را تکرار کنید. این اصل، بنیاد فلسفهی ژاپنی کایزن است.
واژهی کایزن در زبان ژاپنی به معنای «تغییر» است؛ اما این روش در اصل یک نظریهی مدیریتی بود؛ نظریهای که دولت ایالات متحده برای کمک به بازسازی اقتصاد ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم طراحی کرد.
کایزن باعث موفقیتهای بعدی بسیاری از شرکتهای ژاپنی، بهویژه تویوتا، بوده است. این شرکت که کایزن را «روش تویوتا» مینامد، از این استراتژی برای بهبود خط تولید استفاده کرده است؛ با کاهش تدریجی ضایعات و ارتقای کیفیت.
تا دههی ۱۹۸۰، عملکرد شرکتهای ژاپنی چنان چشمگیر بود که باعث نگرانی کسبوکارهای آمریکایی شد. در نتیجه، کایزن یک نظریهی مدیریتی شد و به ایالات متحده برگشت؛ از طریق کتابی به نام «کایزن: کلید موفقیت رقابتی ژاپن» نوشتهی ماساکی ایمایی.
ایمای در کتابش مدیران را تشویق میکند اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت خود را با چهار معیار تعیین کنند: رشد کسبوکار، کیفیت محصول، خدمات مشتری و انگیزهی کارکنان. علاوهبر این، هر کارمند، از منشی پذیرش تا مدیرعامل، دعوت میشود پیشنهادهایی برای بهبود بدهد.
تأکید کایزن همیشه بر اهداف بلندمدت و بهبود مستمر از طریق تغییرات کوچک است. همانطور که ایمای میگوید، کاربرد کایزن فراتر از دنیای کسبوکار است. چه بخواهید سبک زندگی سالمتری داشته باشید، چه بخواهید در پسانداز پول موفقتر عمل کنید یا در شغل خود بازنگری کنید، کایزن شما را در مسیر موفقیت قرار میدهد. اما اول باید بدانید در کجا ایستادهاید.