رمان «غریزه مرگبار» دومین جلد از مجموعهی پرطرفدار و معمایی «نابغهها» اثر جنیفر لین بارنز است که مرز باریک میان استعداد ذاتی و جنون جنایتکارانه را میکاود. در این تریلر روانشناختی نفسگیر، کاسی هابز و تیم نوجوانان افبیآی، با پروندهای روبهرو میشوند که مستقیماً با گذشتهی تاریک دین ردینگ و پدر قاتلش گره خورده است. بارنز با طراحی پازلی پیچیده از قتلهای زنجیرهای و دستکاریهای ذهنی، نشان میدهد که چگونه سایهی سنگین والدین سرنوشت فرزندان را به چالش میکشد.
جنیفر لین بارنز نویسندهی آمریکایی و استاد دانشگاه است که بهخاطر خلق رمانهای معمایی و هیجانانگیز برای نوجوانان شهرت جهانی دارد. او مدرک دکترای روانشناسی و علوم شناختی از دانشگاه ییل دارد و پژوهشگر فولبرایت در دانشگاه کمبریج نیز بوده است. بارنز با استفاده از دانش روانشناسی خود، شخصیتهایی پیچیده و پلاتهای داستانی هوشمندانهای خلق میکند که او را به یکی از نویسندگان پرفروش نیویورکتایمز تبدیل کرده است. از مهمترین دستاوردهای او میتوان به نامزدی جایزهی ادگار و کسب جوایز گودریدز اشاره کرد. مشهورترین آثار او شامل مجموعهی «بازیهای میراث» (کتابهای بازیهای میراث، ارثیه هاثورن، گامبی نهایی و برادران هاثورن) است که محبوبیت بسیار زیادی کسب کرده و همچنین مجموعهی «نابغهها» (شامل کتابهای نابغهها، غریزه مرگبار و پاکبازی) که ترکیبی جذاب از جنایت و روانشناسی است.
آرامش نسبی خانهی امن در کوانتیکو، بعد از طوفان حوادث تابستان گذشته، خیلی پایدار نیست. این آرامش با ورود مأمور ویژهای به نام ورونیکا استرلینگ در هم میشکند. استرلینگ، دختر رئیس افبیآی و همسر سابق مأمور بریگز، با ظاهری سرد و مقتدر وارد میشود تا برنامهی نابغهها را ارزیابی کند؛ ارزیابیای که بوی تعطیلی کل گروه را میدهد. او معتقد است حضور نوجوانان در پروندههای جنایی خطرناک است و باید متوقف شود. اما در پس نگاههای سختگیرانه و رفتار خشک او، تنشی شخصی موج میزند؛ بهویژه زمانی که نگاهش به دین ردینگ میافتد؛ نگاهی آمیخته با ترس، ترحم و رازی قدیمی که هنوز سر باز نکرده است.
هنوز گرد و غبار ورود استرلینگ و تنشهای ناشی از آن فرو ننشسته است که خبری هولناک از دنیای بیرون به گوش میرسد. جسد دختری دانشجو به نام امرسون کول در محوطهی دانشگاه کلونیال پیدا شده است؛ دانشگاهی که فاصلهی چندانی با آنها ندارد. صحنهی جرم پیامی روشن و وحشتناک دارد: قربانی با طناب بسته شده، بدنش داغ خورده و حلقآویز شده است. این روش منحصربهفرد و بیرحمانه، امضای اختصاصی دنیل ردینگ، پدر دین است که سالهاست در زندانی فوقامنیتی حبس شده است. دیدن این تصاویر برای دین، حکم باز شدن زخمهای کهنه را دارد. او میداند پدرش نمیتواند از سلولش خارج شده باشد؛ پس فقط یک احتمال باقی میماند: کسی در بیرون از زندان، در حال احیای میراث خونین ردینگ است.
بریگز و استرلینگ تلاش میکنند با قوانین دستوپاگیر، نوجوانان را از این پرونده دور نگه دارند؛ اما این بار ماجرا شخصیتر از آن است که نادیده گرفته شود. قاتل جدید هم از روش ردینگ تقلید میکند، هم آن را با دقتی وسواسگونه و سازمانیافته اجرا کرده است؛ گویی میخواهد به استادش ثابت کند که شاگردی لایق است. کاسی، لیا، مایکل و اسلون که نمیتوانند آشفتگی دین را ببینند، تصمیم میگیرند مخفیانه وارد عمل شوند. کاسی با تحلیلهای اولیهاش میفهمد که آنها با یک قاتل سادهی مقلد طرف نیستند؛ بلکه با کسی روبهرو هستند که برای جلب توجه «استاد» خود، حاضر است دست به هر کاری بزند. این جنایت، فقط آغاز یک نمایش بزرگ است.