کتاب زندگی پس از گوگل (۲۰۱۸) نشان میدهد که آینده ممکن است بهجای گوگل، در «جهان رمزنگاری» (cryptocosm) و بلاکچین باشد. جهانی که به هر فرد امکان کنترل دادهها و امنیت آنلاین را میدهد. از زمان آمدن اینترنت، فناوری و شیوهی زندگی مردم پیشرفت زیادی کرده است. در مرکز این تحولات، گوگل قرار دارد؛ شرکتی که توانسته طرز تفکر جهانی را حول مدل کسبوکار و چشمانداز خود شکل دهد. اما این شرکت بهخاطر نبودن امنیت کافی، بهسرعت دارد محبوبیت خودش را بین کاربران از دست میدهد. گوگل زمانی سلطه داشت؛ اما باید برای جهانی آماده شویم که دیگر گوگل آن را تعریف نمیکند.
جورج گیلدر، متفکر برجستهی اقتصادی و فناوری، طی چهل سال گذشته تأثیرگذار بوده است. او نویسندهی ۱۹ کتاب، از جمله «زندگی پس از تلویزیون» (۱۹۹۰) و «رسوایی پول» (۲۰۱۶) و همچنین یکی از بنیانگذاران مؤسسهی دیسکاوری، اندیشکدهای برای سیاست عمومی، است.
عناصر سازندهی آینده را بشناسید.
فرار از دنیای گوگل ممکن نیست. گوگل بیست سال قبل و از زمان تأسیسش، نحوهی تعامل ما با اینترنت و جهان را کاملاً بازتعریف کرده و حتی به یک «فعل» تبدیل شده است. اما آیا شبکهی دادههای کلان و دسترسی رایگان به آن واقعاً چیز فوقالعادهای است؟ و آیا گوگل در آینده جایگاه قدرتش را حفظ خواهد کرد؟
همانطور که معلوم شده است، گوگل دادههایی دربارهی تقریباً همهی افراد روی کرهی زمین دارد؛ اما آنها را بهدرستی نگه نمیدارد. اما اگر روزهای اوج گوگل دارد تمام میشود، چه چیزی جایگزین آن خواهد شد؟ اینجاست که ارزهای رمزنگاریشده، بلاکچین و بیتکوین وارد میشوند. خلاصهی کتاب زندگی پس از گوگل، جهانی را توصیف میکند که گوگل ساخته است و توضیح میدهد که چرا این جهان، دیگر پایدار نیست. جرج گیلدر سپس میگوید که چگونه و چرا سلطهی جهان رمزنگاری بر امنیت، جهان را تغییر داده است و تغییر خواهد داد.
از میان همهی غولهای اطلاعاتی در بازار امروز، گوگل است که سیستم کنونی جهان ما را تعریف کرده است؛ مجموعهای از ایدهها که فناوری و نهادهای یک جامعه را شکل میدهند و زندگی شهروندانش را میسازند. بیایید با چشمانداز گوگل از دانش شروع کنیم که حول دادههای کلان ساخته شده است.
گوگل از روشهای سنتی برای افزایش دانش استفاده نمیکند. روشهایی که در آنها با کار روی ایدههای قبلی، میشود قدمبهقدم پیشرفت کرد. در عوض، چشماندازش این است که ابتدا همهی اطلاعات جهان را در یک مکان، یعنی ابر (cloud)، جمعآوری کند؛ سپس آنها را با استفاده از الگوریتمهای پیچیده تحلیل و اطلاعات جدیدی استخراج کند.
برای این کار، گوگل پایگاه دادهای عظیم از اطلاعات ساخته است؛ بازنمایی دیجیتالی از جهان واقعی که از اینترنت شروع شد و سپس به کتابها، زبانها، نقشهها و حتی چهرهها از طریق نرمافزار تشخیص چهره رسید. وقتی از گوگل استفاده میکنید، دارید از این مجموعه عظیم اطلاعات دیجیتال برای پیدا کردن جواب یا انجام کار خود بهره میبرید. چون گوگل به همهی اطلاعات دسترسی دارد، هر نوع حریم خصوصی با مدلش در تضاد است.
حالا باید با چشمانداز گوگل از ارزش آشنا شویم. این شرکت ۹۵ درصد درآمدش را از تبلیغات به دست میآورد. بهجای پرداخت پول برای استفاده از گوگل، شما با زمان و توجهتان به گوگل پول میدهید. البته، اکثر مردم نمیخواهند تبلیغات ببینند؛ برای همین استفاده از مسدودکنندههای تبلیغات بین سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ درصد بالا رفت.
بااینحال، گوگل خیلی زیرک است و لینکهای تبلیغاتی را در بالای نتایج جستوجو قرار میدهد؛ جایی که با نتایج عادی ترکیب میشوند و چندان مزاحم به نظر نمیرسند. برای مدیریت و آسان کردن معماری دیجیتالی که این دادهها و تبلیغات به آن نیاز دارند، گوگل مرکز دادهی بزرگی در نزدیکی شهر دَلِس، اورگان ساخته است.
این مرکز در حال حاضر ۷۵هزار سرور کامپیوتری را در خود جای داده است و روزانه ۳/۵ میلیارد جستوجو را پردازش میکند؛ یعنی ۱/۵ تریلیون در سال. این سرورها به گوگل امکان گسترش خدماتی مانند جیمیل و گوگلداکس را دادهاند. همین سرورها همزمان معیار جدیدی برای شرکتهای فناوری ایجاد کردهاند: هرچه بیشتر ذخیرهسازی و پردازش کنید، بهترید.
اما آیا واقعاً اینطور است؟ جارون لنیر، که بیشتر با عنوان مخترع واقعیت مجازی شناخته میشود، این مراکز عظیم را «سرورهای سیرن» (siren servers) مینامد؛ با اشاره به اسطورهی یونانی که در آن ملوانان با آواز فریبندهی زنان سیرن، بهسوی مرگ روی صخرهها کشیده میشدند. آیا او درست میگوید؟ آیا همین مراکز که دلیل سلطهی گوگل و دیگران هستند، روزی آنها را نابود میکنند؟