در کتاب بی حد و مرز (2020) که یک راهنمای کاربردی و امیدبخش است، یاد میگیرید که چطور از قابلیتهای باورنکردنی مغزتان بهطور کامل استفاده کنید. مخاطب این کتاب همهی کسانی هستند که خود را برای رسیدن به موفقیت زیادی کُند، کمهوش یا فاقد مهارت میدانند. با این کتاب یاد میگیرید که چگونه مغزتان را از محدودیتها رها کنید و برای دستیابی به هر چیزی توانمند شوید.
جیم کوییک یک متخصص جهانی و سرشناس در زمینهی فرا-یادگیری است که به فرایند «آموختن چگونه آموختن» گفته میشود. کوییک در کودکی بر اثر یک تصادف دچار ناتوانی در یادگیری شد. او سالها در مدرسه با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکرد؛ اما سرانجام موفق شد رازهای خود فرایند یادگیری را کشف کند. همین یافتهها اساس برنامهی آموزشی «کوییک لرنینگ» (Kwik Learning) را تشکیل داد که امروزه افراد و سازمانها در بیش از صد کشور جهان از آن استفاده میکنند.
با برداشتن محدودیتهای مغز، هر چیزی را یاد بگیرید و به دست آورید.
نویسندهی کتاب، جیم کوییک، در کودکی دچار یک آسیب مغزی شدید شد. این اتفاق برای او ناتوانی یادگیری به همراه آورد و باعث شد در مدرسه مجبور باشد بسیار بیشتر از بقیهی بچهها تلاش کند. علاوهبر این، او اغلب مورد آزار و اذیت هم قرار میگرفت. حتی یک معلم زمانی به او برچسب «پسری با مغز آسیبدیده» زده بود.
سالها نویسنده فکر میکرد که بهدلیل آسیبدیدگیاش باید برای یادگیری زحمت زیادی بکشد. اما کوییک در دوران دانشگاه فهمید که راه دیگری هم هست. او نیازی نداشت سختتر کار کند؛ بلکه باید بهتر یاد میگرفت. نکاتی که او کشف کرد به او اجازه داد تمرکزش را افزایش دهد، حافظهاش را بهبود ببخشد و اطلاعات را سریعتر از همیشه جذب کند.
شما هم ممکن است مانند نویسنده باورهای نادرستی دربارهی خودتان داشته باشید. خلاصه کتاب بی حد و مرز به شما نشان میدهند که فقط چند تغییر کوچک در طرز فکر، انگیزه و روشهایتان، به شما کمک میکند واقعاً بیحدومرز شوید.
فناوری دیجیتال خوب است یا بد؟ شاید سؤال ساده باشد؛ اما جواب آن اصلاً روشن نیست.
از یک طرف، گوشیهای هوشمند و تبلتها، آزادیبخش به نظر میرسند. بههرحال، آنها به ما اجازه میدهند بعضی از کارکردهای سادهتر مغز را «برونسپاری» کنیم. عالی به نظر میرسد، اینطور نیست؟
خب، شاید هم نه. بعضی پژوهشگرها حس میکنند این عادت دیجیتال در حال تبدیل شدن به یک مشکل است. آنها معتقدند این کار به تواناییهای شناختی ما آسیب میزند. به این فکر کنید که چطور ما دائم بین کارهای مختلف جابهجا میشویم؛ از کار کردن گرفته تا چک کردن اعلانها و پیام دادن. یک عصبشناس به نام دنیل لویتین معتقد است این فرایند باعث میشود مغز سوخت خود را سریع بسوزاند و ما را خسته و پراسترس رها کند.
ما همیشه به انبوهی از اطلاعات دسترسی سریع داریم؛ پس تعجبی ندارد که مطالعات نشان میدهند یک فرد معمولی امروز سه برابر بیشتر از دههی 1960 اطلاعات مصرف میکند!
اما بمباران کردن خودمان با این همه اطلاعات لزوماً چیز خوبی نیست. دلیلش این است که وقتی میتوانید هر زمان که خواستید اطلاعاتی را جستوجو کنید، حافظهی شما تحلیل میرود. این حافظه مثل یک ماهیچهی کماستفاده ضعیف میشود. از طرف دیگر، وادار کردن خود به یادآوری اطلاعات، در واقع خاطرات را میسازد و تقویت میکند.
استفادهی بیش از حد از فناوری ممکن است ظرفیت تفکر نقادانهی شما را هم کاهش دهد. بههرحال، نظرات در اینترنت کم نیست. بعضیها ممکن است بگویند این خوب است؛ چون به ما اجازه میدهد مسائل را از دیدگاههای بسیار متفاوت ببینیم.
اما حقیقت این است که بیشتر ما واقعاً دنبال دیدگاههای متنوع نمیرویم. در عوض، چند منبع را که از قبل با آنها موافقیم، پیدا میکنیم و از آنها برای تقویت باورهای خود استفاده میکنیم. به این ترتیب، در اصل نظرات آمادهی دیگران را میپذیریم. این یعنی ظرفیت ما برای استنتاج و حل مسئله ضعیف میشود و توانایی تفکر نقادانه را از دست میدهیم.
بنابراین امروز مهمتر از هر زمان دیگری است که مغزتان را در بهترین وضعیت نگه دارید. چطور این کار را میکنید؟ جیم کوییک چند پیشنهاد میدهد. یک راهکار ساده که بهویژه برای عصر دیجیتال مناسب است، این است که هر روز سی دقیقه را گوشی هوشمند، تبلت و لپتاپ خود را خاموش کنید. میتوانید از این زمان برای استراحت، خلاقیت و صرفاً آزاد گذاشتن ذهن خود استفاده کنید.
اما اگر زمان خیلی زیادی را با دستگاههای خود بگذرانید، چه میشود؟ آیا این اتفاق، شما و مغزتان را برای همیشه تغییر میدهد؟ خب، شاید نه. مغزهای ما انعطافپذیر و سازگار هستند؛ همانطور که در بخش بعدی خواهیم دید.
یک پاسخ
ممنون
عالی بخصوص در ون فکری برای کند خوانی و ارائهشده حل برای تند خوانی
فهرست کارهایی که نباید انجام شود راهم زیاد شنیدم .
و اهمال کاری که چقدر ما نع بزرگی است .