جلد کتاب در برابر استبداد

کتاب در برابر استبداد

بیست درس از قرن بیستم

نویسنده:
تیموتی اسنایدر
(Timothy Snyder)
30 نفر در حال مطالعه این کتاب هستند.

کتاب در برابر استبداد (2017) یک راهنمای ضروری برای شناخت علائم خطر استبداد است؛ شرایط سیاسی ناگواری که بسیاری از ما آن را به‌خوبی می‌شناسیم. این کتاب نشان می‌دهد که برای دفاع از خود چه باید کرد و چگونه می‌توان جامعه را در برابر رهبران سیاسی خطرناک، هوشیار و مقاوم نگه داشت.

تیموتی اسنایدر، استاد تاریخ دانشگاه ییل است. از دیگر آثار او می‌توان به «سرزمین‌های خونین: اروپا بین هیتلر و استالین» و «زمین سیاه؛ هولوکاست به‌مثابه‌ی تاریخ و هشدار» اشاره کرد.

کالکشن‌های حاوی این کتاب

خلاصه کتاب در برابر استبداد

حاوی 6 ایده کلیدی
On Tyranny
Twenty Lessons from the Twentieth Century
متن ایده‌های کلیدی کتاب
مقدمه

مقدمه‌ای بر کتاب در برابر استبداد

نگاهی به تاریخ برای شناسایی استبداد و ایستادگی در برابر آن
بسیاری از آمریکایی‌ها تا همین اواخر تصور می‌کردند که آینده به‌ناچار به‌سوی پیشرفت حرکت می‌کند. آن‌ها تصور می‌کردند که مسیر حرکت به‌سوی جهانی شدن، رفاه و عقلانیت ادامه دارد. تاریخ قرن بیستم و تجربه‌های تلخ فاشیسم، نازیسم و کمونیسم، فقط یک خاطره‌ی دور و تکرارنشدنی به نظر می‌رسید.
بااین‌حال، در سال‌های آینده اوضاع ممکن است به‌کلی تغییر کند. به نظر می‌رسد استبداد یک بار دیگر در افق دیده می‌شود. پس چه کاری از دست ما ساخته است؟ خوشبختانه، تاریخ به ما یاد می‌دهد که چگونه استبداد را بشناسیم و در برابر آن مقاومت کنیم. خلاصه کتاب در برابر استبداد، بر پایه‌ی ایده‌های بحث‌برانگیز تیموتی اسنایدر، مورخ برجسته، به ما نشان می‌دهد که با توجه به گذشته، چه درس‌هایی درباره‌ی استبداد می‌گیریم.

ایده کلیدی 1

1 برای ایستادگی در برابر استبداد، باید از نظر سیاسی فعال باشید و نیروهای شبه‌نظامی را بشناسید

اگر این روزها اخبار را دنبال کرده باشید، بدون شک می‌دانید که آمریکا به هر تهدید خارجی به چشم دشمنان آینده‌اش نگاه می‌کند. اما اگر واقعاً درباره‌ی تهدیدها علیه دموکراسی نگرانید، بهتر است به تهدیدهای داخلی توجه کنید. اگر به دولت‌های دموکراتیکی که از زمان جنگ جهانی اول سقوط کرده‌اند، نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که هر کدام از آن‌ها به‌دست یک حزب واحد سرنگون شدند که قدرت را از درون کشور به دست گرفته بود.
نازی‌ها، کمونیست‌ها و فاشیست‌ها به‌طور سنتی از نمایش و سرکوب برای به قدرت رسیدن خود استفاده کرده‌اند. آن‌ها همچنین به استفاده از «تاکتیک‌های سالامی» تمایل داشته‌اند؛ یعنی فرایند حذف تدریجی مخالفان و به دست آوردن قدرت به صورت تکه‌تکه. اغلب، مردم آن‌قدر سرگرم مسائل دیگر هستند که متوجه تهدید علیه آزادی خود نمی‌شوند. به همین دلیل است که شما باید هوشیار باشید و از یک نظام چندحزبی حمایت کنید. چیزی که باید از آن دوری کنید، تسلط یک قدرت بر همه‌ی سطوح حکومت است؛ اتفاقی که حالا دارد در ایالات متحده می‌افتد. شما می‌توانید با رأی دادن، هم در انتخابات محلی و هم ایالتی، و با فعالیت سیاسی، سهم خود را ادا کنید.
بهتر است از استفاده از تعرفه‌های کاغذی برای رأی دادن حمایت کنید که به سادگیِ تعرفه‌های الکترونیکی، نمی‌شود آن‌ها را دستکاری کرد. و البته حتی می‌توانید خودتان برای جایگاه‌های سیاسی محلی نامزد شوید.
در این میان، نشانه‌ی دیگری که باید از آن آگاه بود، نیروهای شبه‌نظامی هستند؛ یعنی هرگونه حضور نظامی که از سوی دولت ایالتی یا فدرال تأیید نشده باشد. اگر کسی بخواهد قدرت را به دست بگیرد، به احتمال زیاد نوعی سازمان خشونت‌آمیز تشکیل می‌دهد که بازوی شبه‌نظامی حزب سیاسی اوست. دونالد ترامپ کاری کرد که بیشتر نامزدها از آن دوری می‌کردند. او یک نیروی امنیتی خصوصی تشکیل داد که در تجمع‌های سیاسی از دستورات او پیروی می‌کرد.
این نیروها مخالفان را از تجمع‌ها بیرون می‌کردند و حتی طرفداران را تشویق می‌کردند تا هر کسی را که مخالف ترامپ است، از سالن بیرون کنند. در یک گردهمایی، ترامپ جمله‌ی ترسناکی گفت: «این پس‌مانده‌ها را بیرون کنید!» بعد از آنکه آن‌ها را بیرون کردند، از جمعیت پرسید: «اینجوری بیشتر خوش نمی‌گذره؟ یا یک گردهمایی حوصله‌سربر معمولی می‌خواید؟ به من که خوش می‌گذره.» این‌ها همان رفتارهایی هستند که باید مردم را به‌شدت نگران کنند.

 

ایده کلیدی 2

2 در برابر زبان و نمادهای خطرناک بایستید و آن‌ها را نادیده نگیرید

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 3

3 برای آنکه قربانی تبلیغات سیاسی نشوید، مطالعه کنید و آگاه بمانید

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 4

4 برای داشتن جامعه‌ای زنده و پویا، موانع اجتماعی را فرو بریزید

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 5

5 آزادی شما به کنترل اطلاعاتتان بستگی دارد؛ در نتیجه از حریم خصوصی خود محافظت کنید

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 6

6 مراقب روش‌های مختلفی باشید که رهبران مستبد برای تحریف حقیقت به کار می‌برند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
خلاصه نهایی

پیام کلیدی کتاب

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
نظرات و دیدگاه‌های شما
17 دیدگاه

17 پاسخ

  1. این کتاب رو هجدهم دی خوندم و قبل از اینکه فرصتی کنم کامنت بذارم، اینترنت قطع شد 🙂
    خود جمله گویاست چیزی ندارم اضافه کنم.

  2. بنظرم بهترین راه ایستادگی در برابر استبدادها درس گرفتن از تاریخه

  3. برای اینکه قربانی سیاست نشیم و یا اگه شدیم، بتونیم خودمونو نجات بدیم، باید مطالعه کنیم و آگاه باشیم.
    برای همینه که تا یه حکومت مستبد به قدرت میرسه سعی می‌کنه قدرت تفکر و فردیت آدما رو بگیره و همه رو اونطور که خودش دلش میخواد یکسان کنه.
    همونطور که کتاب گفت، منابع خبریمون هم باید متنوع باشه. به نظرم همینطور باید جریان‌های فکری مخالف خودمون رو هم بخونیم وگرنه با یک منبع یا یک جریان فکری به راحتی دچار سوگیری میشیم.

  4. برای مقابله با استبداد لازم نیست قهرمان افسانه‌ای باشی. تغییرات بزرگ از قدم‌های کوچک ساخته می‌شوند.

  5. لوگوی کتابخانه اکوتوپیا
    جستجو …
    جستجو در کتابخانه …
    اکوتوپیا ‎ / ‎ کتابخانه ‎ / ‎ در برابر استبداد
    جلد کتاب در برابر استبداد
    کتاب در برابر استبداد
    بیست درس از قرن بیستم
    نویسنده:
    تیموتی اسنایدر
    (Timothy Snyder)
    افزودن به لیست مطالعه
    ۲۲ نفر در حال مطالعه این کتاب هستند.
    متن خلاصه کتاب
    فقط در ۱۶ دقیقه می‌توانید این چکیده را بخوانید
    سال انتشار: ۲۰۱۷
    امتیاز 4.3 در Blinkist
    کتاب در برابر استبداد (۲۰۱۷) یک راهنمای ضروری برای شناخت علائم خطر استبداد است؛ شرایط سیاسی ناگواری که بسیاری از ما آن را به‌خوبی می‌شناسیم. این کتاب نشان می‌دهد که برای دفاع از خود چه باید کرد و چگونه می‌توان جامعه را در برابر رهبران سیاسی خطرناک، هوشیار و مقاوم نگه داشت.

    دسته‌بندی‌‌ها:‌خلاصه کتاب‌ها| کتاب‌های سیاسی
    کالکشن‌های حاوی این کتاب
    همه کالکشن‌ها
    تصویر کالکشن درک دنیای جدید
    ذخیره کالکشن
    درک دنیای جدید
    حاوی ۲۶ کتاب
    خلاصه کتاب در برابر استبداد
    حاوی ۶ ایده کلیدی
    مدت زمان لازم برای مطالعه: ۱۶ دقیقه
    On Tyranny
    Twenty Lessons from the Twentieth Century
    متن ایده‌های کلیدی کتاب
    مقدمه
    مقدمه‌ای بر کتاب در برابر استبداد
    نگاهی به تاریخ برای شناسایی استبداد و ایستادگی در برابر آن
    بسیاری از آمریکایی‌ها تا همین اواخر تصور می‌کردند که آینده به‌ناچار به‌سوی پیشرفت حرکت می‌کند. آن‌ها تصور می‌کردند که مسیر حرکت به‌سوی جهانی شدن، رفاه و عقلانیت ادامه دارد. تاریخ قرن بیستم و تجربه‌های تلخ فاشیسم، نازیسم و کمونیسم، فقط یک خاطره‌ی دور و تکرارنشدنی به نظر می‌رسید.
    بااین‌حال، در سال‌های آینده اوضاع ممکن است به‌کلی تغییر کند. به نظر می‌رسد استبداد یک بار دیگر در افق دیده می‌شود. پس چه کاری از دست ما ساخته است؟ خوشبختانه، تاریخ به ما یاد می‌دهد که چگونه استبداد را بشناسیم و در برابر آن مقاومت کنیم. خلاصه کتاب در برابر استبداد، بر پایه‌ی ایده‌های بحث‌برانگیز تیموتی اسنایدر، مورخ برجسته، به ما نشان می‌دهد که با توجه به گذشته، چه درس‌هایی درباره‌ی استبداد می‌گیریم.

    بعدی
    ایده کلیدی ۱
    برای ایستادگی در برابر استبداد، باید از نظر سیاسی فعال باشید و نیروهای شبه‌نظامی را بشناسید
    اگر این روزها اخبار را دنبال کرده باشید، بدون شک می‌دانید که آمریکا به هر تهدید خارجی به چشم دشمنان آینده‌اش نگاه می‌کند. اما اگر واقعاً درباره‌ی تهدیدها علیه دموکراسی نگرانید، بهتر است به تهدیدهای داخلی توجه کنید. اگر به دولت‌های دموکراتیکی که از زمان جنگ جهانی اول سقوط کرده‌اند، نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که هر کدام از آن‌ها به‌دست یک حزب واحد سرنگون شدند که قدرت را از درون کشور به دست گرفته بود.
    نازی‌ها، کمونیست‌ها و فاشیست‌ها به‌طور سنتی از نمایش و سرکوب برای به قدرت رسیدن خود استفاده کرده‌اند. آن‌ها همچنین به استفاده از «تاکتیک‌های سالامی» تمایل داشته‌اند؛ یعنی فرایند حذف تدریجی مخالفان و به دست آوردن قدرت به صورت تکه‌تکه. اغلب، مردم آن‌قدر سرگرم مسائل دیگر هستند که متوجه تهدید علیه آزادی خود نمی‌شوند. به همین دلیل است که شما باید هوشیار باشید و از یک نظام چندحزبی حمایت کنید. چیزی که باید از آن دوری کنید، تسلط یک قدرت بر همه‌ی سطوح حکومت است؛ اتفاقی که حالا دارد در ایالات متحده می‌افتد. شما می‌توانید با رأی دادن، هم در انتخابات محلی و هم ایالتی، و با فعالیت سیاسی، سهم خود را ادا کنید.
    بهتر است از استفاده از تعرفه‌های کاغذی برای رأی دادن حمایت کنید که به سادگیِ تعرفه‌های الکترونیکی، نمی‌شود آن‌ها را دستکاری کرد. و البته حتی می‌توانید خودتان برای جایگاه‌های سیاسی محلی نامزد شوید.
    در این میان، نشانه‌ی دیگری که باید از آن آگاه بود، نیروهای شبه‌نظامی هستند؛ یعنی هرگونه حضور نظامی که از سوی دولت ایالتی یا فدرال تأیید نشده باشد. اگر کسی بخواهد قدرت را به دست بگیرد، به احتمال زیاد نوعی سازمان خشونت‌آمیز تشکیل می‌دهد که بازوی شبه‌نظامی حزب سیاسی اوست. دونالد ترامپ کاری کرد که بیشتر نامزدها از آن دوری می‌کردند. او یک نیروی امنیتی خصوصی تشکیل داد که در تجمع‌های سیاسی از دستورات او پیروی می‌کرد.
    این نیروها مخالفان را از تجمع‌ها بیرون می‌کردند و حتی طرفداران را تشویق می‌کردند تا هر کسی را که مخالف ترامپ است، از سالن بیرون کنند. در یک گردهمایی، ترامپ جمله‌ی ترسناکی گفت: «این پس‌مانده‌ها را بیرون کنید!» بعد از آنکه آن‌ها را بیرون کردند، از جمعیت پرسید: «اینجوری بیشتر خوش نمی‌گذره؟ یا یک گردهمایی حوصله‌سربر معمولی می‌خواید؟ به من که خوش می‌گذره.» این‌ها همان رفتارهایی هستند که باید مردم را به‌شدت نگران کنند.

    قبلی
    بعدی
    ایده کلیدی ۲
    در برابر زبان و نمادهای خطرناک بایستید و آن‌ها را نادیده نگیرید
    وقتی نازی‌ها در آلمان قدرت را به دست گرفتند، یکی از اولین کارهایشان تحریم همه‌ی کسب‌وکارهای یهودی بود. ابتدا مردم بی‌تفاوت بودند؛ اما بعد روی ویترین مغازه‌ها کلمات «یهودی» یا «آریایی» نوشته شد و به‌سرعت، نژادپرستی جای خود را باز کرد. زبان و نمادهای یک حزب سیاسی ممکن است در ابتدا پیش‌پاافتاده یا حتی خنده‌دار باشد؛ اما همین ابزارهای کوچک پیامدهای بزرگی دارند.
    علامت‌گذاری مغازه‌ها فقط یک اقدام نژادپرستانه نبود؛ بلکه از طمع و غریزه‌ی بقای مردم هم سوءاستفاده می‌کرد. سایر بازاریان و کارآفرینان می‌دانستند که اگر مغازه‌ای علامت «یهودی» داشته باشد، کارش تمام است. این یعنی رقابت کمتر و املاک تجاری عالی که به‌زودی خالی می‌شدند. همه‌ی این‌ها برای مردمی که درگیر مشکلات اقتصادی بودند و به‌دنبال راه نجات می‌گشتند، جذاب بود.
    حتی اگر نشانه‌های استبداد بی‌ضرر یا موقتی به نظر برسند، مهم است که آن‌ها را جدی بگیرید و اجازه ندهید تقویت شوند و رشد کنند. تقصیر را نمی‌توان فقط به گردن کسانی انداخت که ویترین‌ها را رنگ کردند. کسانی که منفعل ماندند و این کارها را یک تغییر عادی در جامعه دانستند، در قتل‌عام یهودیان شریک بودند. بنابراین، برای جلوگیری از دادن قدرت استبدادی به تصاویر، نباید بگذارید نمادی نمایش داده شود که نماینده‌ی حزبی است که دیگران را حذف می‌کند.
    در سال ۱۹۷۸، واتسلاو هاول، مخالف سیاسی و رئیس‌جمهور آینده‌ی چکسلواکی، مقاله‌ای به نام «قدرت بی‌قدرتان» نوشت. او در این مقاله به داستان بقالی اشاره می‌کند که تابلوی ساده‌ای را در ویترین مغازه‌اش قرار داد. این تابلو برای حزب کمونیست بود و روی آن نوشته شده بود: «کارگران جهان متحد شوید». آن مرد از حزب حمایت نمی‌کرد؛ اما تابلو را برای جلوگیری از درگیر شدن با مقامات نصب کرد. همان‌طور که این مقاله روشن می‌کند، چنین تسلیمی همچنان زیان‌بار است. با قبول کردن بازی‌های رژیم به‌عنوان هنجار جدید یا با انتخاب مسیر کم‌دردسر، شما همچنان در زمین آن‌ها بازی می‌کنید و به ادامه‌ی بازی کمک می‌کنید. اگر می‌خواهید رژیم به دشمنانش (البته به‌ظاهر دشمنانش) آسیب نرساند، تنها راه این است که با رژیم همراهی نکنید.

    قبلی
    بعدی
    ایده کلیدی ۳
    برای آنکه قربانی تبلیغات سیاسی نشوید، مطالعه کنید و آگاه بمانید
    حتی اگر سیاست را دنبال نکنید، نمی‌توانید شعارها و جملات تکراری سیاستمداران در رسانه‌ها را نادیده بگیرید. برای اینکه در دام این کلمات پرطمطراق و تفکر کلیشه‌ای نیفتید، باید فردیت خود را حفظ و ایده‌های خودتان را پیدا و بیان کنید.
    کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول، داستان مردمی است که رسانه‌ای قدرتمند با استفاده از زبانی به‌شدت محدود، خلاقیت و تفکر مستقل را از آن‌ها گرفته است. رژیم حاکم به‌مرور زمان کلمات بیشتری را از زبان رسمی حذف می‌کند تا ذهن مردم و توانایی آن‌ها برای مقاومت در برابر ایده‌هایش را ضعیف کند. به این ترتیب، آن‌ها شعار متناقض حزب را قبول می‌کنند: «جنگ صلح است، آزادی بردگی است، نادانی قدرت است».
    این ایده‌ی اورول بسیار دقیق است که ما برای مبارزه با استبداد و حفظ استقلال فکری، به همه‌ی کلماتمان نیاز داریم. وقتی به‌سمت تفکر برنامه‌ریزی‌شده می‌رویم و شعارهای سیاستمداران را طوطی‌وار تکرار می‌کنیم، قدرت یادگیری از گذشته، درک زمان حال و پیش‌بینی آینده را از دست می‌دهیم. یکی از بهترین کارها برای اینکه بتوانید برای خودتان فکر کنید، این است که کتاب بخوانید و از رسانه‌ها و اینترنت فاصله بگیرید.
    اگر دوری از اینترنت ممکن نیست، حداقل منابع خبری خود را متنوع کنید. اگر فقط به یک منبع گوش دهید یا فقط به رسانه‌های جریان اصلی اعتماد کنید، سرنوشت شما تکرار همان جملات کوتاه و اطلاعات ازپیش‌آماده‌ای خواهد بود که سیاستمداران می‌خواهند بشنوید. اما کتاب‌ها بهترین راه برای آگاه شدن و مستقل فکر کردن هستند؛ چرا که به شما عمق و زمینه می‌دهند و نشان می‌دهند که همه چیز سیاه و سفید نیست. آن‌ها همچنین به شما نشان می‌دهند که دیگران چگونه زندگی می‌کنند. همه‌ی این‌ها در دنیای امروز اطلاعات بسیار مفیدی است. حتی رمان‌های معروفی مانند هری پاتر پیام‌های بزرگی برای زندگی دارند. شاید در کودکی متوجه نشده باشید؛ اما بخش بزرگی از درگیری‌ها در جهان هری پاتر، مبارزه با استبداد است.

    قبلی
    بعدی
    ایده کلیدی ۴
    برای داشتن جامعه‌ای زنده و پویا، موانع اجتماعی را فرو بریزید
    این سؤال را در نظر بگیرید: برقراری تماس چشمی چه ربطی به سیاست دارد؟ پاسخ، «ارتباط» است. ما اغلب در حال نگاه کردن به دستگاه‌هایمان، راه می‌رویم و به یکدیگر نگاه نمی‌کنیم. برقراری تماس چشمی به معنای مؤدب بودن نیست؛ بلکه به معنای یک شهروند مسئول بودن است که بخشی پیوسته از جامعه محسوب می‌شود. استبداد زمانی موفق می‌شود که جوامع را با ایجاد موانع اجتماعی از هم جدا کند؛ موانعی که مردم را منزوی و سرگرم می‌کند. اما مقاومت با از میان برداشتن این موانع و جمع کردن مردم از پیشینه‌های مختلف برای تبادل نظر درباره‌ی چگونگی پیشرفت مشترک، موفق می‌شود.
    بنابراین، مقاومت در برابر استبداد زمانی آغاز می‌شود که حلقه‌های اجتماعی مختلف کنار هم جمع شوند. در لهستان، مقاومت موفقیت‌آمیز در برابر کمونیسم بعد از این اتفاق افتاد که جنبش کارگری، همبستگی ائتلافی از افراد گوناگون ساخت. کارگران کاتولیک و متخصصان جامعه‌ی سکولار با اتحاد با یکدیگر توانستند در دولت لهستان کرسی‌هایی به دست آورند. در سال ۱۹۶۸، رژیم کمونیست کارگران را علیه دانشجویانی که برای تغییر تظاهرات می‌کردند، شورانده بود و در گدانسک در سال ۱۹۷۰، کارگران اعتصابی با سرکوب خشونت‌آمیز روبه‌رو شدند. سرانجام اتحاد روشنفکران و کارگران در سال ۱۹۷۶ بود که توانست حکومت را تغییر دهد.
    این افراد با دین یا گرایش سیاسی متحد نشده بودند؛ بلکه بر سر اهداف مشترک به هم پیوستند. این اتحاد در سال ۱۹۸۰، زمانی که کارگران لهستانی در گدانسک دوباره دست به اعتصاب زدند، قوی‌تر شد. اما این بار آن‌ها وکلا، دانشجویان و دیگر کارگران را داشتند تا کفه را به نفع خود سنگین کنند. به‌زودی یک اتحادیه‌ی کارگری آزاد تشکیل شد و جنبش همبستگی به ۱۰ میلیون نفر رسید. این جنبش شانزده ماه طول کشید.
    رژیم کمونیستی در لهستان سرانجام برای درهم شکستن این جنبش، حکومت نظامی اعلام کرد. از قضا، در سال ۱۹۸۹، درحالی‌که رژیم در آشوب بود، کمونیست‌ها مجبور شدند از رهبران جنبش همبستگی کمک بخواهند؛ رهبرانی که در ازای اتحادشان، انتخابات آزاد را به دست آوردند. این اتفاق، نقطه‌ی پایان کمونیسم در لهستان و اروپای شرقی بود و اتحاد جماهیر شوروی نیز به‌زودی بعد از آن از هم فروپاشید.

    قبلی
    بعدی
    ایده کلیدی ۵
    آزادی شما به کنترل اطلاعاتتان بستگی دارد؛ در نتیجه از حریم خصوصی خود محافظت کنید
    شاید با به اشتراک گذاشتن برخی جزئیات در فیسبوک احساس راحتی کنید؛ اما مهم است که بدانید آزادی شخصی شما تا چه حد با دسترسی دیگران به اطلاعات شخصی‌تان گره خورده است. به آن فکر کنید. اگر ندانید چه کسی می‌تواند جزئیات شخصی و مکاتبات شما را بخواند، آزادی شخصی بیشتری را از دست می‌دهید.
    تقریباً فرقی نمی‌کند که گوگل، دولت آمریکا یا سازمان‌های اطلاعاتی روسیه به اطلاعات دسترسی دارند. شما باید از آنچه مال شماست محافظت کنید؛ وگرنه دیگر اطلاعاتتان خصوصی نخواهد بود. به‌زودی، حقوق دیگری که فکر می‌کردید ذاتی هستند، از شما گرفته خواهند شد. ما حالا می‌دانیم که هک کردن مکاتبات خصوصی باعث تحقیر و ایجاد اختلال‌های بزرگ می‌شود. در انتخابات سال ۲۰۱۶ آمریکا، ایمیل‌های دزدیده‌شده از کمیته‌ی ملی دموکرات‌ها و اعضای کمپین کلینتون، انتخابات را به هرج‌ومرج کشاند و ملت را یک قدم به تمامیت‌خواهی نزدیک‌تر کرد. در بیشتر موارد، رسانه‌ها با برخورد با این نقض حریم خصوصی مانند هر خبر دیگری، فقط اوضاع را بدتر کردند که این کار فقط به منحرف کردن حواس رأی‌دهندگان از آنچه واقعاً‌ داشت اتفاق می‌افتاد، کمک کرد.
    رسانه‌ها از علاقه‌ی طبیعی ما به شایعات درباره‌ی دیگران، سوء‌استفاده می‌کنند. هانا آرنت، یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان قرن بیستم، اشتهای انسان برای رازها و همچنین خطرات آن را درک می‌کرد. آرنت متوجه شد که مردم اغلب تئوری‌های توطئه را جذاب‌تر از حقایق پیش‌پاافتاده و واقعیت‌های سیاست می‌دانند. ما به‌راحتی با چشم‌انداز رازهای تاریک و افشاگری‌های رسواکننده اغوا می‌شویم. مشکل اینجاست که علاقه‌ی ما به این تئوری‌های اغلب نادرست، حواسمان را از دیگر مسائل سیاسی ملموس‌تر پرت می‌کند. درست است که تقریباً همه مدام گوشی‌هایشان را برای آخرین اخبار رسانه‌ها چک می‌کنند و بی‌پروا اطلاعات شخصی خود را به اشتراک می‌گذارند؛ اما این به آن معنا نیست که شما هم باید این کار را بکنید.
    درواقع وقتی همه درگیر یک فعالیت یکسان می‌شوند، این یک نشانه‌ی هشدار است که جامعه در حال افتادن در دام تفکر گله‌ای و غیرعقلانی است. چگونه از آزادی خود با تأمین امنیت حریم خصوصی‌تان محافظت کنید؟ استفاده از اینترنت را کم و در صورت امکان، به‌جای استفاده از نرم‌افزارهای واسطه، رو در رو صحبت کنید. از خودتان بپرسید، آخرین باری که دنبال بدافزار گشتم، کی بود؟ رژیم‌های استبدادی از هر وسیله‌ای برای ترساندن مردم استفاده خواهند کرد؛ پس با در دسترس قرار دادن اطلاعات شخصی‌تان، به آن‌ها مهمات ندهید.

    قبلی
    بعدی
    ایده کلیدی ۶
    مراقب روش‌های مختلفی باشید که رهبران مستبد برای تحریف حقیقت به کار می‌برند
    امروز را عصر «پساحقیقت» نامیده‌اند؛ زمانی که واقعیت‌ها بارها نادیده گرفته می‌شوند و جای خود را به روایت‌های دلخواه می‌دهند. این وضعیت ممکن است بی‌معنا به نظر برسد؛ اما یک تهدید بسیار واقعی است؛ زیرا پس از کشف حقیقت، معمولاً آزادی به دست می‌آید.
    چهار مرحله در فرایند تحریف حقیقت هست تا جایی که دیگر حقیقتی وجود ندارد. مرحله‌ی اول، دشمنی آشکار با حقیقت قابل‌اثبات و واقعیت است. در این مرحله، دروغ‌ها، واقعیت جا زده می‌شوند؛ کاری که دونالد ترامپ خیلی زیاد انجام می‌دهد. یک مطالعه نشان داد که ۷۸ درصد از ادعاهای او در طول کمپین ۲۰۱۶ نادرست بود. مرحله‌ی دوم با تکرار بی‌پایان همان دروغ‌ها مشخص می‌شود. ایده این است که اگر چیزی را به اندازه‌ی کافی تکرار کنید، مردم کم‌کم آن را باور می‌کنند. در توئیتر و سخنرانی‌ها، عباراتی مانند «هیلاری متقلب» و «زندانی‌اش کنید» بارها و بارها تکرار می‌شوند. حقیقت به‌راحتی در دسترس است؛ اما تکرار آن را بازنویسی می‌کند.
    در مرحله‌ی سوم، تناقضات به‌طور آشکار قبول می‌شوند. ترامپ وعده‌ی کاهش مالیات‌ها، حذف بدهی ملی و افزایش هزینه‌ها در برنامه‌های دفاعی را داد. واضح است که این وعده‌ها مستقیماً با یکدیگر در تضاد هستند. اگر بگوییم شخصی که این وعده‌ها را می‌دهد، از این تناقضات آگاه نبوده، به معنای کنار گذاشتن تمام عقلانیت است. مرحله‌ی چهارم با ایمان بی‌جا به رهبرانی مشخص می‌شود که خود را صدای مردم یا ناجی ارزش‌های واقعی یک ملت معرفی می‌کنند. چنین صدایی، چنین ناجی‌ای، هرگز وجود نداشته است.
    بنابراین، باور کردن چنین تبلیغاتی نه‌تنها حقیقت را به خطر می‌اندازد؛ بلکه آزادی ما را نیز ذره‌ذره از بین می‌برد. این همان زبانی است که قبل از جنبش فاشیستی دهه‌ی ۱۹۳۰ به وجود آمده بود و اوژن یونسکو، نمایشنامه‌نویس بزرگ رومانیایی، دید که چگونه بسیاری از دوستانش اسیر این جادو شدند. این افسون، پایه‌ی نمایشنامه‌ی پوچ‌گرایانه‌ی او، کرگدن، شد که در آن مردمی که تبلیغات را حقیقت می‌دانستند، به یک حیوان شاخ‌دار خاص تبدیل می‌شدند. اگر در ابتدای کار حزب نازی از مردم نظرشان را می‌پرسیدید، بیشترشان می‌گفتند که مخالف آن هستند. بااین‌حال، یک‌به‌یک، در طی چند سال، اکثر آن‌ها آن را قبول کردند. در پایان، مقاومت بسیار کم بود. اما تاریخ مجبور نیست خود را تکرار کند.

    قبلی
    بعدی
    خلاصه نهایی
    پیام کلیدی کتاب
    پروفسور اسنایدر معتقد است اساس محافظت از کشور در برابر استبداد، شناختن نشانه‌های آن است. این نشانه‌ها چه هستند؟ فرسایش آرام آزادی‌های شخصی، تهدید حریم خصوصی و بی‌اعتنایی به واقعیت و حقیقت. متأسفانه، این نشانه‌ها امروز در ایالات متحده کاملاً مشهود هستند. ما باید محکم بایستیم و از حقیقت، منطق و کرامت انسانی دفاع کنیم.
    شما می‌توانید با خودداری از تفکر شکست‌گرایانه و مطالعه درباره‌ی ریشه‌های توتالیتاریسم، جایگاه خود را در سنگر دفاعی در برابر استبداد به دست آورید. بسیاری از مردم فکر می‌کنند: «من آن‌قدر قدرتمند نیستم که چیزی را تغییر دهم، پس چرا باید خودم را درگیر سیاست کنم؟» این احساس را می‌شود درک کرد؛ اما درعین‌حال بسیار اشتباه است و نشان می‌دهد که فرد درک نمی‌کند تغییر واقعاً چگونه اتفاق می‌افتد. تغییر یک‌باره و به شکلی باشکوه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه به‌آرامی رخ می‌دهد، چه برای بهتر شدن و چه برای بدتر شدن

  6. برای محافظت کشور در برابر استبداد باید نشانه‌های اون رو بشناسیم که این نشانه‌ها اینا هستن:
    – حواسمون به نژادپرستی باشه.
    – با قبول بازیهای رژیم به عنوان یه مسیر کم‌دردسر، در زمین اونا بازی نکنیم و با رژیم همراهی نکنیم.
    -برای اینکه قربانی تبلیغات سیاسی نشیم مطالعه کنیم و آگاه باشیم. از اینترنت یا فاصله بگیریم یا از چند منبع خبری متنوع اخبار رو دنبال کنیم.
    – حواسمون به موانعی که مردم رو منزوی و سرگرم میکنه باشه و باید حلقه‌های اجتماعی مختلف کنار هم جمع بشن.
    – آزادیمون به در دسترس بودن اطلاعات شخصیمون ربط داره و از حریم خصوصیمون محافظت کنیم.
    -وقتی همه درگیر یه فعالیت یکسان میشن یه هشداره که جامعه در حال افتادن در دام تفکر گله‌ای هست.
    – مراقب تحریف حقایقی که ‌رهبران مستبد انجام میدن باشیم.

    مراحل تحریف حقایق:
    مرحله ۱) دروغها واقعیت جازده میشن.
    مرحله ۲) دروغها رو به قدری تکرار میکنن که مردم کم‌کم باور میکنن.
    مرحله۳) تنقاضات که شعار میدن قبول میشن!
    مرحله ۴) با ایمان بیجا به رهبرانی مشخص میشه که خود رو صدای مردم یا ناجی ارزشهاشون معرفی میکنن!

    پینوشت: این ۴مرحله چقدر آشنان!!

    یادمون باشه تغییر چه برای بهتر شدن و چه بدتر شدن، یکباره اتفاق نمیوفته بلکه به آرامی رخ میده .هر قدم کوچیک کمک میکنه که گرفتار چرخه تفکر شکست نشیم.

  7. استبداد زمانی موفق می‌شود که جوامع را با ایجاد موانع اجتماعی از هم جدا کند؛ موانعی که مردم را منزوی و سرگرم می‌کند. اما مقاومت با از میان برداشتن این موانع و جمع کردن مردم از پیشینه‌های مختلف برای تبادل نظر درباره‌ی چگونگی پیشرفت مشترک، موفق می‌شود.
    بنابراین، مقاومت در برابر استبداد زمانی آغاز می‌شود که حلقه‌های اجتماعی مختلف کنار هم جمع شوند.

  8. فراتر از نان؛ وقتی کرامت انسانی دیگه فروشی نیست

    این روزا خیابونا دوباره پر از فریاد اعتراضه، از تهران تا شهرهایی مثل آبدانان در ایلام. حکومت اما هنوز همه چیز رو می‌ندازه گردن دشمن فرضی که از بچگی برامون ساخته… اما ما دیگه بزرگ شدیم مگه نه؟

    دیگه نباید از آمپول ساختگی که مامانمون می‌گفت دست اون آقای دکتر هست بترسیم و ساکت بمونیم.

    قدیما می‌گفتن یزید و شمر، جدیدا می‌گن آمریکا و اسرائیل. یه عده هم همین الان تو کامنت‌ها می‌نویسن: این مسائل ربطی به هم نداره، لطفاً با هم قاطی نکنید.

    چطور قاطی نکنیم؟ ما دیگه قاط زدیم… تجاوز که فقط جنسی نیست. به وزیر اقتصاد می‌گن دلار شده حدود ۱۲۵ هزار تومن، می‌خنده و می‌گه: الان؟ یا الان؟
    من الان نباید به این یارو بگم شاشیدم تو دین و خدایی که تو می‌پرستی؟!

    از اون طرف رهبرشون می‌گه اعتراضات مردم رو باید شنید. راست هم می‌گه، می‌شنون خدایی ولی نگفته که حل کنن و تو همین شنیدن هم، اگه صدامون گوششون رو اذیت کنه میشیم اغتشاشگر.

    مسئله مردم فقط اقتصادیه؟ پس چرا مردم شجاع آبدانان کیسه‌های برنج رو به هوا پرت کردن؟

    این فقط یه معنی داره: ما نیازی به صدقه و یارانه نداریم، دیگه از شما کاهنان معبد خسته شدیم…

    تیموتی اسنایدر تو کتاب «در برابر استبداد» یه جا می‌گه دیکتاتورها اعتراض رو تقلیل می‌دن به مسائل کوچیک تا ریشه سیاسی‌ش پنهان بمونه. اگه بازی رژیم استبدادی رو به عنوان هنجار جدید قبول کنیم یا مسیر کم‌دردسر رو انتخاب کنیم، همچنان در زمین اونا بازی کردیم.

    دوستان، تقصیر رو نمی‌شه فقط انداخت گردن کسایی که با حکومت همراهی می‌کنن. تو زمان هیتلر هم کسانی که به تغییرات کوچیک واکنشی نشون ندادن، شریک قتل‌عام یهودی‌ها بودن.

    بردن دخترا و پسرای این سرزمین با ماشین‌ها، فرقی با بردن یهودی‌ها با قطار به اردوگاه آشویتس نداره…

    خیلی‌هامون فکر می‌کنیم اونقدر مهم نیستیم که بتونیم تغییری ایجاد کنیم، پس خودمون رو درگیر سیاست نمی‌کنیم. این نشون می‌ده درست درک نکردیم تغییر چطور اتفاق می‌افته. تغییر یهویی و باشکوه نیست، آروم آروم رخ می‌ده، چه به سمت بهتر، چه بدتر.

    اسنایدر می‌گه استبداد وقتی می‌لرزه که حقیقت عادی نشه. مردم آبدانان دقیقاً همین کار رو کردن؛ ثابت کردن کرامت انسانی‌شون رو می‌خوان پس بگیرن. ما همه هم‌وطن همدیگیم، تو کشور خودمون اسیریم، فقط بازوبند شیر و خورشید به دستمون نبستن…

    خسته‌ام… خسته‌ایم، می‌دونم. ولی به قول استیون پینکر: تو کشورهایی مثل ایران، چین و روسیه که دموکراسی رو تجربه نکردن، دولت همه قدرت رو داره. برای تغییر در دیکتاتوری‌ها، باید افراد شجاعی باشن که هماهنگ بشن. زور و اسلحه به این رژیم قدرت نمی‌ده، قدرت اصلی وقتیه که مردم نتونن با هم هماهنگ بشن.

    هم‌میهنان، یادمون باشه اگه یکی از رژیم متنفر باشه ولی ندونه بقیه هم متنفرن، هیچ‌وقت اعتراض نمی‌کنه. پس بیایم علنی اعلام کنیم تا همه بدونن که همه می‌دونن…

    تو کشور ما همه می‌دونیم این رژیم ناکارآمد و اشغالگره، اما هر کی برای خودش می‌دونه. ممکنه حدس بزنه بقیه هم می‌دونن، ولی تا مطمئن نشه، دست به اعتراض نمی‌زنه. پس بیایم هماهنگ باشیم. همین پست‌ها، استوری‌ها و بودن تو خیابون نشون می‌ده همه معتریم.

    پس بیاید از این فرصت پیش‌آمده در پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، ساعت ۸ شب (به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی) با هر دیدی که داریم استفاده کنیم؛ باشد که این آخرین نبرده باشد…

  9. استبداد بیش از آن‌که با زور ساخته شود با اطاعت داوطلبانه شکل می‌گیرد.

  10. مطالعه جامعه را در رسیدن به خواسته های درست کمک میکند

  11. من اینو از کتاب برداشت کردم که جست‌و‌جوی حقیقت کاری تجملی یا مخصوص گروه روشنفکری نیست و حتی از ضرورت‌های زندگی الان با وجود اینترنت است.

    1. جالب بود
      جستجوی حقیقت ضروری است.
      تغییر یک‌باره و به شکلی باشکوه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه به‌آرامی رخ می‌دهد،

  12. با قبول کردن بازی‌های رژیم به‌عنوان هنجار جدید یا با انتخاب مسیر کم‌دردسر، شما همچنان در زمین آن‌ها بازی می‌کنید و به ادامه‌ی بازی کمک می‌کنید. اگر می‌خواهید رژیم به دشمنانش (البته به‌ظاهر دشمنانش) آسیب نرساند، تنها راه این است که با رژیم همراهی نکنید.
    این پیوستگی موضوعی کتاب‌ها واقعا خوبه و باعث عمق دادن به مباحث میشه
    ممنون از اکوتوپیا

  13. کتاب بی نظیری بود هرچند حس میکنم نویسنده کمی سوگیری داره اما بی شک کتاب فوق العاده ای بود که قطعا نسخه کاملشو میخونم🤌🏻

    1. شما می‌توانید با خودداری از تفکر شکست‌گرایانه و مطالعه درباره‌ی ریشه‌های توتالیتاریسم، جایگاه خود را در سنگر دفاعی در برابر استبداد به دست آورید. بسیاری از مردم فکر می‌کنند: «من آن‌قدر قدرتمند نیستم که چیزی را تغییر دهم، پس چرا باید خودم را درگیر سیاست کنم؟» این احساس را می‌شود درک کرد؛ اما درعین‌حال بسیار اشتباه است و نشان می‌دهد که فرد درک نمی‌کند تغییر واقعاً چگونه اتفاق می‌افتد. تغییر یک‌باره و به شکلی باشکوه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه به‌آرامی رخ می‌دهد، چه برای بهتر شدن و چه برای بدتر شدن

  14. سلام
    کتاب بسیار خوبی است من بارها متن خلاصه شده را در برابر رفتار نظام خودمان گذاشتم دیدم خیلی جاها ما مقصر رفتار حکومت خودمان شدیم.
    به نظرم باید همه این کتاب را بخوانند دفاع های کوچک توئیتری که در کتاب گفته و بیان کرده همان پیام های بی مزه مخالفت مردم با رفتار حکومت هست که برای هم در واتساپ رد و بدل می کنند.
    مرزهای اجتماعی که حکومت ها ایجاد می کنند به برخی پیاده رویهای آئینی تشابهت داد که با دسته بندی و ایجاد فضای تبلیغاتی شدید می خواهد همه مردم به آن بپیوندند و تعداد آن را بزرگ نمایی می کند و تمام شبکه ها آن را پوشش می دهند

  15. تغییر یک‌باره و به شکلی باشکوه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه به‌آرامی رخ می‌دهد، چه برای بهتر شدن و چه برای بدتر شدن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لوگوی اکوتوپیا کامل

پلن‌های اشتراک

مجموعه‌ای از بهترین و جدیدترین خلاصه کتاب‌ها در موضوعات مختلف
در کاروان 13054 همسفر کتاب‌خوان، جایتان خالی است
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 1 ماهه

119,000 تومان
محبوب‌ترین
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 3 ماهه

ماهانه 71,350 تومان
214,000 تومان
357,000 تومان
به‌صرفه‌ترین
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 6 ماهه

ماهانه 53,500 تومان
321,000 تومان
714,000 تومان