کتاب گزینهی دوم (2017) بر اساس تجربههای شخصی شریل سندبرگ نوشته شده است که بعد از مرگ همسرش، وارد دورهای از سوگ عمیق شد. داستان شریل داستان ناامیدی نیست؛ داستان پشتکار و قویتر بیرون آمدن از تجربهای وحشتناک است. ببینید شریل دربارهی فرآیند سوگ چه یاد گرفت و چگونه توانست خوشبختی، معنای زندگی و مرگ را از نو پیدا کند و روبهجلو حرکت کند.
شریل سندبرگ مدیر ارشد عملیات فیسبوک و خیّری فعال است که به زنان کمک میکند به اهدافشان برسند. او قبلاً معاون فروش آنلاین در گوگل و رئیس کارکنان وزارت خزانهداری ایالات متحده بود. اولین کتاب او، «قدم در راه بگذارید» پرفروش بود.
آدام گرنت روانشناس دانشکدهی وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است که نوشتههایش جایزههایی از انجمن روانشناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم دریافت کرده است. او همچنین نویسندهی سرمقالههای نیویورک تایمز و نویسندهی کتابهای پرفروش «دوباره فکر کن» و «ببخش و بگیر» است.
با تابآوری و شادی، بر سوگ غلبه کنید.
وقتی شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیات فیسبوک، در ۴۵ سالگی بهطور ناگهانی بیوه شد، دو فرزند کوچک دبستانی داشت. شوک از دست دادن شریک زندگیاش در سنین جوانی، همراه با واقعیت بزرگ کردن فرزندانش بهتنهایی، او را شوکه کرد و در سوگ فروبرد.
در این دوره، او با حمایت دوستانش آرامش پیدا کرد؛ آنها تحقیقاتی دربارهی تابآوری، سوگ و شادی به او نشان دادند. شریل در لحظهای که خیلی ضعیف بود، به دوستش گفت که همسرش، دیو، را میخواهد. دوستش جواب داد که آن گزینه، گزینهی الف، دیگر نیست.
خلاصه کتاب گزینهی دوم دربارهی مواجهه با سوگ، ایجاد تابآوری و استفادهی حداکثری از گزینهی ب است.
در این خلاصه، یاد میگیرید:
• چگونه در تروما با سه اصل کنار بیایید؛
• چرا نباید از افراد سوگوار فاصله بگیرید؛
• و چرا عزیزان در حال سوگ شما به «دکمهی وحشت» نیاز دارند.
اگر یک اتفاق ناراحتکننده یا آسیبزننده در زندگیتان افتاده باشد، میدانید که زندگیتان برای همیشه تغییر میکند.
روانشناسی به نام مارتین سلیگمن، سه واکنش رایج به این نوع اتفاقات را شناسایی کرده است که به آنها سه P میگوید. (Personalization، Pervasiveness و Permanence)
اولین اصل، شخصیسازی است؛ سرزنش خود برای تراژدی.
شریل سندبرگ بعد از مرگ همسرش، در تعطیلات در مکزیک این مرحله را تجربه کرد. گزارش پزشکی اولیه نشان داد که علت مرگ همسرش بهخاطر افتادن از دستگاه ورزشی و ضربه خوردن به سر بوده است. شریل خود را سرزنش کرد که چرا مراقب همسرش نبود.
اما برادر شریل، که جراح مغز و اعصاب است، مطمئن بود که گزارش اولیه اشتباه است؛ او سعی کرد شریل را قانع کند که افتادن از چنین ارتفاع کمی، همسرش را نکشته است.
همانطور که انتظار میرفت، کالبدشکافی دوم نشان داد که او درست میگفت؛ همسر شریل بهدلیل آریتمی قلبی درگذشته است. بیماری رگهای کورنری که تشخص داده نشده بودند.
اما شریل همین را هم شخصیسازی کرد. او از خود پرسید: «چرا سختتر تلاش نکردم تا رژیم غذاییاش را تغییر دهم یا او را بیشتر نزد پزشک ببرم؟» باز هم، اطرافیانش، از جمله پزشکان، سعی کردند به او اطمینان دهند که تقصیر او نبود و هیچ تغییری در سبک زندگی نمیتوانست همسرش را نجات دهد.
واکنش رایج دیگر، دومین اصل، گستردگی است؛ وقتی درد و اندوه به هر بخش از زندگی شما نفوذ میکند.
خانوادهی سندبرگ که یهودی هستند، مراسم شیوا را برگزار کردند؛ دورهی سوگ هفتروزه. بعد از این مراسم، فرزندانش به مدرسه برگشتند و شریل سعی کرد به محل کار برگردد. اما درد مرگ همسرش در همه چیز نفوذ کرده بود. شریل نمیتوانست بدون گریه نکردن در محل کار حاضر شودو او خیلی نزدیک به فروپاشی روانی بود.
این حالت ما را به سومین اصل، دائمی بودن، میرساند؛ وقتی احساس میکنیم که درد برای همیشه ادامه خواهد داشت.
شاید خیلی سخت بشود بر این مسئله غلبه کرد؛ زیرا وقتی افسرده هستیم، فکر میکنیم که بار مشکلمان چنان سنگین است که هرگز نمیتوانیم آن را کنار بگذاریم.
اما در بخش بعدی کتاب گزینهی دوم، خواهیم دید که چگونه میتوان روبهجلو حرکت کرد.