جلد کتاب اتللو

کتاب اتللو

عشق، خیانت و سقوط یک قهرمان

نویسنده:
ویلیام شکسپیر
(William Shakespeare)
4 نفر در حال مطالعه این کتاب هستند.

نمایشنامه‌ی اتللو (حدود ۱۶۰۳) یکی از مشهورترین تراژدی‌های شکسپیر است. این نمایشنامه داستان فرماندهی نظامی و مورداحترام را روایت می‌کند که با دسیسه‌چینی و فریب، به وفاداری زنش شک می‌کند. همین شک، زنجیره‌ای از اتفاقات با نتایج فاجعه‌آمیز را رقم می‌زند. این اثر با موضوعات پرقدرتی مانند عشق، خیانت، نژاد و انتقام، به‌طرز عجیبی به اتفاقات امروز هم ربط دارد و شبیه آثار معاصر است.

ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود که در جهان یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان زبان انگلیسی شناخته می‌شود. او در سال ۱۵۶۴ در استراتفورد-آپون-اِیون به دنیا آمد و ده‌ها نمایشنامه و غزل مشهور نوشت؛ نمایشنامه‌هایی مانند «هملت»، «رومئو و ژولیت» و «مکبث». آثار او بر ادبیات و تئاتر سراسر جهان، تأثیر زیادی گذاشته‌اند.

خلاصه کتاب اتللو

حاوی 5 ایده کلیدی
Othello
Love, Betrayal, and the Fall of a Hero
متن ایده‌های کلیدی کتاب
مقدمه

مقدمه‌ای بر کتاب اتللو

یکی از داغ‌ترین و جنجال‌برانگیزترین نمایشنامه‌های شکسپیر را بخوانید
اوایل دهه‌ی ۱۶۰۰ ویلیام شکسپیر نشست تا نمایشی درباره‌ی عشق بین دو نژاد بنویسد. همین موضوع به‌تنهایی شگفت‌انگیز است؛ زیرا در آن زمان، درک انگلستان از «نژاد» بیشتر بر پایه‌ی افسانه و شایعه بود تا تجربه‌ی واقعی. اما شکسپیر که همیشه به تنش‌های زمانه‌ی خود حساسیت نشان می‌داد، شاید از نویسنده‌ای ایتالیایی به نام جووانی باتیستا جی‌رالدینی، الهام گرفته باشد. چند دهه قبل از آن، جی‌رالدینی مجموعه‌داستانی نوشته بود که یکی از آن‌ها روایت ناخدایی مور (نژادی در غرب آفریقا و نزدیک به اسپانیا) بود که به‌خاطر حرف‌های دستیار دسیسه‌گرش، عشق به همسرش را به حسادتی مرگبار تبدیل کرد. علاوه‌بر این، سفر رسمی سفیر مور به دربار پادشاه بربرها در سال ۱۶۰۰ در لندن خبرساز شد. این دو اتفاق، پس‌زمینه‌ی نمایشنامه‌ی اتللو شدند.
این نمایشنامه علاوه‌بر موضوع جسورانه‌اش، بسیار شگفت‌انگیز است و بر ادبیات تأثیر زیادی گذاشته است. بیشتر از چهارصد سال است که منتقدان درباره‌ی این اثر بحث و گفت‌وگو می‌کنند و حتی با توجه به فرهنگ و زمانه‌ی خودشان، تفسیرهای مختلفی از آن کرده‌اند. هر طور نگاه کنید، نمی‌توانید نقش «نژاد» را در داستان نادیده بگیرید. همین مسئله باعث شده است که نمایشنامه‌ی اتللو نسل‌به‌نسل، همچنان تازه و مهم باقی بماند.
اما این تراژدی چطور پیش می‌رود؟ در ادامه، ما نگاهی به پنج پرده‌ی نمایش می‌اندازیم، همه‌ی پیچ‌وخم‌های داستان را مرور می‌کنیم و بررسی می‌کنیم که چرا «اتللو» هنوز هم یکی از پرطرفدارترین اجراها در برادوی است.

 

ایده کلیدی 1

1پرده‌ی اول: من آنی نیستم که هستم!

وقتی پرده بالا می‌رود، ما درست در میان نیرنگ و حیله پرتاب می‌شویم. در مرکز همه‌ی این حیله‌ها، یاگو قرار دارد؛ استاد حیله و حقه و پرچمدار فرمانده محترم ارتش، اتللو. یاگو با رودریگو همراه شده است؛ مردی عاشق‌پیشه که دیوانه‌وار عاشق دزدموناست؛ زنی که به همین تازگی، پنهانی با اتللو ازدواج کرده است.
طبق معمول، شکسپیر وقت را هدر نمی‌دهد و خیلی زود تضاد اصلی را آشکار می‌کند. او اطلاعات زیادی به خواننده می‌دهد تا زمینه‌ی داستان مشخص شود. خلاصه‌ی مطلب این است: یاگو عصبانی است که ارتقا پیدا نکرده است. اتللو، شخص دیگری به نام کاسیو را دستیار خود کرده است. حالا یاگو، پر از کینه و خشم، به‌دنبال انتقام است.
یاگو در هنگام صحبت با رودریگو، نقشه‌اش را می‌کشد: ضربه زدن به اتللو از راه سوءاستفاده از عشق رودریگو به دزدمونا و همچنین از راه نژادپرستی پدر دزدمونا. اتللو یک مور شریف است؛ یعنی آفریقایی است. دزدمونا از اشراف ونیز است. یاگو می‌خواهد از ازدواج شتاب‌زده و به‌ظاهر رسوایی‌برانگیز آن‌ها بیشترین استفاده را بکند. پس خیلی سریع شایعه‌پراکنی می‌کند و همه را به خشم می‌آورد.
یاگو سرانجام رودریگو را به هیجان می‌آورد و به‌سراغ پدر دزدمونا، سناتوری به نام برابانسیو می‌رود. یاگو این‌طور خبر را می‌رساند: «یک قوچ سیاه پیر دارد با بره‌ی سفیدت می‌چرد!» و اگر این به اندازه‌ی کافی قضیه‌ را روشن نکرد، یاگو برای اطمینان می‌گوید: «دخترت و آن مرد مور (اتللو) دارند هیولای دوپشتی می‌سازند! (هم‌بستر شده‌اند)» برابانسیو وحشت‌زده می‌شود؛ چون فکر می‌کند چنین ازدواجی «بردگان و بت‌پرستان» را به مقام دولتمردان ونیز خواهد رساند.
اما یاگو، همان دغل‌باز همیشگی، خیلی زود نقاب عوض می‌کند. بعد از آنکه برابانسیو را به خشم می‌آورد، نقش سرباز وفادار را برای اتللو بازی می‌کند و وانمود می‌کند که سعی کرده سناتور را آرام کند. ما می‌فهمیم که برابانسیو که سناتور است، می‌تواند زندگی اتللو را سخت‌تر کند؛ اما اتللو اهمیتی نمی‌دهد. او دزدمونا را دوست دارد و باور دارد که هیچ مخالفتی نمی‌تواند با خدمات و افتخاراتش رقابت کند.
این فکر تقریباً درست از آب درمی‌آید. کاسیو با خبر مهمی می‌آید؛ درست قبل از آنکه برابانسیو با اتللو روبه‌رو شود و او را به جادوگری برای فریب دخترش متهم کند و بخواهد او را به زندان بیندازد. کاسیو اعلام می‌کند که نیروهای ترک قصد حمله به قبرس دارند.
همه برای حل رسمی اختلاف، نزد دوک ونیز می‌روند. اتللو شهادت می‌دهد که هیچ جادویی در کار نبوده. او فقط دزدمونا را با روایت‌های سفر شگفت‌انگیزش تحت‌تأثیر قرار داده است؛ این‌که قبلاً برده بوده و بعد به فرمانده لشکر تبدیل شده است. دوک تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و می‌گوید حتی دختر خودش هم ممکن است با چنین روایتی به اتللو دل ببازد!
سرانجام دزدمونا می‌رسد و تأیید می‌کند که هیچ اجباری در کار نبوده. او به پدر ناراضی‌اش می‌گوید که واقعاً عاشق اتللوست. موضوع فوراً به‌دست دوک حل‌وفصل می‌شود و او به اتللو فرمان می‌دهد تا برای مقابله با ترک‌ها به قبرس برود.
اتللو سپس علاقه‌ی خود به یاگو را نشان می‌دهد و به دوک می‌گوید که دوست دارد دزدمونا را در نبودش، به دست یاگو بسپارد؛ چرا که «او مردی است راستگو و امین.» اما دقیقاً در همان لحظه‌ای که اتللو می‌خواهد به بیرون برود، برابانسیو به او هشدار می‌دهد: «دخترت پدرش را فریب داد؛ شاید روزی تو را هم فریب دهد!»
یاگو و رودریگو قبل از پایان پرده‌ی اول، یک بار دیگر تنها می‌شوند و یاگو به چهره‌ی واقعی و شیطانی‌اش برمی‌گردد. او به رودریگوی افسرده که می‌خواهد خودکشی کند، می‌گوید امیدش را به عشق دزدمونا از دست ندهد؛ چون باور دارد ازدواج او با اتللو پایدار نخواهد بود. به گفته‌ی او، مورها «ثبات ندارند» و اتللو به‌زودی از دزدمونا دلزده خواهد شد. او به رودریگو وعده می‌دهد که هنوز شانسی هست تا او بتواند شوهر دزدمونا را بی‌آبرو کند.
وقتی رودریگو امیدوار و خوشحال می‌رود، یاگو به توطئه ادامه می‌دهد. او رو به تماشاگران می‌کند و اولین مراحل نقشه‌ی بزرگش را آشکار می‌سازد: نابود کردن کاسیو، گرفتن جای او و استفاده از اعتماد اتللو برای نابودی خودش.

 

ایده کلیدی 2

2پرده‌ی دوم: «و کسی که می‌گوید من نقش تبهکار را بازی می‌کنم، به‌راستی چیست؟»

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 3

3پرده‌ی سوم: «اگر او اشتباه بگوید، آه، پس بهشتْ خود را به سخره گرفته است!»

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 4

4پرده‌ی چهارم: «هر قطره اشکی که او می‌ریزد، اشک تمساح است!»

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 5

5پرده‌ی پنجم: «شمع‌ها را خاموش کنید و جانش را بگیرید!»

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
خلاصه نهایی

پیام کلیدی کتاب

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
نظرات و دیدگاه‌های شما
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لوگوی اکوتوپیا کامل

پلن‌های اشتراک

مجموعه‌ای از بهترین و جدیدترین خلاصه کتاب‌ها در موضوعات مختلف
در کاروان 12822 همسفر کتاب‌خوان، جایتان خالی است
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 1 ماهه

119,000 تومان
محبوب‌ترین
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 3 ماهه

ماهانه 71,350 تومان
214,000 تومان
357,000 تومان
به‌صرفه‌ترین
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 6 ماهه

ماهانه 53,500 تومان
321,000 تومان
714,000 تومان