کتاب قدرت و پیشرفت (2023) بررسی میکند که چگونه پیشرفتهای فناورانه طی هزار سال گذشته نتایج اقتصادی را شکل دادهاند، اغلب بهنفع نخبگان بودهاند و بسیاری از مردم را نادیده گرفتهاند. این کتاب استدلال میکند که توزیع قدرت تعیین میکند آیا نوآوری باعث رونق همگانی میشود یا نابرابری را عمیقتر میکند.این اثر با تحلیل نمونههای تاریخی و مدرن، مشخص میکند که به انتخابهای آگاهانه نیاز داریم تا مطمئن شویم فناوری برای خدمت به اکثریت مردم به وجود آمده است.
دارون عجماوغلو استاد اقتصاد در مؤسسهی فناوری ماساچوست (MIT) است و به خاطر کارهای تأثیرگذارش در اقتصاد سیاسی، توسعه و نهادها شناخته میشود. او از نویسندگان کتابهای پرفروش چرا ملتها شکست میخورند و راه باریک آزادی است و در سال ۲۰۲۴ جایزهی یادبود نوبل در علوم اقتصادی را دریافت کرد.
سایمون جانسون استاد دانشکدهی مدیریت اسلون MIT و اقتصاددان ارشد پیشین صندوق بینالمللی پول است. او با کتاب «۱۳ بانکدار: نگاهی انتقادی به بحران مالی» شناخته میشود و در سال ۲۰۲۴ جایزهی نوبل اقتصاد را برای تحقیقاتش دربارهی تأثیر نهادها بر توسعه گرفت.
فناوری همیشه نوید پیشرفت و رفاه را میدهد؛ اما آیا واقعاً همه از آن بهرهمند شدهاند؟ دارون عجماوغلو و سایمون جانسون در کتاب قدرت و پیشرفت نشان میدهند که پاسخ سادهای وجود ندارد. آنها با مرور بیش از هزار سال تاریخ، ثابت میکنند که نوآوریهای بزرگ، از انقلاب کشاورزی و صنعتی گرفته تا عصر دیجیتال، گاهی زندگی مردم عادی را بهبود بخشیده و گاهی تنها قدرت و ثروت نخبگان را افزایش داده است.
نویسندگان معتقدند که آنچه سرنوشت فناوری را تعیین میکند، خود نوآوری نیست، بلکه توزیع قدرت در جامعه است. اگر گروه کوچکی از نخبگان کنترل تصمیمها را در دست داشته باشند، نوآوریها به ابزاری برای افزایش نابرابری بدل میشوند. اما اگر قدرت بهطور گستردهتری تقسیم شود، فناوری میتواند به رونق همگانی و رشد پایدار منجر گردد.
قدرت و پیشرفت تنها مرور گذشته نیست؛ این کتاب هشداری برای آینده است. در دورانی که هوش مصنوعی، رباتیک و زیستفناوری با سرعتی بیسابقه پیش میروند، انتخابهای ما تعیین میکند این ابزارها به خدمت اکثریت مردم درآیند یا به ابزاری تازه در دست نخبگان تبدیل شوند.
هر روز به شما گفته میشود که فناوری جهان را بهتر میکند. تلفنهای هوشمندتر، برنامههای سریعتر، انرژی پاکتر؛ هر نوآوری وعدهی پیشرفت میدهد. اما با نگاهی دقیقتر، میبینیم که تصویر خیلی واضح نیست. شاید با فناوری بهرهوری بالا برود؛ اما دستمزد بسیاری از کارگران ثابت میماند. نظارت بیشتر میشود، اعتماد عمومی کمتر میشود و قدرت در دستان افراد کمی خواهد ماند.
این پویایی فناوری در عمل چگونه است و چگونه میتوان آن را بهسوی آیندهای بهتر هدایت کرد؟ در خلاصه کتاب قدرت و پیشرفت، یاد میگیرید:
• چگونه فناوریهای جدید اغلب بهجای کاهش نابرابری، آن را عمیقتر کردهاند؟
• چرا دیدگاه نخبگان، نه علم بیطرف، مسیر نوآوری را تعیین میکنند؟
• و چه چیزی لازم است تا فناوری به اکثریت مردم خدمت کند.؟
از کشاورزی قرون وسطی گرفته تا هوش مصنوعی، الگوها آشنایند و خطرات دارند بیشتر میشوند.