کتاب سود و دیگر هیچ (۲۰۱۴) میگوید کارآفرینان باید چه قدمهایی بردارند تا همیشه سود کنند. این خلاصه کتاب توضیح میدهد که چگونه حسابداری سنتی میان کسبوکارها و سودهایی که صاحبان آنها در رؤیا دارند، فاصله میاندازد و یک شیوهی جدید را پیشنهاد میکند که سودآوری همیشگی را تضمین میکند.
مایک میخالوویچ یک کارآفرین با بیشتر از ۲۴ سال تجربه و چهار شرکت چند میلیون دلاری به نام خود است. او دانش خود را با نوشتن ستونهایی در وال استریت ژورنال، مجلهی کارآفرین و هاروارد بیزینس ریویو و تدریس در دانشگاه کلمبیا و دانشگاه پرینستون به اشتراک گذاشته است. او همچنین نویسندهی چهار کتاب دیگر است؛ کتابهایی مانند «کارآفرین دستمال کاغذی» و «برنامهی کدو تنبل».
از امروز در کسبوکارتان سود کنید!
راهاندازی یک کسبوکار جدید کار آسانی نیست و از کسانی که این کار را میکنند باید قدردانی شود. آنها زمانهای سخت زیادی را پشتسر میگذارند؛ در سکوت.
از روز اول، کارآفرینان بهدنبال رشد و فروش هستند و تلاش میکنند تا در پایان، بیشتر از آنچه خرج میکنند، پول درآورند. اما تعداد زیادی هرگز هیچ سودی نمیکنند. درواقع، پنجاه درصد از کسبوکارها در پنج سال اول تعطیل میشوند. آنهایی هم که باقی میمانند، فقط از پس حقوق ماهانه برمیآیند و اغلب در این مسیر بدهی بالا میآورند.
نیازی به گفتن نیست که این، راه سودآوری نیست. یک شیوهی بهتر و غریزیتر، افزایش سود است. خلاصه کتاب سود و دیگر هیچ توضیح میدهد که چگونه میشود سود کرد؛ آن هم خیلی فوری!
در خلاصه کتاب سود و دیگر هیچ، یاد خواهید گرفت:
• چرا آنچه دربارهی سود به شما یاد دادهاند، اشتباه است؛
• چرا پنج حساب بانکی بهتر از یک حساب است؛
• و چگونه رانندگان کامیون یوپیاس مستقیماً به شش میلیون دلار رسیدند.
میلیونها کسبوکار در سراسر جهان هست: از مغازههای محلی گرفته تا شرکتهای بزرگ فناوری. و یک چیز هست که همهی صاحبان آنها میخواهند: سودآوری. خوشبختانه، یک فرمول قدیمی برای انجام این کار هست: تا جایی که میتوانید بفروشید، هزینههای خود را کم کنید و باقیمانده مال شماست.
یک مسیر مستقیم بهسمت موفقیت، درست است؟ کاملاً نه.
یک نظرسنجی که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ بهدست ناظر جهانی کارآفرینی انجام شد، نشان داد که هشت کسبوکار از ده کسبوکار شکست میخورند و کمبود سود، دلیل اصلی آن است. وقتی یک فرمول داریم، چگونه این اتفاق میافتد؟ خب مشکل، خود فرمول است.
این فرمول، کسبوکارها را به چند روش به سوی شکست میبرد. اول، این فرمول باعث میشود ما تحتتأثیر هر چیزی قرار بگیریم که در دسترس است.
این موضوع در دههی 1950 آشکار شد؛ زمانی که سیریل نورثکوت پارکینسون، تاریخدان و نویسنده، قانون پارکینسون را کشف کرد. این قانون میگوید: مقدار کار لازم برای انجام دادن یک کار، متناسب با زمان در دسترس، زیاد میشود. مثلاً، اگر قرار باشد کسی گزارشی را در دو روز آماده کند، دو روز وقت صرف آن میکند. اگر یک هفته برای همان گزارش به او زمان بدهند، همینقدر طول خواهد کشید.
اگر زمان را با پول عوض کنیم، همین اتفاق در کسبوکار میافتد. کارآفرینان راههایی پیدا میکنند تا هر پولی را که در دسترس دارند، خرج کنند و در نتیجه سود خود را از بین میبرند.
این فرمول از راه دیگری هم سود را از بین میبرد: «اثر تقدم». اثر تقدم یعنی افراد روی چیزی که اول میبینند، تمرکز میکنند و بقیه را نادیده میگیرند.
مثلاً، اگر فهرستی از کلمات را به شما نشان دهند، به احتمال زیاد کلماتی را که بالای فهرست هستند، به یاد میآورید. این فرمول با «فروش» شروع میشود و با «سود» تمام میشود؛ پس کارآفرینان تلاش و منابع خود را صرف بیشتر کردن فروش میکنند؛ چون باور دارند این کار خودبهخود سود به همراه میآورد.
اما همانطور که دیدیم، سود از دسترس دور است. بنابراین، سؤال اساسی این است: کارآفرینان چگونه باید سود خود را تضمین کنند؟
راهحل این است که فرمول را برعکس کنیم. بهجای اینکه هزینهها را از فروش کم کنید، اول مشخص کنید چقدر سود میخواهید و آن را از فروش کم کنید. یعنی اگر هدفتان پنج درصد سود است، این مقدار را قبل از اینکه فرصت خرج کردنش را پیدا کنید، کنار بگذارید. مهم نیست چقدر پول باقی میماند؛ شما هر کاری میکنید تا سودتان بیشتر شود. و در هر حالی سود میکنید!
بازنگری در این فرمول، یک قدم مهم برای سودآور کردن کسبوکار شما است، اما فقط یک قدم. در بخشهای بعدی، به بقیهی نقشه میپردازیم.