کتاب قدرت سکوت (2012) بر نقاط قوت و نیازهای درونگراها و برونگراها تمرکز دارد. این خلاصه کتاب موقعیتهایی را توضیح میدهد که هر دو نوع شخصیت در آنها احساس راحتی میکنند و راههایی برای بهره بردن هر دو شخصیت از تواناییهایشان، پیشنهاد میدهد.
سوزان کین، فارغالتحصیل دانشگاه پرینستون و دانشکدهی حقوق هاروارد، نویسندهای آمریکایی است و خود را درونگرا توصیف میکند.
آیا تا به حال احساس کردهاید که در دنیایی پر از سروصدا، افرادی که بیشتر حرف میزنند یا برونگرا هستند، موفقتر به نظر میرسند؟ سوزان کین در کتاب قدرت سکوت این باور رایج را به چالش میکشد. او نشان میدهد که درونگراها نه تنها چیزی کم ندارند، بلکه تواناییهای منحصربهفردی دارند که میتواند به موفقیت فردی و اجتماعی منجر شود. این کتاب توضیح میدهد چگونه درونگراها و برونگراها میتوانند در کنار هم شکوفا شوند، و چرا شناخت نقاط قوت هر دو شخصیت برای زندگی و کار ضروری است.
چگونه میتوان شخصیت یک فرد را بررسی یا تعریف کرد؟ یک روش، بررسی جایگاه فرد در طیف درونگرایی-برونگرایی است.
برونگراها اجتماعی و معاشرتیاند. آنها از هر فرصتی برای تعامل با دیگران استفاده میکنند. از قرار گرفتن در مرکز توجه لذت میبرند، اغلب به بیرون رفتن علاقه دارند و نیاز دارند که اطرافشان پر از آدم باشد. برای آنها، جایگاه اجتماعی مستقیماً از طریق ارتباطات اجتماعی نشان داده میشود؛ بنابراین به دنبال داشتن دوستان، دنبالکنندگان در توییتر و آشنایان بسیارند.
برونگراها برای موفقیت، به شادمانی و سرخوشی تمایل دارند. آنها به تأیید دیگران نیاز دارند و برای سریع رسیدن به دستاوردهایشان تلاش میکنند. برای مثال، اگر در بازار بورس ضرر کنند، پول بیشتری سرمایهگذاری میکنند تا بهسرعت این ضرر را به سود تبدیل کنند.
در مقابل، درونگراها موقعیتهای آرام را ترجیح میدهند و عمیقاً دربارهی اشتباهات خود فکر میکنند. اگر در بازار بورس ضرر کنند، احتمالاً این کار را متوقف میکنند و قبل از سرمایهگذاری دوباره، بازار را تحلیل میکنند.
گرایش درونگراها به فکر کردن دربارهی تجربهها و محرکهای حسی، باعث میشود پروژههای هنری و فکری را بهخوبی تمام کنند. درونگراها در زمانهای بحران در بازار بورس سود میکنند و در طول تاریخ، آثاری برجسته مانند فیلم «فهرست شیندلر »و نظریهی «نسبیت» را خلق کردهاند.
درونگراها از تنها بودن یا بودن با گروههای کوچک لذت میبرند و دربارهی مسائل شخصی و اجتماعی بهراحتی صحبت میکنند. برونگراها آشنایان سطحی بسیاری دارند؛ اما درونگراها به دوستیهای کمتر اما عمیقتر تمایل دارند.
یک پاسخ
یک چیزی که در بخش اول خلاصه کتاب بارز است این خط کشی نابه جا از افراد درون گرا و برون گراست که گویی به خواننده القا می شود که فقط درون گراها رفتارهای منطقی و در مقابل برون گرا ها رفتارهای تکانشی انجام می دهند و واضح است که موفقیت در گرو درون گرایی است