کتاب آیین (۲۰۲۲) نقش عمیق مناسک را در زندگی انسان بررسی میکند. این اثر با استفاده از دیدگاههای بهدستآمده از پژوهشهای پیشرفته، نشان میدهد که چگونه مناسک رفتار را شکل میدهند، ارتباطات را قویتر میکنند، به زندگی معنا میبخشند و انسانیت مشترک ما را تعریف میکنند.
دیمیتریس زیگالاتاس انسانشناس و دانشمند علوم شناختی است و آزمایشگاه انسانشناسی تجربی را در دانشگاه کانکتیکات رهبری میکند. او با ترکیب کار میدانی مردمنگارانه و آزمایشهای علمی به مطالعهی آیینها میپردازد تا تأثیر آنها را بر رفتار انسان و جامعه درک کند. زیگالاتاس بیش از صد مقاله منتشر کرده و پژوهشهایش در رسانههایی مانند نیویورک تایمز، نشنال جئوگرافیک و گاردین بازتاب داشته است.
معنای واقعی آیین را کشف کنید.
این صحنه را تصور کنید: قبل از یک جلسهی مهم، کت خود را صاف میکنید، دو بار با خودکار روی میز میزنید و بعد یک نفس عمیق میکشید. این یک آیین کوچک و شخصی است که به نظر میرسد اعصابتان را آرام میکند. حالا تصور کنید سازهای بامبویی به وزن چهل کیلوگرم را بر پشت خود حمل میکنید، زیر آفتاب سوزان پابرهنه راه میروید و بدنتان را با اشیای تیز سوراخ میکنید؛ همهی این کارها برای گرامیداشت پیروزی خدای هندو بر یک اهریمن انجام میشود.
شاید به نظر برسد این دو کار فاصلهی بسیار زیادی با هم دارند؛ اما هر دو موضوعی اساسی را دربارهی طبیعت انسان آشکار میکنند: ارتباط عمیق ما با آیینها، چه بزرگ و چه کوچک، و قدرت آنها در شکل دادن به هویت ما. آیینها همهجا هستند؛ مثل عادتهای روزمره مثل به هم زدن جامها هنگام نوشیدن به سلامتی دیگران یا مراسم باشکوهی که به تعهد زیاد و حتی تحمل درد نیاز دارد. اما چرا انسانها اینقدر برای آیینها ارزش قائلاند و چه چیزی آنها را تا این حد جهانی کرده است؟ پاسخ نه در خود این کارها، بلکه در تأثیر عمیق آنها بر ذهن، احساسات و ارتباط ما با دیگران است. خلاصه کتاب آیین به دنیای شگفتانگیز آیینها میرود و تأثیرات عجیب آنها را بر رفتار انسان بررسی میکند. شما خواهید فهمید که چرا آیینها به ما در ایجاد ارتباط کمک میکنند، چگونه درد را به هدف تبدیل میکنند و از چه راههایی حس تعلق ما را شکل میدهند. چه مراسم باستانی راه رفتن روی آتش در اسپانیا باشد و چه یک برنامهی سادهی قبل از بازی، آیینها به ما کمک میکنند تا در آشفتگی زندگی راه خود را پیدا کنیم و به آرامش، معنا و اتحاد برسیم. اگر برایتان سؤال پیش آمده است که چرا آیینها مهم هستند و چه چیزی دربارهی انسان بودن را نشان میدهند، کتاب آیین برای شما نوشته شده است.
هر سال، همزمان با شروع تابستان، روستای کوچکی در شمال اسپانیا با آیینی شگفتانگیز جان میگیرد. در نیمهشب، اهالی محل دور بستری از زغالهای گداخته جمع میشوند؛ زغالهایی که تا دمای سوزان هفتصد درجهی سانتیگراد گرم شدهاند. آنها یکی بعد از دیگری، کفشهایشان را درمیآورند، شخصی را بر دوش خود سوار میکنند و سپس پابرهنه از روی زغالها عبور میکنند. کسانی که در این مراسم شرکت میکنند، غرور و شادی زیادی دارند.
این آیین که مهمترین رویداد سال برای روستاست، فقط یک نمایش دیدنی نیست؛ بلکه با هویت جامعه ارتباطی عمیق دارد. اگر از روستاییان بپرسید چرا این کار را انجام میدهند، پاسخ اغلب ساده است: «این سنت ماست. بخشی از وجود ماست.» راه رفتن روی آتش نسل به نسل منتقل شده است و برای مردم این روستا، راهی است برای تأیید حس هویت گروهیشان. آنها میگویند بدون آن، دیگر همان آدمها نخواهند بود. خود روستا هم دیگر مثل قبل نمیشود.
این موضوع فقط مربوط به یک جامعهی کوچک نیست. در سراسر جهان، آیینها، چه پرشور و چه روزمره، مردم را به هم ارتباط میدهند. مردمشناسان این تجربه را «جوشش جمعی» مینامند؛ اصطلاحی برای لحظاتی که افراد عمیقاً به دیگران احساس وابستگی میکنند. به شعار دادن یکصدا در یک مسابقهی ورزشی یا رقصیدن با غریبهها در یک پیست رقص شلوغ فکر کنید. در آن لحظات، مرزهای بین «من» و «ما» از بین میروند و شما خود را بخشی از چیزی بزرگتر از خودتان حس میکنید.
آیینها این احساس را به شکلی عمیق ایجاد میکنند. آنها به ما یادآوری میکنند که تنها نیستیم. حتی آیینهایی که سختی زیادی دارند، مانند راه رفتن روی آتش یا مراسم سوراخ کردن بدن در نقاط دیگر جهان، همین هدف را دنبال میکنند؛ متحد کردن مردم از طریق تجربهی مشترک. درد یا چالش به نوعی چسب تبدیل میشود که ارتباطات را درون گروه قویتر میکند. و آن ارتباطات، به نوبهی خود، به شکلگیری هویت فردی ما کمک میکنند.
علم این موضوع را تأیید میکند. پژوهشها نشان میدهند که شرکت در آیینها، حتی دست زدن یا انجام هر حرکت هماهنگی، احساس تعلق و با هم بودن را به وجود میآورد. این لحظههای یگانگی به زندگی ما معنا میبخشند و ما را به شیوههایی به دیگران وصل میکنند که با کلمات نمیشود.
بنابراین، چه راه رفتن روی زغالهای گداخته باشد، چه شعار دادن برای تیم محبوبتان یا رقصیدن تا دیروقت، آیینها یک حقیقت ساده را به ما یادآوری میکنند: هویت ما نتیجهی کارهایی است که بهطور مشترک انجام میدهیم. آیینها بین ما ارتباط برقرار میکنند، به ما پایداری میدهند و ما را عضوی از مجموعهای بزرگتر از خودمان میکنند. و این واقعاً قدرتمند است.
یک پاسخ
به نظرم خوندن این کتاب میتونه مقداری ما رو برای درک این نوع فعالیت ها که منجر به یک حرکت جمعی میشه بیشتر آماده کنه.