همهی ما پتانسیل خلق آثار هنری بزرگ را داریم. مشکل این است که اغلب بهدلیل تردیدها، تجربیات گذشته و حتی آدمهای اطرافمان، بهسراغ هنر نمیرویم. کتاب راه هنرمند (۱۹۹۴) پر است از توصیههایی برای ارتباط با جنبهی هنریتان تا بتوانید رؤیاهای خلاقانهتان را محقق کنید.
جولیا کامرون شاعر، نمایشنامهنویس، داستاننویس، مقالهنویس و روزنامهنگار برندهی جایزه است. او همچنین نویسندهی پرفروش کتاب رگهی طلا (The Vein of Gold) است.
وقتی کودک بودید، آیا میتوانستید ساعتها با خوشحالی نقاشی کنید یا آواز بخوانید؟ آیا شبها با چراغقوه زیر پتو، وقتی قرار بود خواب باشید، مخفیانه در دفترچهی خاطراتتان مینوشتید؟ حالا چطور؟ آیا زندگیتان هنوز پر از شور هنری است؟ یا هنرمند درونتان دارد در سایه زندگی میکند؟ آیا میخواهید خلاق باشید؛ اما در یک دفتر کار کسلکننده گرفتار شدهاید؟ شاید موفق شدهاید از طریق هنر پول دربیاورید؛ اما همچنان احساس میکنید خلاق نیستید؟
خیلی چیزها مانع هنرمند درونتان هستند. خلاصه کتاب راه هنرمند به شما نشان میدهد چگونه هنرمند درونتان را آزاد کنید.
یک نکتهی سریع: توصیههای این خلاصهکتاب بر اساس برنامهای دوازدههفتهای است. اگر میخواهید این توصیهها را در زندگیتان به کار ببرید، سعی کنید هر هفته روی یک نکته تمرکز کنید. در هر ایدهی کلیدی دو نکته پیدا میکنید.
در خلاصهکتاب راه هنرمند یاد میگیرید:
• چرا منطقی است که با خودتان قرار ملاقات بگذارید؛
• چرا باید از گونهی عجیبی به نام «دیوانهسازها» بترسید و از آنها دوری کنید؛
• و ارتباط بین خواستههای خدا و داستانهای عالی فیلمها چیست.
اگر بهدنبال دوباره پیدا کردن خلاقیتتان هستید، لازم نیست با نوشتن شاهکارتان شروع کنید! در عوض، با گامهای سادهتری مانند نوشتن صفحات صبحگاهی آغاز کنید. صفحات صبحگاهی به جریان یافتن خلاقیتتان هنگام بیدار شدن کمک میکنند. فقط بنشینید، بگذارید افکارتان پرسه بزنند و هرچه به ذهنتان میرسد بنویسید. صفحات صبحگاهیتان لازم نیست هنری یا درخشان باشند. آنها را نوعی مدیتیشن در نظر بگیرید: دنیای بیرون را کنار بگذارید و روی کاری تمرکز کنید که در همان لحظه انجام میدهید. اگر نمیدانید چه بنویسید، دربارهی این بنویسید که نمیدانید چه بنویسید.
وقتی روی صفحات صبحگاهی کار میکنید، سعی کنید بخش انتقادی و منطقی مغزتان را سرکوب کنید. بگذارید مغز هنرمندتان کنترل را به دست بگیرد. نگران اشتباه کردن یا فشار برای نوشتن چیزی درخشان نباشید. مغز هنرمند میخواهد بازی کند و آزمایش کند؛ پس بگذارید آزاد باشد!
همچنین باید بعضیوقتها با هنرمند درونتان قرار بگذارید. یک قرار هنری برای خودتان بریزید: هر هفته چند ساعت را برای تمرکز روی هنرمند درونتان کنار بگذارید. به ساحل بروید، یک فیلم قدیمی تماشا کنید، از گالری دیدن کنید یا فقط پیادهروی کنید. هدف این است که بهتنهایی آرامش پیدا کنید و به ذهنتان اجازه دهید پرسه بزند. خواهید دید که هرچه بیشتر خودتان و دنیای اطرافتان را کاوش کنید، بیشتر با هنرمند درونتان ارتباط برقرار میکنید. به همین دلیل است که یادگیری هرچه بیشتر دربارهی خودتان و محیطتان بسیار مهم است.
همیشه بهدنبال صداها، منظرهها، بوها یا طعمهای جدید باشید. مثلاً در راه برگشت به خانه برای دیدن بخش جدیدی از شهر، مسیرتان را تغییر دهید؛ برای لذت بردن از آسمان هنگام غروب کمی بایستید یا گلها را در مسیر محل کار تماشا کنید. هر وقت بتوانید، چیز جدیدی کاوش کنید!