کتاب برآمدن پول توضیح میدهد که چگونه اتفاقات تاریخی مختلف باعث شکلگیری سیستم مالی کنونی شدهاند.
هدف نیل فرگوسن این است که نشان دهد با وجود بحرانها و نابرابریها، سیستم مالی و خود پول محرکهای مهم تاریخ و پیشرفت انسان هستند.
نیل فرگوسن یکی از شناختهشدهترین مورخان بریتانیا است. او در مؤسسات متعددی در بریتانیا و آمریکا فعالیت کرده و تمرکز اصلیاش بر تاریخ بینالملل و تاریخ اقتصادی بوده است.
فرگوسن علاوهبر فعالیتهای دانشگاهی، نویسنده و تحلیلگر روزنامهها و مجلات مختلف هم هست. او مجموعههای مستند تلویزیونی متعددی را نوشته و اجرا کرده است؛ از جمله نسخهی تلویزیونی کتاب برآمدن پول.
ماهیت سیستم مالی، تکاملی است.
چارلز داروین کشف کرد که زندگی از طریق فرآیندی به نام انتخاب طبیعی تکامل پیدا کرده است. موجوداتی که بیشتر با محیطشان سازگار بودند، رشد کردند و موجودات ضعیفتر منقرض شدند. در بیشتر محیطها منابع فقط برای زندگی تعداد محدودی موجود زنده کافی است. رقابت برای این منابع شدید است؛ زیرا ناکامی اغلب به انقراض میانجامد.
موجوداتی که موفقتر بودند، توانستند ژنهای خود را از طریق تولیدمثل گسترش دهند، تعدادشان بیشتر شود و جای گونههای منقرضشده را بگیرند.
این فرآیند همیشگی است؛ گونهها دائماً در حال انقراض و جایگزینی با گونههای جدید هستند. معمولاً این تغییرات محدود به محیطهای کوچک است؛ اما گاهی اتفاقاتی میافتد که انقراض گسترده ایجاد میکند.
برای مثال، ۶۴ میلیون سال پیش یک شهابسنگ تقریباً همهی حیات زمین، از جمله بیشتر دایناسورها، را نابود کرد. در چنین شرایطی، گونههای جدید بهجای گونههای منقرضشده رشد میکنند؛ همانطور که پستانداران بعد از فاجعهی شهابسنگ جای دایناسورها را گرفتند.
سیستم مالی نیز به همین شکل تکامل پیدا میکند؛ از طریق انتخاب بازار؛ معادل مالی انتخاب طبیعی. دنیای مالی دائماً با تکنیکها و نوآوریهای جدید تغییر میکند؛ درست همانطور که دنیای طبیعی تکامل پیدا میکند. شرکتهایی که با شرایط جدید سازگار میشوند، رشد میکنند و دیگران از آنها تقلید میکنند؛ معادل مالی تکثیر ژنها! در مقابل، شرکتهایی که به روشهای قدیمی چسبیده و بازده کافی تولید نمیکنند، محکوم به نابودیاند.
برخی اتفاقات مانند فروپاشی مالی ۱۹۲۹ و ۲۰۰۸، باعث انقراض گستردهی شرکتها و شیوههای مالی میشوند. در این شرایط، فضای لازم برای شکلگیری نوع جدیدی از شرکتها و شیوههای مالی فراهم میشود.
در قرن شانزدهم، وقتی فاتحان اسپانیایی، آمریکای مرکزی و جنوبی را فتح کردند، انگیزهی اصلیشان به دست آوردن طلا و نقره بود. آنها تصور میکردند هرچه فلز گرانبهای بیشتری به دست آورند، سکههای بیشتری ضرب میکنند و بنابراین پول بیشتری خواهند داشت. اما در واقعیت، افزایش عرضهی سکه باعث کاهش ارزش آن شد؛ صرفنظر از اینکه از چه فلز گرانبهایی ساخته شده بود.
فاتحان متوجه نبودند که قدرت و ارزش پول از ارزش ذاتی آن نمیآید؛ بلکه از آن چیزی میآید که مردم حاضرند در برابر آن بدهند. وفور بیش از حد پول همیشه باعث تورم میشود.
اعتماد عنصر حیاتی در ارزش پول است. ما اعتماد داریم پولی که استفاده میکنیم، ارزش خود را حفظ میکند و برخلاف اسپانیاییها، بانکهای مرکزی آن را بیش از حد تولید نمیکنند. ما اعتماد داریم که بانکها پولمان را ایمن نگه میدارند و آنها به ما اعتماد دارند که وامهایمان را بازپرداخت میکنیم. بدون این اعتماد، پول ارزشی ندارد.
امروزه خود پول فیزیکی بیارزش است؛ چون سکهها و اسکناسها ارزش ذاتی کمی دارند. بخش عمدهای از پول جهان حتی به شکل فیزیکی نیست؛ کاملاً مجازی است و بهصورت الکترونیکی در جهان منتقل میشود؛ بدون آنکه فیزیکی ظاهر شود.
پول بهدلیل اعتماد جمعی ما به آنها ارزشمند است.