کتاب استاندارد بیتکوین (۲۰۱۸) تاریخ پول را روایت میکند؛ از نخستین «سنگهای ارزی» گرفته تا علاقهی ویکتوریاییها به طلا و نهایتاً ظهور تازهترین عضو دنیای مالی: رمزارز دیجیتال. سیفالدین آموس اقتصاددان عقیده دارد باید به دوران فراموششدهی پول سالم بازگردیم. از نظر او بیتکوین ممکن است آیندهی دنیای مالی باشد. بیتکوین درست مانند ذخایر طلای گذشته، ویژگیهای منحصربهفردی دارد که آن را به گزینهای ایدئال برای نقش «وسیلهی مبادله» تبدیل میکند؛ ابزاری که دولتهای ناکارآمد قادر به دستکاری آن نیستند. اگر بخواهیم اقتصاد خود را به مسیر ثبات و رشد بازگردانیم و چرخهی رکود و رونق را پشت سر بگذاریم، باید از بیتکوین استفاده کنیم.
سیفالدین آموس، اقتصاددانی لبنانی و عضو سابق «مرکز سرمایهداری و جامعه» در دانشگاه کلمبیا (نیویورک) است. او در دانشکدهی کسبوکار عدنان قصار تدریس میکند.
اثری پیشگام در نگاه به آیندهی امور مالی
فرقی نمیکند سکهها در جیبتان باشد یا کارت اعتباری بینالمللی در کیف پولتان؛ پول است که چرخ جهان را میچرخاند. بدون آن، هنوز در همان نظام ابتدایی اجداد باستانی خود گرفتار بودیم: مبادلهی کالا با کالا. معاملهی صندلی در برابر خوک یا شمع در برابر شیر تا وقتی کارآمد است که چیزی داشته باشید که همسایهتان بخواهد؛ اما وقتی جامعه بزرگتر شود، تقریباً بیفایده است، چه برسد به تجارت جهانی کالا.
راهحل، پیدا کردن چیزی است که همه قبول داشته باشند و به آن اعتماد کنند. در دوران مدرن، این یعنی پول کاغذی پشتوانهدار با طلا. ایده ساده اما مؤثر بود؛ چون ارزش چیزهای کمی مثل فلزات گرانبها، در طول زمان حفظ میشود. نتیجه، عصری از رشد و شکوفایی بیسابقه بود. اما اوضاع از اوایل قرن بیستم خراب شد؛ وقتی دولتها استاندارد طلا را کنار گذاشتند و بدون هیچ پشتوانهای پول چاپ کردند. نتیجه چه بود؟ یک قرن رکود و رونقهای متوالی و بدهیهای فزاینده.
برای داشتن اوضاع مالی سالم نیازی نیست به طلا برگردیم. درواقع، حالا بازیگر تازهای آمده است که کاملاً با عصر دیجیتال سازگار است: بیتکوین. آن هم درست مانند طلا، ابزاری پایدار برای ذخیرهی ارزش در طول زمان است و در هر زمان و مکان استفاده میشود. اگر رمزارز تازه بتواند از مشکلات اولیه عبور کند، ممکن است به استاندارد تازهای برای عصر جدید رشد تبدیل شود.
در خلاصه کتاب استاندارد بیتکوین یاد میگیرید:
• چرا با ورود فناوریهای تازه، دوران پولهای سنگی باستانی به پایان رسید؛
• چگونه دولتها از زمان سزار تاکنون برای تأمین مالی جنگهایشان ارزش پول را ضعیف کردهاند؛
• و چرا بیتکوین بهخوبی نقش یک استاندارد تازه را بر عهده میگیرد.
اقتصاد بدون پول چگونه کار میکند؟
ساده است: با مبادله. این نوع مبادله را پایاپای یا «مبادلهی مستقیم» میگویند. میتوانید دو خوک را با یک گاو عوض کنید یا حتی با خدمتی مثل اصلاح مو. بستگی دارد چه چیزی دارید و همسایهتان چه میخواهد. مشکل اینجاست که همیشه این نیازها با هم جور نمیشوند. اگر چیزی نداشته باشید که طرف مقابل را وسوسه کند، شما هم به خواستهتان نمیرسید. اینجاست که پول وارد میشود. چون همه به آن نیاز دارند، میتوان از آن در هر معاملهای استفاده کرد. این همان «مبادلهی غیرمستقیم» است.
البته پولهای اولیه هیچ شباهتی به چیزی نداشتند که امروز در کیف پول دارید.
مثلاً ساکنان جزیرهی یاپ در ایالتهای فدرال میکرونزی. آنها تا قرن نوزدهم از سنگهای رای (Rai stones) برای معامله استفاده میکردند. این سنگها شکل و اندازههای مختلفی داشتند و بزرگترینشان تا چهار تُن وزن داشت! وقتی سنگ تازهای آماده میشد، آن را بالای تپهای میکشیدند تا همه ببینند. سپس مالک، مالکیت کامل یا بخشی از آن را در برابر کالا یا خدمات واگذار میکرد. هر معامله به اطلاع کل جامعه میرسید و همه آن را تأیید میکردند.
این نوع پول سالها کارآمد بود چون قابلیت فروش (Salability) داشت. مردم میدانستند اگر مالک سنگهای رای باشند، میتوانند آنها را بفروشند. مزیت دیگر این بود که در سراسر جزیره استفاده میشد؛ چون از هر نقطهای دیده میشد. آنها همچنین تقسیم میشدند. برای یک سبد میوه بخش کوچکی از سنگ فروخته میشد و برای یک قایق باید بخش بزرگتری یا حتی کل سنگ معامله میشد.
اما چرا امروز از این سنگها استفاده نمیشود؟ چون ارزش خود را در گذر زمان حفظ نکردند. در آغاز مشکلی نبود؛ اما استخراج و جابهجایی سنگها آنقدر سخت بود که عرضه محدود میماند و ارزش ثابت بود. این وضعیت در اواخر قرن نوزدهم تغییر کرد؛ وقتی یک ناخدای ایرلندی-آمریکایی به نام دیوید اوکیف که کشتیاش در جزیره غرق شده بود و با فناوریهای جدید هم آشنا بود، تعداد زیادی سنگ رای با استفاده از آن استخراج کرد. او نارگیلهای جزیره را با این سنگها مبادله میکرد (درواقع میخرید). خیلی زود سنگها آنقدر زیاد شدند که دیگر کارکرد پولیشان را از دست دادند و دوباره به سنگهای معمولی تبدیل شدند.