رمان «برادران هاثورن» اثر جنیفر لین بارنز، جلد چهارم از مجموعهی «بازیهای میراث» است؛ مجموعهای که در ابتدا قرار بود در قالب یک سهگانه به پایان برسد؛ اما محبوبیت بینظیر شخصیتهای برادران هاثورن، نویسنده را قانع کرد تا با نگارش این دنبالهی مستقل، بار دیگر خوانندگان را به دنیای پررمز و راز آنها بازگرداند. بارنز در این اثر که تمرکز ویژهای بر گریسون و جیمسون دارد، با مهارت تمام دو خط داستانی موازی را پیش میبرد که در آن هر یک از برادران با گذشتهی تاریک پدران بیولوژیکی خود و چالشهایی که هویت آنها را تهدید میکند، روبهرو میشوند. این کتاب نهتنها معماهایی پیچیده و فضایی پرتعلیق دارد؛ بلکه به عمق روابط برادرانه و مفهوم خانواده میپردازد و نشان میدهد که برای هاثورن بودن، چه بهایی باید پرداخت.
جنیفر لین بارنز، نویسندهی پرکار و پرفروش آمریکایی، در زمینهی رمانهای نوجوانان و جوانان فعالیت دارد. شهرت عمدهی او بهدلیل خلق آثار معمایی و هیجانانگیز است که توانستهاند در فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار بگیرند. مهمترین دستاورد او مجموعه کتاب محبوب و جهانی «بازیهای میراث» است که شامل عناوین «بازیهای میراث» (جلد اول)، «ارثیه هاثورن» (جلد دوم)، «گامبی نهایی» (جلد سوم) و «برادران هاثورن» (جلد چهارم) میشود. این مجموعه علاوهبر فروش میلیونی، جوایز متعددی از جمله جایزهی ادبی ادگار را نیز کسب کرده است.
داستان با فلشبکی به دوازده سال و نیم پیش آغاز میشود؛ زمانی که چهار برادر هاثورن در کودکی و در صبح کریسمس، با سرپیچی از قوانین سختگیرانهی پدربزرگشان، ماجراجویی مشترکی را در خانهی درختی تجربه میکنند. این خاطره، پیوند عمیق میان آنها را یادآوری میکند؛ پیوندی که حالا در بزرگسالی و بعد از اتفاقات وحشتناک سه جلد قبل، محکمتر از همیشه است. در زمان حال، گریسون هاثورن در حال تمرین پرتاب چاقو است و تلاش میکند با فشار فیزیکی، ذهنش را از آشفتگی برهاند. او که خود را وقف مدیریت بنیاد خیریه و کمک به اوری گرامبز کرده، ناگهان با پیامی از طرف برادرش نش مواجه میشود که کد اضطراری «۹۱۱» را ارسال کرده است. همزمان، جیمسون و اوری در آن سوی دنیا، در ویلایی جنگلی و دورافتاده مشغول استراحت و ماجراجویی هستند که آنها نیز همین پیام را دریافت میکنند.
کد ۹۱۱ در قانون برادران هاثورن به معنای وضعیت اضطراری مرگبار نیست؛ بلکه احضاریهای است که رد کردن آن عواقب سنگینی دارد. همهی آنها در لندن و در آپارتمان مشترکشان جمع میشوند. نش، برادر بزرگتر، فاش میکند که قصد دارد از لیبی (خواهر اوری) خواستگاری کند؛ اما انگشتر خانوادگی که مادربزرگشان، نَن که برای این کار در نظر گرفته، باعث تردید او شده است. این گردهمایی برادرانه که با شوخی و صمیمیت همراه است، خیلی زود با ورود واقعیتهای تلخ بیرونی به حاشیه میرود. گریسون و جیمسون، هر کدام به دلیلی جداگانه و شخصی، باید لندن را ترک کنند و به مأموریتهایی بروند که مستقیماً به پدران بیولوژیکیشان مربوط میشود؛ پدرانی که سالها در سایه بودهاند.
گریسون با خبری تکاندهنده روبهرو میشود: خواهر ناتنیاش، جیجی، در فینیکس آریزونا به دردسر افتاده و بازداشت شده است. او که احساس مسئولیت زیادی دارد، بلافاصله راهی آمریکا میشود. از سوی دیگر، جیمسون با پدرش، ایان جانستون-جیمسون، ملاقات میکند. ایان، قمارباز حرفهای و راندهشده از خانوادهای اشرافی، از پسرش درخواستی عجیب دارد: جیمسون باید وارد یک باشگاه قمار زیرزمینی و بسیار انحصاری به نام «رحمت شیطان» شود و عمارت اجدادی ایان به نام «ونتیج» را که در قمار باخته، پس بگیرد. جیمسون که تشنهی چالش است، این پیشنهاد را میپذیرد و بدین ترتیب، دو برادر در دو سوی، اقیانوس وارد بازیهای خطرناک خود میشوند.