کتاب مغز زنانه (۲۰۰۶) اثری کلاسیک در علوم اعصاب عمومی است که استدلال میکند رشد عصبی با تأثیر از هورمونها، بسیاری از انگیزهها و رفتارهای زنان را شکل میدهد. فقط چند هورمون مسیر زندگی با مغز زنانه را از ابتدای تولد تا پیری تعیین میکنند.
لوان بریزندین، دانشمند علوم اعصاب، پژوهشگر، استاد و پزشک آمریکایی است. او نویسندهی سه کتاب از جمله کتاب مغز مردانه است. از روی این کتاب فیلم «مغز زنانه» در سال ۲۰۱۷ ساخته شده است.
قدرت هورمونها را در شکل دادن به مغز زنانه در زندگی درک کنید.
زمانی که نویسنده، لوان بریزندین، در دهههای هفتاد و هشتاد میلادی به مطالعهی علوم اعصاب پرداخت، بهسرعت متوجه شد که همهی مطالعات بهصورت پیشفرض روی مغز مردان تمرکز دارند. بسیاری از دانشمندان عقیده داشتند که چرخههای هورمونی زنان، مطالعه دربارهی آنها را پیچیده میکند. او برای مقابله با ناآشنایی با مغزهای زنانه و رشد آنها، کلینیکی برای مطالعهی این موضوع تأسیس کرد و بعد از سالها فعالیت بالینی، کتاب مغز زنانه را منتشر کرد تا نیمهی دیگر علوم اعصاب انسان را روشن کند.
خلاصه کتاب مغز زنانه به قدرت هورمونهای زنانه در شکل دادن به مغز، رشد و احساسات در طول مرحلههای زندگی از نوزادی تا پیری میپردازد. این اثر ترکیبی است بین شیمی، زیستشناسی و مطالعات فرهنگی که هر مرحله از زندگی با مغز زنانه را نشان میدهد.
در هشت هفتهی نخست بارداری، مغز همهی جنینها زنانه به نظر میرسد. این وضعیت برای حدود نیمی از آن جنینها، زمانی تغییر میکند که تستوسترون در حدود هفتهی هشتم بهطور گستردهای آزاد میشود و روی همه چیز، از نورونها تا اندامهای تولیدمثل، تأثیر میگذارد. اما برخی دیگر در همین لحظهی بحرانی، غرق در هورمون قدرتمند استروژن میشوند که باعث رشد بدن و مغز زنانه میشود.
یک نوزاد معمولی دختر به طرز شگفتانگیزی رشد میکند. مغز او از تولد تا اولین سالگرد تولدش، در استروژن غرق است. استروژن در مغز او به اندازهی یک زن بالغ زیاد است. مراکز ارتباطی مغزش به این هورمون پاسخ میدهند، نورونهای بیشتری میسازند و او را برای صحبت کردن آماده میکنند.
این هورمون همچنین او را بسیار حساس میکند؛ بهطوری که به حالتهای صورت، بهویژه صورت مراقبانش واکنش نشان میدهد. او شاید در ماههای ابتدایی با شگفتی محض به صورت بقیه نگاه کند. وقتی شروع به صحبت میکند، انتظار دارد که شنوندهاش به او توجه کند؛ حتی اگر نتواند حتی یک کلمه حرف بزند! او خیلی به صداهایی که در اطرافش میشنود، حساس است.
یک نوزاد دختر این سال اول را خیلی متفاوتتر از نوزاد پسر میگذراند. پسرها بهخاطر سطح بالای تستوسترون در این دوره، کمتر ارتباط میگیرند و کمتر به حالت صورت واکنش نشان میدهند؛ درعوض بیشتر روی حرکت کردن و کشف چیزهای دیگر تمرکز دارند.
اما بعد از این سال اول، سطح تستوسترون و استروژن نوزادان بهشدت کم میشود. در ده سال بعدی و تا زمان بلوغ، بدن آنها خیلی شبیه هم است؛ اما مغزشان متفاوت باقی میماند.
ساختار مغز دختران از دوران کودکی تا سالهای قبل از نوجوانی، باعث میشوند او دائم در حال ارتباط برقرار کردن و مشاهده باشد. او همیشه در حال گفتوگو با همه چیز و همه کس در اطرافش است؛ از اسباببازیها گرفته تا والدین و دوستان. حافظهی عاطفی او تمام جزئیات را ذخیره میکند.
شاید دوران کودکی برای دخترها تا ابد کش بیاید؛ اما پایدار و پایین ماندن هورمونها همیشگی نیست. وقتی هورمونهای دختر تغییر میکند، شاید به نظرش جهان از هم بپاشد. البته اینطور نیست. او فقط وارد دورهی بلوغ شده است.