کتاب آینده کار در عصر هوش مصنوعی (۲۰۱۸) خیلی دقیق توضیح میدهد که وقتی اتوماسیون و هوش مصنوعی چهرهی نیروی کار جهان را تغییر میدهند، دقیقاً باید منتظر چه اتفاقاتی باشیم. نویسنده، دارل ام. وست، نظرات تخصصی زیادی جمعآوری کرده است تا ما بتوانیم چالشهایی را درک کنیم که با تبدیل اقتصاد صنعتی به اقتصاد دیجیتال پیش میآید.
دارل ام. وست معاون برنامهی مطالعات حکمرانی در مؤسسهی بروکینگز است. کتابهای قبلی او شامل «میلیاردرها: تأملاتی بر طبقهی مرفه» (۲۰۱۴) و «اَبَرتغییر: اختلال اقتصادی، تحول سیاسی و درگیری اجتماعی در قرن بیستویکم» (۲۰۱۶) است.
در انقلاب اقتصادی آینده، چه چیزهایی اهمیت دارند؟
پهپادهایی که بستههای آمازون را دمِ خانهی شما میآورند، منوهای دیجیتال رستورانها، الگوریتمهایی که سهام میخرند و میفروشند و وامها را تأیید میکنند، ماشینها و کامیونهای بدون راننده که شما و کالاهایتان را جابهجا میکنند؛ اینها دیگر فقط در آینده نیستند؛ بلکه نمونههایی روشن از روشهایی هستند که اتوماسیون همین امروز روی نیروی کار اثر گذاشته است و انتظار میرود فردا هم بیشتر شود.
پیشرفت فناوریهایی مثل اینها از بسیاری جهات اجتنابناپذیر و از نظر تجاری منطقی است. نمیتوان توقع داشت یک شرکت، صرفهجویی میلیونها دلاری را کنار بگذارد و همچنان برای کاری نیرو استخدام کند که یک روبات میتواند چهار برابر سریعتر، بدون توقف و با خطای کمتر انجام دهد. وقتی شرکت مکدونالد اعلام کرد قصد دارد صندوقداران را با منوهای خودکار جایگزین کند، قیمت سهامش فوراً بالا رفت؛ چون این تصمیم برای تجارت خیلی سودآور است.
حاصل همهی این تحولات همان چیزی است که مردم آن را «اقتصاد دیجیتال جدید» مینامند. میشود درک کرد که اقتصاد دیجیتال اجتنابناپذیر است؛ ولی هنوز کارهای زیادی هست که باید انجام دهیم تا جلوی بینظمی و مشکلات بعدی را بگیریم. همانطور که دارل ام. وست توضیح میدهد، باید در شیوهی نگاهمان به کار، آموزش شغلی و چگونگی دریافت مزایایی مثل بیمهی درمانی و بازنشستگی بازنگری کنیم. اگر همین حالا اقدام کنیم، شاید بتوانیم این دوران گذار سادهتر پشتسر بگذاریم؛ وگرنه ممکن است دچار مشکل جدی شویم.
در خلاصهی کتاب آینده کار در عصر هوش مصنوعی، میخوانید:
• کدام کتاب منتشرشده در سال ۱۸۸۸، تصوری آیندهنگرانه از نیروی کار در سالها بعد داشت؛
• کدام مدیرعامل، هوش مصنوعی را یکی از بزرگترین تهدیدها برای تمدن میداند؛
• و چطور مفهومی به اسم «حساب شهروندی» ممکن است کلید حل مشکلات نیروی کار آینده باشد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکا با چیزی مواجه شد که نویسنده آن را «اَبَرتغییر» مینامد؛ یعنی گذار از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی. دولت سالها زمان گذاشت تا با تبعات و پیامدهای این تغییر کنار بیاید.
حالا دوباره در آستانهی یک ابرتغییر جدید هستیم؛ این بار، حرکت از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دیجیتال. در مرکز این تغییر، مدلی از کسبوکار قرار دارد که بر مبنای رباتهای خودکار و هوش مصنوعی ساخته شده و الان هم شاهد گسترش آن هستیم؛ مخصوصاً در شغلهای کارگری.
قبلاً، شغلهایی مثل کار در رستورانها، خردهفروشی یا حملونقل برای کسانی که دانشگاه نرفته بودند، گزینهی مطمئنی بود. اما این شغلها حالا تحتتأثیر اتوماسیون قرار گرفتهاند.
رستورانها در سراسر آمریکا بهجای گارسون، از تبلتهایی استفاده میکنند که غذا پیشنهاد میدهند و منوی دیجیتال دارند. فروشگاههای بیشتری در حال جایگزینی صندوقداران با دستگاههای پرداخت سلفسرویس هستند که روز به روز پیشرفتهتر میشوند. آمازون هم فروشگاهی ایجاد کرده که مشتری با اپ موبایل همهی خریدهایش را مستقیم ثبت میکند.
در این میان، رانندگی کامیون که با درآمد سالانهی متوسط ۴۳,۵۹۰ دلار همیشه شغلی پرسود برای دارندگان دیپلم دبیرستان بود، دارد جای خود را به وسایل نقلیهی خودران میدهد؛ چون قرار است این خودروها به یک استاندارد صنعتی تبدیل شوند.
در همهی این نمونهها، خدمات خودکار به کسبوکارها، راه صرفهجویی را نشان دادهاند. تا همین چند سال پیش، هزینهی رباتها و خدمات خودکار بیشتر از دستمزد کارمندها برای همان کار بود؛ اما امروز اینطور نیست. برای مثال، در شرکت قطعهسازی دینامیک، یک ربات با هزینهی ۳۵ هزار دلار، میتواند کاری را انجام دهد که قبلاً چهار نفر برایش استخدام میشدند؛ نه سرما میخورد، نه استراحت لازم دارد و نه بیمه میخواهد.
یک نکتهی مهم دیگر، کاهش خطای انسانی است. در شرکت تولید موبایل پریسیژن تِک، شصت ربات جایگزین ۶۵۰ کارمند قبلی شدهاند و حالا اشتباهات از ۲۵ درصد به ۵ درصد رسیده؛ درحالیکه مقدار تولید بیش از دو برابر شده است.
در مورد وسایل نقلیهی خودکار هم کارشناسان انتظار دارند تعداد تصادفها کمتر و مصرف سوخت بهتر شود؛ چون سرعت گرفتن و ترمز گرفتن آنها بهتر است.