کتاب خاندان روتشیلد (۱۹۹۸) نگاهی دقیق به شراکت چندملیتی خانوادهی مشهور روتشیلد دارد. این کتاب با بررسی روابط و روشهایی که این خانواده را به موفقیت رساند، راز این خاندان تاریخی و سریع رسیدنشان به ثروت و شهرت زیاد را فاش میکند.
نیل فرگوسن نویسنده، مفسر سیاسی، پژوهشگر و مدرس تاریخ مدرن در کالج جیزس دانشگاه آکسفورد است. از آثار او میتوان به «امپراتوری»، «برآمدن پول» و «برج و میدان» اشاره کرد.
از راز خاندان مشهور و ثروتمند روتشیلد سر دربیاورید!
نام روتشیلد برای شما چه معنایی دارد؟ بسیاری با شنیدن این نام، یک خانوادهی یهودی ثروتمند یا یک شرکت سرمایهگذاری بانکی موفق را به ذهن میآورند؛ اما احتمالاً بیشتر مردم نمیدانند که روتشیلد در قرن نوزدهم، درواقع بزرگترین بانک جهان بود!
در خلاصه کتاب خاندان روتشیلد خواهید دید که چگونه شراکت چندملیتی خانوادهی روتشیلد موفقیت مالی عظیم آنها را تضمین کرد و چطور نزدیکیشان به نخبگان سیاسی اروپا و ریشه یهودیشان، باعث ساخته شدن افسانههای زیادی دربارهی آنها شد.
با کنار زدن لایههای گوناگون داستان روتشیلدها، بهتر میتوانید واقعیت تاریخی مرموزترین شخصیتهای این خانواده و همچنین یکی از موفقترین کسبوکارها در تاریخ سرمایهداری را درک کنید.
همچنین یاد میگیرید:
• چگونه اشیای عتیقه، دفتر مایر روتشیلد را پر از کیسههای پول کرد؛
• چطور رشوه نقش مهمی در کسبوکار خانوادگی پیدا کرد؛ و
• روتشیلدها برای آزادی یهودیان چه کارهایی انجام دادند.
خانوادهی روتشیلد از ثروتمندترین و تأثیرگذارترین خاندانهای قرن نوزدهم بود. اما چطور به چنین جایگاه پرطرفداری رسیدند؟
همهچیز با مایر آمشل روتشیلد (۱۷۴۴–۱۸۱۲)، پدر برادران مشهور روتشیلد، آغاز شد. این مرد یهودی، کار سختی در فرانکفورت آلمان انجام داد.
در قرن هجدهم، یهودیان فرانکفورت مشکلات زیادی داشتند؛ از جمله تبعیض سیستماتیک و دیدگاههای ضدیهودی زیاد مردم. تقریباً همهی جنبههای زندگی یهودیان فرانکفورت تحتتأثیر این یهودستیزی قرار داشت. آنها در یک محلهی بسته به نام یودنگاسه (کوچهی یهودیان) در یک خیابان باریک زندگی میکردند؛ با دروازههایی در دو سر آن. زندگی خارج از این محله، برایشان ممنوع بود و اجازه نداشتند شب را در جای دیگری بمانند.
ورود یهودیان به مکانهای عمومی مهم مانند پارکها، مسافرخانهها، کافهها و تفرجگاههای شهر ممنوع بود. بخش بزرگی از زندگی یهودیان فرانکفورت پشت دیوارها و دروازههای بلند یودنگاسه میگذشت.
مایر آمشل روتشیلد با وجود این فضای ضدیهودی، توانست کسبوکار بانکی موفقی راهاندازی کند.
برخلاف بسیاری از شهرهای آلمان در قرن هجدهم، فرانکفورت مرکز بازرگانی بود و تجارت و بانکداری در آن به هم گره خورده بودند.
مایر آمشل بعد از اینکه به یکی از بزرگترین فروشندگان عتیقه تبدیل شد، به دنیای بانکداری پا گذاشت. او با سرمایهای که از خرید و فروش این کالاها به دست آورد، به شبکهای روبهرشد از تأمینکنندگان و مشتریان اعتبار اعطا کرد و به این ترتیب جایگاه خود را در دنیای بانکداری محکم کرد.
تا سال ۱۸۰۰، او در میان ثروتمندترین یهودیان فرانکفورت قرار گرفت. روتشیلد بخش بزرگی از این ثروت را مدیون موفقیتش در بانکداری بود. درواقع، گردش پول در کسبوکارش آنقدر زیاد بود که کیسههای پول اغلب در دفتر روتشیلد اینطرف و آنطرف رها میشدند؛ یا در کمدها قرار میگرفتند یا روی زمین تلنبار میشدند.