رمان خدمتکار اثر فریدا مکفادن، یک تریلر روانشناختی نفسگیر و پرفروش است که با روایت داستانی پرتعلیق و چرخشهای داستانی غیرقابلپیشبینی، خواننده را تا آخرین صفحه میخکوب میکند. این کتاب داستان دختری جوان با گذشتهای تاریک را روایت میکند که برای فرار از بیخانمانی، کار در عمارت خانوادهای ثروتمند را میپذیرد؛ اما بهزودی میفهمد که اسرار این خانه، بسیار هولناکتر و ترسناکتر از سابقهی کیفری خود اوست. مکفادن در این اثر با مهارت تمام، جایگاه قربانی و جلاد را تغییر میدهد و داستانی از بقا، انتقام و همبستگی زنان را در بستری از وحشت و معما به تصویر میکشد.
فریدا مکفادن، نویسندهی پرکار و متخصص در ژانرهای تریلر روانشناختی و معمایی، بهخاطر داستانسرایی پر از تعلیق و پایانبندیهای غیرمنتظرهاش، شهرت دارد. او که در ابتدا پزشک (متخصص آسیبشناسی مغز) بود، توانست با تلفیق دانش پزشکی و علاقه به داستاننویسی، آثاری خلق کند که بارها در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفتهاند. از مهمترین کتابهای او میتوان به رمانهای پرطرفدار «خدمتکار»، «راز همسر»، «بخش دی»، و «خانم روانشناس» اشاره کرد.
میلی کالووی دختر جوانی است که روزهای سختی را میگذراند و شبها در خودروی قدیمی خود میخوابد؛ اما حالا فرصتی طلایی، به او رو کرده است. او برای مصاحبهی کاری، به عمارت مجلل و باشکوه نینا وینچستر میرود تا شاید بتواند خدمتکار شود و سقفی بالای سرش داشته باشد. نینا زنی ثروتمند اما بهشدت دمدمیمزاج و آشفته به نظر میرسد که رفتارهایش ثبات ندارد. او گاهی بسیار صمیمی است و لحظهای بعد، بیدلیل پرخاشگر میشود. با وجود این رفتارهای عجیب و سابقهی کیفری میلی که معمولاً مانع استخدامش میشود، نینا بدون سختگیری، او را استخدام میکند. میلی که از خوشحالی سر از پا نمیشناسد، وارد خانه میشود؛ اما محل اقامت او اتاقکی بسیار کوچک و خفه در زیرشیروانی است. نکتهای که در همان ابتدا توجه میلی را جلب میکند و حس ناخوشایندی به او میدهد، قفلِ در اتاق است؛ این قفل بهجای اینکه از داخل باشد، فقط از بیرون قفل میشود.
میلی کارش را شروع میکند و سعی دارد با نادیده گرفتن رفتارهای جنونآمیز نینا، موقعیت شغلیاش را حفظ کند. نینا مدام خانه را به هم میریزد، لباسهای گرانقیمتش را همه جا رها میکند و دستورات ضدونقیض میدهد. در مقابل این هرجومرج، اندرو وینچستر قرار دارد؛ همسر نینا که مردی بسیار جذاب، آرام و مؤدب به نظر میرسد. اندرو برخلاف همسرش، با میلی محترمانه برخورد میکند و به نظر میرسد از رفتارهای دیوانهوار زنش، خسته شده است. در این میان، دختر کوچک خانواده به نام سیسیلیا نیز، رفتارهای عجیب و گاه ترسناکی دارد که فضای خانه را سنگینتر میکند. انزو، باغبان ایتالیایی خانه، تنها کسی است که سعی میکند به میلی هشدار دهد. او با انگلیسی دستوپاشکسته و نگاههای نگران، سعی میکند به میلی بفهماند که در خطر است؛ اما میلی که مجذوب ثروت و آرامش ظاهری اندرو شده، این هشدارها را جدی نمیگیرد.