کتاب «نابغهها» اولین جلد از مجموعهای پرطرفدار اثر جنیفر لین بارنز است. این رمان تریلر – روانشناختی نوجوانانه، داستانی پرکشش دربارهی گروهی از نوجوانان با استعدادهای خاص است که افبیآی برای حل پروندههای راکد استخدام کرده است. داستان با تمرکز بر کاسی هابز، دختری که استعداد ذاتی در شناخت شخصیت افراد دارد، خواننده را به دنیایی از جنایت، روانشناسی جرم و رازهای خانوادگی میبرد. بارنز با مهارت تمام، معماهای جنایی را با درامهای نوجوانانه و سؤالات عمیق دربارهی «ذات در برابر تربیت» در هم میآمیزد.
جنیفر لین بارنز نویسندهی آمریکایی و استاد دانشگاه است که بهخاطر خلق رمانهای معمایی و هیجانانگیز برای نوجوانان شهرت جهانی دارد. او مدرک دکترای روانشناسی و علوم شناختی از دانشگاه ییل دارد و پژوهشگر فولبرایت در دانشگاه کمبریج نیز بوده است. بارنز با استفاده از دانش روانشناسی خود، شخصیتهایی پیچیده و پلاتهای داستانی هوشمندانهای خلق میکند که او را به یکی از نویسندگان پرفروش نیویورکتایمز تبدیل کرده است. از مهمترین دستاوردهای او میتوان به نامزدی جایزهی ادگار و کسب جوایز گودریدز اشاره کرد. مشهورترین آثار او شامل مجموعهی «بازیهای میراث» (کتابهای بازیهای میراث، ارثیه هاثورن، گامبی نهایی و برادران هاثورن) است که محبوبیت بسیار زیادی کسب کرده و همچنین مجموعهی «نابغهها» (شامل کتابهای نابغهها، غریزه مرگبار و پاکبازی) که ترکیبی جذاب از جنایت و روانشناسی است.
کاسی هابز هفدهساله زندگیاش را در میان هیاهوی یک رستوران شلوغ و بخارگرفته میگذراند؛ اما ذهن او در دنیایی کاملاً متفاوت سیر میکند. پنج سال از روزی که مادرش بهطرز فجیعی در اتاق گریم یک تئاتر به قتل رسید و جسدش هرگز پیدا نشد میگذرد؛ اما سایهی آن جنایت هنوز بر تمام لحظات زندگی کاسی سنگینی میکند. او که اکنون با مادربزرگ سختگیر و سنتیاش زندگی میکند، استعدادی ذاتی و عجیب دارد؛ او میتواند با نگاه کردن به آدمها، جزئیات زندگی، شغل، عادتها و حتی دروغهایشان را تشخیص دهد. این توانایی، میراثی از آموزشهای مادرش و مکانیسمی دفاعی برای بقا در دنیایی است که امنیتش را برای همیشه از دست داده است. یک روز معمولی، وقتی مشغول سرویس دادن به مشتریان است، توجهش به پسری جوان و مرموز جلب میشود که رفتارش با دیگران فرق دارد. پسر که خود را مایکل معرفی میکند، نه برای غذا خوردن، بلکه برای سنجش تواناییهای کاسی آنجا نشسته است و حرکات او را با دقت زیر نظر دارد.
مایکل تنها نیست؛ او پیامی از طرف مأمور ویژهی افبیآی، تنر بریگز، برای کاسی دارد. بعد از یک گفتوگوی کوتاه و مرموز که در آن مایکل استعداد کاسی را به چالش میکشد، کارتی با نشان رسمی پلیس فدرال روی میز باقی میماند که دعوتنامهای برای ورود به دنیایی ناشناخته است. کاسی با تردید و کنجکاوی با شماره تماس میگیرد و بریگز پرده از رازی بزرگ برمیدارد: برنامهای محرمانه به نام «نابغهها» که هدفش گردآوری نوجوانانی با استعدادهای خاص برای حل پروندههای جنایی راکد است. پیشنهاد بریگز وسوسهکننده ولی ترسناک است؛ نقل مکان به خانهای امن و قدیمی در کوانتیکو، آموزش زیر نظر برترینهای افبیآی و دسترسی به منابعی که شاید بتوانند روزی او را به قاتل مادرش برسانند. کاسی میداند که ماندن در خانهی مادربزرگش او را به جایی نمیرساند و حسرت کشف حقیقت مرگ مادر، مثل خوره روحش را میخورد.
تصمیمگیری برای کاسی سخت نیست؛ هرچند دل کندن از خانواده دشوار است. او چمدانش را میبندد و با وجود مخالفتهای ضمنی خانواده پدریاش، راهی واشنگتن میشود. ورود به خانهی امن، شبیه ورود به سیارهای دیگر است. عمارتی قدیمی و باشکوه که ساکنانش نوجوانانی همسنوسال او هستند؛ اما هرکدام باری سنگین از استعداد و گذشتهای تاریک را به دوش میکشند. کاسی در بدو ورود متوجه میشود که اینجا مدرسهای معمولی برای بچههای باهوش نیست؛ اینجا پادگانی برای ذهنهای خطرناک است. او باید یاد بگیرد که چگونه در میان این غریبههای بااستعداد جایگاه خود را پیدا کند و همزمان با نیمهی تاریک وجودش که از روز مرگ مادرش بیدار شده است، بجنگد.