راهنمای کاربردی انافتی (2022) راهنمای اصلی شما برای «توکنهای غیرقابلتعویض» است؛ نوعی دارایی دیجیتال تازه که شیوهی ما در درک مالکیت در عصر اینترنت را تغییر میدهد. این متن توضیحی که به قلم دو کارشناس برجستهی انافتی نوشته شده، همه چیز را در بر میگیرد: از چگونگی کارکرد انافتیها گرفته تا روش ورود شما به این بازار جهانی در حال شکوفایی.
مت فورتنو یک وکیل حوزهی سرگرمی و کارآفرین است. او یکی از نویسندگان کتاب مرجع استاندارد صنعت موسیقی یعنی This Business of Music است، همچنین مشاور حوزهی رمزارز و خالق انافتیهای رسمی برای برندهای نمادینی مانند سه کلهپوک (The Three Stooges) به شمار میرود.
کیوهریسون تری یک بازاریاب رشد در شرکتهای مارک کوبان است؛ یک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر مستقر در تگزاس؛ جایی که او به شرکتهای پورتفوی کمک میکند تا استراتژیهای بازاریابی خود را توسعه دهند.
دورهای کاربردی دربارهی جدیدترین موج رمزارزها!
احتمالش زیاد است که در پانزده سال گذشته با رمزارزها آشنا شده باشید. شاید حتی یکی از دهها ارز دیجیتال را خریده و فروخته باشید.
اما حالا موج تازهای از دنیای رمزنگاری از راه رسیده: انافتیها، یا همان «توکنهای غیرقابلتعویض».
ماجرا چیست؟ آیا واقعاً مردم صدها هزار دلار خرج تصاویری میکنند که شما میتوانید آزادانه روی رایانهتان دانلود کنید؟ بله. اما موضوع کمی پیچیدهتر از اینهاست.
در خلاصه کتاب راهنمای کاربردی انافتی قرار است سازوکار، ماهیت و چرایی انافتیها را باز کنیم؛ همانطور که به مسئلهای نگاه میکنیم که قرار بوده حل کنند و فرصتهایی که برای مجموعهداران و سرمایهگذاران به وجود میآورند.
در طول مسیر، شما یاد خواهید گرفت:
• بلاکچین چطور به حل مشکل دزدی آنلاین کمک میکند؛
• چرا یک اسکناس یک دلاری «قابلتعویض» است؛ اما مونالیزا «غیرقابلتعویض»؛
• و چطور میتوان انافتی خرید، ساخت و فروخت.
سفر ما از پاریس، در موزهی لوور، پربازدیدترین موزهی جهان، آغاز میشود.
جاذبهی اصلی برای بسیاری از بازدیدکنندگان، پرترهای رازآلود است که با رنگ روغن روی چوب صنوبر سفید حدود سال ۱۵۰۰ کشیده شده: مونالیزای لئوناردو داوینچی.
در حال حاضر، شرکتهای بیمه این اثر را بیشتر از هشتصد میلیون دلار ارزشگذاری میکنند.
این رقم از کجا میآید – چرا این نقاشی سی در بیست اینچی اینقدر ارزشمند است؟ پرسشی بهظاهر ساده است، پس بیایید بازش کنیم.
اولین نکته این است که تنها یک مونالیزا داریم. درست است که میتوانیم نقاشی را به شکل پوستر تکثیر کنیم؛ اما حتی بهترین نسخه هم چیزی اساسی را کم دارد.
در دنیای هنر، مردم آن چیز را «هاله» مینامند. یک اثر یگانه چیزی ویژه دارد. وجودی منحصربهفرد در همان مکانی که هست؛ تنها نمونه از نوع خودش. وقتی بازتولید نقاشیهای مشهور را روی دیوار خانه میآویزیم، هرگز همان احساسی را ندارد که در موزهها با دیدن اصل اثر تجربه میکنیم.
یکی از دلایلش این است که نسخههای بازتولید، «سند مالکیت و تاریخچهی انتقال» یا همان provenance ندارند. رشتهای طولانی از اسناد مالکیت به ما اجازه میدهد مونالیزا را تا اوایل قرن شانزدهم ردگیری کنیم. ما میدانیم که این کار لئوناردو داوینچی، یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ هنر غرب، است. این آگاهی به نقاشی اصلی اهمیت فرهنگی عظیمی میبخشد.
دنیای فناوری از واژهی دیگری برای توصیف یگانهها استفاده میکند: «غیرقابلتعویض»(non-fungible).
قابلتعویض (fungible) یعنی چیزی قابلیت جایگزینی متقابل دارد. یک اسکناس یک دلاری مثال بسیار خوبی است. اگر من و شما اسکناسهای یک دلاری داشته باشیم و تصمیم بگیریم آنها را با هم عوض کنیم، عملاً هیچ اتفاقی نمیافتد. هر دو اسکناس قدرت خرج یکسانی دارند. فروشندهای که دلار را قبول میکند، اهمیتی نمیدهد کدام اسکناس را دریافت کند.
مونالیزا در سوی دیگر طیف قرار دارد: کاملاً غیرقابلتعویض است. اگر شما صاحب نقاشی باشید، هرگز آن را با یک پوستر عوض نمیکنید. حتی یک نقاشی کپی سطح بالا هم ارزش چندانی ندارد؛ چون فاقد «سند مالکیت و تاریخچهی معتبر» است؛ یعنی همان پیشینهی دقیق و مستند.
نکتهی کلیدی اینجاست: سند مالکیت و تاریخچه، یگانگی و تک بودن اثر را ثابت میکند. چیزهای یگانه ذاتاً کمیاب یا نایاب هستند. و اقتصاد پایه به ما میگوید: تقاضای بالا + کمیابی = افزایش ارزش.
به همین دلیل است که به رقم هشتصد میلیون دلاری میرسیم. همه میخواهند صاحب اثری شوند که از نظر فرهنگی اهمیت دارد و واقعاً دید ما به جهان را تغییر داده است، اما تنها یک مونالیزا هست. اگر بتوانید ثابت کنید که صاحب اصل اثر هستید، همه چیز برایتان مهیاست. این یعنی «بازار فروشنده».
اما همهی اینها چه ربطی به انافتیها دارد؟
خب، در دنیای آنالوگ، اثبات مالکیت و تاریخچه بسیار آسانتر از دنیای دیجیتال است. این همان مشکلی است که انافتیها حل میکنند.