کتاب تعصب خوشبینی (2011)، با بیانی جذاب و علمی نشان میدهد که چگونه عینک خوشبینی، تجربهی ما را از دنیا تغییر میدهد و چرا این خوشبینی، برخلاف تصور، چیز خوبی است. این کتاب قرار نیست عینک خوشبینی را از روی چشم شما بردارد؛ اما کمک میکند بفهمید چرا آن را به چشم زدهاید و چطور میتوانید از آن به نفع خودتان استفاده کنید.
تالی شاروت (Tali Sharot) دانشیار عصبپژوهی شناختی در دانشگاه کالج لندن (UCL) است. او برندهی جایزهی انجمن روانشناسی بریتانیاست وقبل از این کتاب، «علم خوشبینی» را نیز نوشته است.
بدانید چرا خوشبینها از بدبینها موفقترند.
فرض کنیم شما یک بدبین مغرورید. همیشه هم گفتهاید: «بدبینی، تنها راه محافظت از خود در برابر ناامیدیهای زندگی است. با این روش، اگر هم چیزی خوب و غیرمنتظره اتفاق بیفتد، غافلگیر میشوید و لذت میبرید.»
بخش دوم حرفتان درست است؛ اما بخش اولش نه. بدبینی شما را از ناامیدی نجات نمیدهد. در این کتاب میفهمید چرا.
تالی شاروت در کتاب تعصب خوشبینی، دنیای شگفتانگیز خوشبینی را معرفی میکند. ذهن بیشتر انسانها باور دارد که آینده روشن است. این نگاه خوشبینانه به دنیا و آینده، تأثیر عمیقی بر تصمیمها و مسیر زندگی ما دارد.
بسیاری از مردم دوست دارند خود را موجوداتی منطقی بدانند. این تصور آنقدر ریشهدار است که حتی نام گونهمان را Homo sapiens گذاشتهایم: انسان خردمند.
اما شاید کمی زیادی خوشبین بودهایم؛ چرا؟ چون برداشت ما از واقعیت، همیشه منطقی نیست و معمولاً پر از سوگیری شناختی است.
برای درک بهتر این موضوع، به چند سؤال فکر کنید و خود را نسبتبه بقیهی مردم بسنجید:
• روابط اجتماعیتان چطور است؟
• رانندهی خوبی هستید؟
• چقدر آدم صادقی هستید؟
اگر مثل اغلب مردم باشید، احتمالاً خودتان را بالاتر از میانگین ارزیابی کردهاید؛ شاید حتی جزو ۲۵ درصد برتر.
اما بهوضوح چنین چیزی از نظر آماری ممکن نیست. چطور ممکن است بیشتر مردم بهتر از بقیه باشند؟
این پدیده به نام سوگیری برتری (superiority bias) شناخته میشود. ما اغلب فریب درک اشتباه خود از جهان را میخوریم. چون به برداشتهایمان اعتماد داریم، نمیفهمیم که نگاهمان به دنیا گمراهکننده است.
برای روشنتر شدن موضوع، به آزمایشی از «پیتر یوهانسون»، دانشمند علوم شناختی، توجه کنید:
در این آزمایش، از شرکتکنندگان خواسته شد که از بین دو عکس از دو زن، عکس کسی را انتخاب کنند که برایشان جذابتر است. سپس از آنها خواستند انتخابشان را توضیح دهند؛ اما این بار، عکسی را نشانشان دادند که در دور اول آن را رد کرده بودند. 75 درصد از شرکتکنندگان متوجه این جابهجایی نشدند و با اعتماد کامل، دلیلی برای انتخابی آوردند که اصلاً انجام نداده بودند!
جالبتر اینکه بعداً از آنها پرسیده شد آیا فکر میکنند اگر عکسها جابهجا شوند، متوجه خواهند شد یا نه. ۸۴ درصد با اطمینان گفتند: «قطعاً متوجه میشوم!»