جلد کتاب پارادوکس انتخاب

کتاب پارادوکس انتخاب

چرا بیشتر، کمتر است؟

نویسنده:
بری شوارتز
(Barry Schwartz)
150 نفر در حال مطالعه این کتاب هستند.

جامعه‌ی مدرن امروزی انتخاب‌های فراوانی را پیش‌روی ما قرار می‌دهد. بیشتر ما فکر می‌کنیم گزینه‌های بهتر و بیشتر یعنی رضایت بیشتر. بااین‌حال، بری شوارتز، نویسنده‌ی کتاب پارادوکس انتخاب، استدلال می‌کند که گزینه‌های بیش از حد شاید برای سلامت روان و عاطفی ما مضر باشند. او با تکیه بر تحقیقات روزآمد در علوم اجتماعی نشان می‌دهد که چگونه «بیشتر» شاید درواقع «کمتر» باشد.

بری شوارتز یک روانشناس آمریکایی و استاد نظریه‌ی اجتماعی و کنش اجتماعی در کالج سوارثمور است. او چندین کتاب دیگر از جمله «چرا کار می‌کنیم» منتشر کرده است و مقالات او بارها در نیویورک تایمز، USA Today و Scientific American منتشر شده است.

خلاصه کتاب پارادوکس انتخاب

حاوی 9 ایده کلیدی
The Paradox of Choice
Why More Is Less
متن ایده‌های کلیدی کتاب
مقدمه

مقدمه‌ای بر کتاب پارادوکس انتخاب

در دنیای پررونق امروز، هر روز با انبوهی از انتخاب‌ها روبه‌رو هستیم؛ از لباسی که می‌پوشیم تا غذایی که برای ناهار سفارش می‌دهیم. این آزادی انتخاب به ما حس رضایت و استقلال می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد خود واقعی‌مان باشیم. اما آیا واقعاً این‌طور است؟

کتاب پارادوکس انتخاب این باور رایج را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که داشتن گزینه‌های زیاد فشار روانی ایجاد و تصمیم‌گیری را برایمان سخت‌تر می‌کند. وقتی با انتخاب‌های فراوان روبه‌رو می‌شویم، تصمیم‌گیری به‌جای لذت‌بخش بودن، گاهی به رنج تبدیل می‌شود.

کتاب پارادوکس انتخاب توضیح می‌دهد که چرا و چگونه گزینه‌های زیاد، لذت انتخاب را کم می‌کنند. همچنین راهکارهایی برای کاهش اثرات منفی این انتخاب‌های زیاد دارد و نشان می‌دهد که با محدود کردن گزینه‌ها می‌توانیم تصمیم‌گیری را ساده‌تر کنیم و از انتخاب‌هایمان رضایت بیشتری داشته باشیم.

ایده کلیدی 1

1افزایش چشمگیر تعداد انتخاب‌ها در زندگی روزمره

چند دهه پیش، انتخاب‌های ما در زندگی روزمره بسیار محدود بود. مثلاً خدمات برق و تلفن فقط برای یک شرکت بود و نیازی به تصمیم‌گیری درباره‌ی انتخاب شرکت نبود. در دانشگاه‌ها هم دانشجویان معمولاً دو سال دروس عمومی را با گزینه‌های محدود می‌گذراندند.

اما حالا اوضاع فرق کرده است. تعداد انتخاب‌ها در زندگی روزمره به شکلی بی‌سابقه زیاد شده است. برای مثال، یک دانشگاه کوچک با 1350 دانشجو، حدود 120 دوره‌ی مختلف برای دروس عمومی دارد که دانشجویان باید فقط 9 دوره را انتخاب کنند. این آزادی انتخاب در همه‌ جا دیده می‌شود؛ از خدمات شهری مثل تلفن و برق گرفته تا بیمه‌ی درمانی، برنامه‌های بازنشستگی و مراقبت‌های پزشکی.

هر جنبه‌ای از زندگی را که نگاه کنیم، تعداد انتخاب‌ها در دهه‌های اخیر خیلی زیاد شده است. چه بخواهیم ارائه‌دهنده‌ی خدمات انتخاب کنیم و چه مسیر شغلی‌مان را مشخص کنیم، جامعه‌ی مدرن گزینه‌های فراوانی پیش‌روی ما قرار داده است.

ایده کلیدی 2

2هرچه گزینه‌های بیشتری داشته باشیم، تصمیم‌گیری درست سخت‌تر می‌شود

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 3

3هرچه گزینه‌های بیشتری در اختیار داشته باشیم، بیشتر احتمال دارد که اشتباه کنیم

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 4

4هرچه گزینه‌های بیشتری داشته باشیم، رضایت کمتری از تصمیم خود داریم

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 5

5ما به همه چیز عادت می‌کنیم؛ در نتیجه انتخاب‌هایمان به‌ندرت به ما احساس خوبی می‌دهند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 6

6حجم بالای انتخاب‌ها به همه‌گیری افسردگی در جامعه‌ی مدرن کمک می‌کند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 7

7اگر کمال‌گرا باشید، انتخاب‌ها سخت‌تر و کمتر رضایت‌بخش می‌شوند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 8

8رضایت‌دهنده یعنی کسی که با گزینه‌ی «به اندازه‌ی کافی خوب» راضی می‌شود. اگر رضایت‌دهنده باشید، انتخاب‌ها کمتر و رضایت‌بخش‌تر خواهند بود

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
ایده کلیدی 9

9اگر عمداً گزینه‌های خود را محدود کنیم، روابط اجتماعی و وضعیت روانی ما بهتر می‌شود

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
خلاصه‌ی نهایی

پیام کلیدی کتاب

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا
وارد حساب کاربری خود شده و اشتراک تهیه کنید.
نظرات و دیدگاه‌های شما
56 دیدگاه

56 پاسخ

  1. این کتاب بار دیگه نشون داد که تقریباً در تمامی مسائلی که انسانها باهاش دست به گریبان هستند، “کمتر، بیشتر است” .
    نکته ی حائز اهمیت از دید من اینه که ما کجا رو به عنوان مرز بین گزینه ی “کافی ” و گزینه های “بیشتر” باید بزاریم!
    قطعا این مرزگذاری برای هر فرد و دیدگاهی میتونه متفاوت باشه. مثلا شاید یه نفر با خوردن سه مربا و دیگری با خوردن شش مربا، بتونه گزینه ی رضایتمندانه تری انتخاب کنه.
    با احترام به تفاوت افراد با یکدیگر، حس می کنم که این کتاب داره اینجوری میگه که: ” هر کسی، در هر جایی که هست و همانطوری که می اندیشد، اندکی وا بده و از کمالگراییش کم کنه! تا رضایت بیشتری رو داشته باشه “

  2. خلاصه خیلی مفیدی بود
    اینکه باید حواسمون باشه توی دنیای شلوغ امروز به انتخابا و غلبه بر کمالگرایی که آفت بزرگی توی زمان حال هستش، نکته مهم بود که یادآوری شدش ، سپاس از شما

  3. پارادوکس انتخاب کتابی با ایده های خوب برایم بود. هر چه قدر بتوان استاندارد برای خود داشت و به جای انتخاب های بسیار زیاد، انتخاب های محدود داشت رضایت بیشتری از تصیمیم گیری خواهد داشت.

    (محدود کردن انتخاب‌ها می‌تواند تصمیم‌گیری بهتر و رضایت بیشتر از زندگی ایجاد کند)

  4. وقتی خلاصه کتاب پارادوکس انتخاب رو خوندم مطالب کتاب روان درمانی اگزیستانسیال یالوم (قسمت ترس از آزادی ) و همینطور یک جمله از یکی از اساتیدم به ذهنم اومد و اون جمله این بود: اکثر مردم می‌دانند چه چیزی را نمی‌خواهند ولی نمی‌دانند که چه چیزی را می‌خواهند …
    تجربه خود من هم میگه که وقتی بدونم دنبال چه جور چیزی هستم (استاندارد) بسیار سریع تر و رضایت بخش تر میتونم انتخاب کنم.

  5. با تشکر از خلاصه کتاب
    ۲تا مورد به ذهنم رسید که مطرح کنم
    اول اینکه سایتهای فروش آنلاین کمک بسزایی برای حذف گزینه های نامطلوب و نهایتا تصمیم گیری به صورت رضایت دهنده می‌کنند
    دوم اینکه در یک فروشگاه، فروشنده خوب، فروشنده‌ای است که سریع بتواند سلیقه خریدار را درک کند و به او کمک کند تا به صورت رضایت دهنده خرید خود را انجام دهد

  6. هر لحظه كه ميكوشم در كار كنم تدبير
    رنج از پي رنج آيد زنجير پي زنجير

    سادگي زيباست.

  7. می‌توانم بگویم در زندگی‌ام یک «رضایت‌دهنده» بوده‌ام. همیشه گ «به حد کافی خوب» را انتخاب کرده‌ام و حتی در تلاش برای یافتن «بهترین» نبوده‌ام. رنج سرزنش انتخاب‌هایم از سمت خودم را نداشته‌ام و می‌توانم بگویم در این دنیای پر از انتخاب و تغییر، از انتخاب‌هایم راضی‌ام.
    «راضی» بودن به معنای این نیست که همه‌شان را درست انتخاب کرده‌ام بلکه به این معناست که استانداردهای کافی را در نظر گرفته‌ام و دیگر ارزش ندارد عمرم را پای حسرت خوردن از آن انتخاب بگذارم.

    آنجا که کتاب میگفت شاید امروزه بیشتر از هر زمانی پول در می‌آوریم ولی زمان کمتری را با افراد اطرافمان می‌گذرانیم در واقع آتش گرفتم!
    اصلا در گذشته ما انتخاب‌های کمتری برای وقت‌گذرانی داشتیم و با همان آدم‌های اندک وقت بیشتری می‌گذراندیم. انگار همین انتخاب‌های زیاد در آدم‌های اطرافمان باعث شده از انتخاب برای با هم بودن صرف‌نظر کنیم! یا اگر با هم وقت می‌گذرانبم هم رضایت کمتری اشته باشیم!
    واقعا به فکر فرو رفتم و شاید تصمیم‌های جدید و جدی دیگری در روابطم بگیرم…

  8. کتاب خیلی خوب و مفیدی بود
    من هم کمالگرایی زیادی در انتخاب های خودم دارم. همیشه دنبال بهترین و کامل ترین هستم(بهترین لباس، بهترین دوره آموزشی ، بهترین معلم و…) و آخر سر هم رضایت نداشتم و مدام فکرم درگیر گزینه های دیگه بود اما این روش هایی که گفته شد مطمئنم میتونه قدرت تصمیم گیری من رو بهتر و درصد رضایت من رو بیشتر کنه

  9. کتاب خیلی خوب و مفیدی بود
    من هم کمالگرایی زیادی در انتخاب های خودم دارم. همیشه دنبال بهترین و کامل ترین هستم(بهترین لباس، بهترین دوره آموزشی ، بهترین معلم و…) و آخر سر هم رضایت نداشتم و مدام فکرم درگیر گزینه های دیگه بود اما این روش هایی که گفته شد مطمئنم میتونه قدرت تصمیم گیری من رو بهتر و درصد رضایت من رو بیشتر کنه

  10. از خلاصه کتاب مشخصه که کتاب مفید و خوبی هستش. برای خلاصه کتاب دستتون درد نکنه. از همین خلاصه کلی نکات مفید میشه یاد گرفت:
    اینکه هر چه گزینه‌ها بیشتر باشه در نتیجه تصمیم گیری سختتر میشه و احتمال اشتباه کردن هم بیشتر میشه و اینجوری به خاطر انتخابهای ناامید‌کننده خودمون رو سرزنش میکنیم که شروع افسردگیه و در کل رضایت کمتری هم از تصمیمهامون داریم.
    احساس نارضایتی کمالگراها از بقیه بیشتره و زمان بیشتری رو برای مقایسه‌ی محصولات صرف میکنن.

    راه‌حل اینه که به فرد رضایت‌دهنده تبدیل بشیم. یعنی به گزینه “به اندازه کافی خوب” راضی بشیم و از جست‌و‌جوی بهترینها دست برداریم. عمدا گزینه‌های تصمیم‌هامون رو محدود کنیم که اینجوری انتخاب بهتری و در نتیجه احساس رضایت بشتری هم خواهیم داشت و روابط اجتماعی و وضعیت روانی ما بهتر هم میشه.

  11. یادمه یه بار تو نوجوونی که رفته بودم خرید، آقای فروشنده وقتی دید نمیتونم تصمیم بگیرم بهم گفت از اول برای خودت مشخص کن تقریبا چه مدل لباسی رو میخوای.
    گفت ما وقتی میریم بازار جنس بیاریم مستقیم میریم اونجایی که بهش اعتماد داریم و مدلی که میخوایم رو میخریم و برمیگردیم. اگه بریم همه جا رو بگردیم تا ببینیم بالاخره از چی خوشمون میاد انقدر گزینه زیاده که گیج میشیم.
    من اون موقع خیلی جدی نگرفتم ولی بعدها هزاربار به حرفش فکر کردم.
    یه مثال دیگه اینکه خیلی وقته میخواستم کتاب خوندن رو تو حوزه اقتصاد شروع کنم ولی نمیتونستم بین کتابا انتخاب کنم. این چالش کتابخونی تونست گزینه‌های منو محدود کنه و برای همین فکر کردم فرصت خوبی برای شروعه 🙂

  12. من که خودم درگیر این موضوع هستم و کاملا قبول دارم

  13. کتاب نمی‌گه کمتر انتخاب داشتن همیشه خوبه؛ می‌گه آزادی بدون مرز، بدون مهارت و بدون محدودیت آگاهانه، می‌تونه به ضد خودش تبدیل بشه. شوارتز مخالف آزادی یا تنوع به‌خودیِ خود نیست. مسئله از جایی شروع می‌شه که آزادی انتخاب بدون آمادگی ذهنی، بدون معیار مشخص و بدون حد و مرز وارد زندگی ما می‌شه. در این حالت، به‌جای اینکه انتخاب‌ها به ما قدرت بدن، تبدیل می‌شن به باری روی دوشمون؛ چون هم باید تصمیم بگیریم، هم مسئول نتیجه باشیم، هم مدام خودمون رو با گزینه‌های از‌دست‌رفته مقایسه کنیم. اینجاست که آزادی به ضد خودش تبدیل می‌شه: آزادی‌ای که قرار بود آرامش بیاره، اضطراب می‌سازه.
    باید خودمون یاد بگیریم انتخاب‌ها رو فیلتر کنیم؛ معیار داشته باشیم، حد توقف برای جست‌وجو تعیین کنیم و بدونیم کی باید بگیم «همین کافیه». وقتی این مهارت رو داشته باشیم، آزادی انتخاب دوباره معنا پیدا می‌کنه؛ چون دیگه اسیر مقایسه‌های بی‌پایان و حس پشیمونی نمی‌شیم.
    برای همین، «پارادوکس انتخاب» کتابیه که بعد از خوندنش، آدم دلش می‌خواد ساده‌تر زندگی کنه، نه شلوغ‌تر.
    ممنون از اکوتوپیا

  14. به جای کمال گرا ، رضایت دهنده باشیم
    به جای بهترین ، کافی را انتخاب کنیم.
    عالی بود

    1. بسیار عالی
      من با وجود اینکه کمال گرا هستم مدتیست که به یک رضایت دهنده تبدیل شدم.
      البته که جامعه ی ما و کشور ما رضایت دهندگان بیشتری دارد.
      چاره ایی جز این نداریم.
      برقراری تعادل میان سطح در آمد و افزایش روز به روز هزینه های ضروری برای یک خانواده ۴ نفره راهی جز رضایت دهندگی برامون نمی زاره.

  15. خیلی خلاصه کتاب مفیدی بود که مطالب گفته شده از بدیهیات زندگی رومزه ما هست ولی چون انقدر به چیز های بی اهمیت و کوچیک درگیر شدیم بهشون توجه نمیکنیم و شناخت درستی از رفتار های خودمون نداریم و حال بدی هامون رو که دلایلش همین چیز های ساده هست رو درک نمیکنیم و هم شدنبالشون میکردیم و اخرش به جایی نمیرسیم
    واقعا خلاصه مفیدی بود و نکته برداری های خوبی ازش کردم تشکر از شما

  16. اینکه بفهمی بسیاری از حس های درونی انسان در واقع روش مطالعه شده و اگر این اطلاعات بدرستی بهت منتقل بشن، امکان افزایش رضایت در زندگی رو بالا میبرن.
    بسیار جذاب هستش و باعث میشه حتما این کتاب رو دقیق تر مطالعه کنم

  17. به نظر من جز کتاباییه که با مطالعه خلاصش حق مطلب کتاب به خوبی ادا میشه. من از خوندن این کتاب لذت بردم
    با توجه به اینکه کتاب چگونه تصمیم بگیریم آنی دوک رو هم مطالعه کردم فکرکنم ترکیب این دو کتاب خیلی مفید باشه.
    آنی دوک به یک نکته داخل کتابش اشاره می‌کنه که موقع تصمیم‌گیری اگه فکر می‌کنید تصمیم شما بعد چند روز خیلی تو کیفیت خوب یا بد بودن زندگیتون تاثیری نداره و اصلا حس ذلت یا ناراحتی انتخابتون یادتون نمی‌مونه، پس بهتره تصمیم سریعی بگیرید و مغز رو خسته نکنید. مثل انتخاب غذا از منو رستوران یا کافه ای که قراره قرار بذاریم و دوستامون رو ببینیم.
    هزینه فرصت نکته خوبی بود که داخل کتاب بهش اشاره شد و یک جورایی توضیح همین بخش کتاب آنی دوک به زبان دیگه‌ای بود.
    برای پیشنهاد عملی به نظرم شکرگزاری و توجه به جزییات زندگی هم می‌تونه موثر باشه و هنر لذت بردن از چیزهای معمولی رو برای ما یادآوری می‌کنه.

  18. مطالب کتاب بخوبی روش بهتر زندگی کردن در عصر پرسرعت امروز را از نگاه انتخاب اموزش میدهد

  19. کتاب خوبی بود و کمک کرد که بفهمم آدم‌های باهوش دنبال بهترین نیستن؛ دنبال به اندازه‌ی کافی خوب می‌گردن و بعدش می‌رن زندگی می‌کنن. به نظر اینطوری زندگی خیلی باحال تر میشه. دقیقا خودم همینطور بودم که کلی وقت میذاشتم موقع خرید و دیدم تغییر کرد.

  20. در زندگی امروز، زیاد بودن انتخاب‌ها معمولاً باعث رضایت بیشتر نمی‌شود، بلکه ما را گیج، مضطرب و گاهی پشیمان می‌کند. شوارتز می‌گوید وقتی همیشه دنبال «بهترین» گزینه هستیم، کمتر احساس رضایت می‌کنیم. اما کسانی که به یک گزینه «به‌اندازه کافی خوب» قانع می‌شوند، معمولاً شادترند. راه حل این است که انتخاب‌ها را کمتر کنیم، معیارهای مشخصی داشته باشیم و بعد از پیدا کردن گزینه مناسب، دیگر جستجو نکنیم. اغلب، انتخاب کمتر یعنی آرامش و رضایت بیشتر.

  21. سلام
    مرسی از این ایده که باعث میشه یه مطلب از یک کتاب رو بخونیم بعد تصمیم بگیریم که این کتاب رو تهیه کنیم.
    همین روش شما که من پارسال ازش جا موندم ،خودش کمک میکنه ک راحتر انتخاب کنیم که چه کتابی رو الان باید بخونیم و چ کتابی رو نه وقتش نیست همین راهکار خلاصه کتاب ،انتخابمون رو محدود میکنه از بین کتاب‌هایی ک میخواییم بخونیم و چون همه رو میخوایم بخونیم نمیدونیم کدومش الان به دردمون میخوره که انتخاب کنیم
    ب نظرمم تو دنیایی که انتخاب ها زیاده آدمها بیشتر به سمت کمال گرایی و افسردگی کشیده میشن و چه خوبه طبق چیزی که تو این کتاب گفته ،ما بیاییم خودخواسته انتخاب هامون رو محدود کنیم تا به یه رضایت نسبی برسیم
    چون وقتی انتخاب زیاده یه وقتایی اصلا تصمیم نمیگیری و هیچ کاری انجام نمیدی با محدود شدن انتخاب تصمیم میگیری و به یه رضایت نسبی میرسی

  22. این ایده مرور کردن واقعا مفیده.
    خودم برای تصمیم هایی که پیامد مهمی دارن، میام اطلاعات قبل و بعد از تصمیم جایی می‌نویسم و زمانی که به ۳ گزینه رسید، سریع انتخاب میکنم. بعدش میام مرور میکنم و ازش بازخورد میگیرم

  23. ممنون از این خلاصه کتاب خوبتون. مفهوم کلی موضوع رو به خوبی بیان کرده.
    کمالگرایی نوعی وسواس هستش که بسیار آزاردهنده هستش و انرژی بسیار زیادی از آدم میگیره اما ترک کردنش هم کار سخت و دشواریه.

    1. کتاب عالی بود…توی این دنیای پر از زرق و برق و پر از انتخاب های زیاد محدود کردن انتخاب هایمان و عدم کمال گرایی می‌تواند به سلامت روان و مخصوصا شاد زیستن ما خیلی کمک کنه
      ممنون از گروه اکوتوپیا به خاطر خلاصه این کتاب ها

  24. در واقع این گستره انتخاب در کالا و خدمات با گرفتن زمان و انرژی که می‌توانستیم صرف سایر موارد کنیم، موجب آسیب آزادی می‌شود

    1. وسواس علاوه بر اینکه باعث اتلاف وقت،میشود، موجب میشود انتخاب سودمندو رضایت مندی نداشته باشیم، وحتی گاهی هزینه بیشتری بپردازیم
      کتاب خوبی بود
      تشکر از حُسن انتخاب شما🙏🏻🙏🏻🙏🏻

  25. البته در مورد میزان بالای افسردگی در مطالعه سال ۱۹۰۰ و ۲۰۰۰ باید چندین و چند پارامتر من جمله تاثیرات شگرف آگاهی از علايم بیماری و سیستم بهداشت و درمان پیشرفته هم در ثبت میزان بالای افراد با علایم افسردگی دخیل هستند.

    1. اگر بدانیم چه می‌خواهیم، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که یک انتخاب چه احساسی در ما ایجاد می‌کند. شاید این حرف ساده به نظر می‌رسد؛ اما در واقع این کار بسیار سخت است.

      حتی زمانی که از میان تعداد کمی گزینه انتخاب می‌کنیم، ممکن است خطا کنیم؛ زیرا انتخاب‌های ما تا حدی تحت‌تأثیر خاطرات ما هستند که آن هم اغلب دچار سوگیری شناختی است.

  26. هرچه گزینه‌های بیشتری داشته باشیم، تصمیم‌گیری عاقلانه دشوارتر می‌شود و رضایت کمتری از آنچه در واقع انتخاب می‌کنیم، به دست می‌آوریم. بنابراین، به نظر می‌رسد درجه‌ای از محدودیت داوطلبانه باعث می‌شود همه وضعیت بهتری داشته باشند.

  27. مردم حتی با بهترین و بدترین حوادث سازگار می‌شوند.
    از جستجو برای «بهترین» دست بردارید.
    قدردانی و پذیرش گزینه «به اندازه کافی خوب» تصمیم‌گیری را ساده می‌کند و رضایت را افزایش می‌دهد
    به نظرم این جمله های کتاب قابل تامل هستن.

    1. نظر شخصی من این است که در مذاکره انتخاب های متعدد می‌تواند به فرد کمک کند
      به گونه ای که طرف مقابل مذاکره کننده به درستی از این موضوع اگاه شود، که فرد تنها یک گزینه برای انتخاب ندارد
      فرد را از موضع ضعف خارج می‌کند
      در نهایت طرف مقابل موضع نرم تری اتخاذ کرده و نتیجه گیری بیشتر به سمت مذاکره برد ، برد کشیده می‌شود
      ممنون از کتابخانه اکوتپیا بسیار خلاصه کتاب خوب و مفیدی بود 🙏🏼🌹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لوگوی اکوتوپیا کامل

پلن‌های اشتراک

مجموعه‌ای از بهترین و جدیدترین خلاصه کتاب‌ها در موضوعات مختلف
در کاروان 13063 همسفر کتاب‌خوان، جایتان خالی است
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 1 ماهه

119,000 تومان
محبوب‌ترین
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 3 ماهه

ماهانه 71,350 تومان
214,000 تومان
357,000 تومان
به‌صرفه‌ترین
لوگوی کتابخانه اکوتوپیا

اشتراک 6 ماهه

ماهانه 53,500 تومان
321,000 تومان
714,000 تومان