کتاب ۶ ستون عزت نفس به ما نشان میدهد که ساختن اعتمادبهنفس، فقط به برداشتن چند قدم ساده نیاز دارد. عزت نفس سالم چیزی است که هم میتوان بهشکل فردی و هم در روابط و جامعه به آن رسید.
ناتانیل براندن رواندرمانگر و نویسندهای آمریکایی است. او کتابهای متعددی با موضوع عزت نفس نوشته؛ مانند «روانشناسی عزت نفس»، «چگونه عزت نفس خود را بالا ببریم» و« قدرت عزت نفس».
یاد بگیرید چگونه عزت نفس خود را تقویت کنید.
امروزه عزت نفس به مفهومی بسیار مهم و جنجالی تبدیل شده است. تعریفها و راهنماهای فوری زیادی برای رسیدن به عزت نفس عالی هست؛ ولی دانش واقعی ما دربارهی این مفهوم روانشناختی فوقالعاده مهم، چقدر است؟ نویسنده در کتاب 6 ستون عزت نفس، بر اساس سالها تجربهی بالینی و تحقیق، تعریفی کامل از آن میدهد.
در این خلاصهکتاب، شش راهکار عملی برای زندگی روزمره را مرور میکنیم که به ساختن عزت نفس سالم کمک میکنند. در ادامه خواهید دید که بالا بردن آگاهی، پذیرش، مسئولیتپذیری، قاطعیت، هدفمندی و یکپارچگی چگونه عزت نفس شما را بالا میبرد.
حتماً شما هم ادعاهایی مانند «ده قدم تا ساختن عزت نفس!» یا «پنج راهکار برای اعتمادبهنفس!» را از زبان مربیان خودیاری بسیار شنیدهاید. همیشه از عزت نفس صحبت میشود؛ اما آیا واقعاً میتوانید آن را تعریف کنید؟
عزت نفس همان سیستم ایمنی آگاهی است که قدرت، مقاومت و توانایی احیا را فراهم میکند. این ویژگی هم مثل سیستم ایمنی بدن ما، ذاتی است و برای کنار آمدن با مشکلات زندگی به آن احتیاج داریم.
عزت نفس را میتوان به کلسیم نیز تشبیه کرد. همانطور که کلسیم برای سلامت بدن، دندانها و استخوانها ضروری است، عزت نفس هم برای رشد روانی سالم حیاتی است. کمبود کلسیم شاید ما را نکُشد؛ اما قطعاً توانایی یک زندگی کامل را محدود میکند. عزت نفس هم همینطور است. ما برای بقا به آن نیازی نداریم؛ اما زندگی کامل بدون آن ممکن نیست. دلیلش چیست؟
همه چیز به شیوهی کارکرد عزت نفس مربوط است. عزت نفس در ما انتظاراتی دربارهی توانمندیهایمان ایجاد میکند. این انتظارات رفتار ما را تحتتأثیر قرار میدهند و در نهایت خودشان را به واقعیت تبدیل میکنند. درواقع عزت نفس نوعی پیشگویی برای ساختن آینده است.
به داستان یکی از مراجعان نویسنده توجه کنید که معماری الکلی و درحالبهبود بود. او قرار بود بزرگترین قرارداد کاری خود را امضا کند؛ اما هیجانزده نبود. برعکس، بهشدت اضطراب داشت و احساس میکرد شایستهی این موفقیت نیست. علت این بود که عزت نفس پایینی داشت و از خودش انتظار زیادی نداشت. او برای غلبه بر اضطرابش شروع به نوشیدن کرد، مست شد، با بیادبی رفتار کرد و قرارداد را از دست داد. در نهایت، عزت نفس پایینش به سقوط او انجامید.
یک پاسخ
کتاب فوق العاده ایی است ۶ ستون را نوشتم و روی یخچال چسبوندم و مرور می کنم که حتما عمل کنم بهشون
موضوعات خوبی رو مطرح می کن ه
آگاهی
جرات ابراز وجود
مسولیت پذیری
دارای هدف
پذیرش خود
یکپارچگی