در کتاب همه باید فمینیست باشیم (2014)، چیماماندا انگزی آدیچی، سخنرانی بسیار تحسینشدهی خود در TEDx را گسترش میدهد تا عمیقترین باورهای نادرست ما را دربارهی فمینیسم بررسی کند. او با ترکیب هنرمندانهی خاطرات شخصی، فلسفه و استعدادش در نویسندگی، توضیح میدهد که چگونه مردان و زنان فرسنگها با برابری فاصله دارند، چگونه به زنان بهطور نظاممند تبعیض میشود و ما برای تغییر این وضعیت چه کاری میتوانیم انجام دهیم.
چیماماندا انگزی آدیچی نویسندهای نیجریهای و برندهی بورسیهی مکآرتور است. او برای رمانش «نیمی از خورشید زرد» جایزهی اورنج و برای رمان «امریکانا» جایزهی حلقهی منتقدان کتاب ملی را دریافت کرده است.
چرا جهان هنوز به فمینیسم نیاز دارد.
در طول صد سال گذشته، فمینیسم پیروزیهای زیادی را برای برابری زنان رقم زده است. این موضوع باعث شده بسیاری اعتقاد داشته باشند که فمینیسم از قبل به اهداف خود رسیده است و دیگر نیازی به آن نیست.
اما فمینیسم همچنان ضروری است. در دوران مدرن به پیشرفتهای بزرگی رسیدهایم؛ اما همانطور که خواهیم دید، ما در جامعهای زندگی نمیکنیم که در آن هر دو جنس برابر باشند. مردان هنوز جنس معیار و استاندارد هستند و زنان فرصتهای یکسانی نسبتبه مردان ندارند. نویسندهی کتاب همه باید فمینیست باشیم، از طریق تجربههای شخصی خود از هنجارها و تعصبهایی میگوید که باعث نابرابری جنسیتی میشود. او با نقشهی راهی برای عبور از این مشکلات، دلیلی محکم برای این موضوع دارد که چرا همهی ما باید فمینیست باشیم.
آیا تابهحال در بحثی حضور داشتهاید که در آن کلمهی «فمینیسم» استفاده شده باشد؟ آیا به واکنش مردم دقت کردهاید؟
فمینیسم، مانند بسیاری از «ایسم»های دیگر، کلمهای است که واکنشهای گوناگونی را در افراد برمیانگیزد. بسیاری از این واکنشها منفی هستند. درواقع، فمینیسم اغلب باعث پرخاشگری و نگاه از بالا به پایین شود.
نویسنده این موضوع را در نوجوانی تجربه کرد؛ زمانی که حتی نمیدانست فمینیست چیست. وقتی چهاردهساله بود، با یکی از دوستان مذکر و صمیمی خانوادهشان بحث تندی داشت. با بالا گرفتن بحث، آن مرد طوری به او گفت «فمینیست» که انگار فمینیستها در حد جنایتکاران هستند!
و این آخرین باری نبود که با چنین نگرشی روبهرو شد. در مصاحبهای برای معرفی اولین کتابش، «گل ختمی ارغوانی»، روزنامهنگاری به او توصیه کرد که خود را فمینیست معرفی نکند.
چرا؟
چون به گفتهی آن روزنامهنگار، زنانی که خود را فمینیست میخواندند، حسود و ناراحت بودند و نمیتوانستند شوهر پیدا کنند. نویسنده خاطرات مشابه دیگری نیز دارد؛ مانند زمانی که یک استاد دانشگاه زن نیجریهای به او گفت که فمینیسم نوعی خوشگذرانی غربی و ناسازگار با سنت آفریقایی است.
اما فمینیسم فقط از سوی مخالفانش رد نمیشود. بسیاری از مردم به برابری زن و مرد معتقدند؛ اما فکر میکنند فمینیسم دیگر ضروری نیست؛ زیرا این برابری از قبل هست. این افراد باور دارند که زنان در گذشته مورد ستم بودند؛ اما حالا همهی آزادیهای مردان را دارند.
یکی از دوستان نویسنده دقیقاً این عقیده را داشت. او نمیتوانست درک کند که با زنان دقیقاً چگونه متفاوت رفتار میشود؛ تا اینکه خودش از نزدیک این را دید.
یک شب، او و نویسنده برای شام بیرون رفتند. یک خدمتکار ماشینشان را پارک کرد و نویسنده به او انعام داد. اما خدمتکار بهجای تشکر از نویسنده، به دوست مرد او نگاه کرد و گفت: «متشکرم، آقا.» در همان لحظه بود که دوستش برای اولین بار، گوشهای از ظلمهای روزمره به زنان را، با چشمان خودش دید.