در کتاب فرهنگ ساختن فرهنگ (2019)، بن هوروویتز، سرمایهگذار خطرپذیر و کارشناس مدیریت، تعریف خود را از فرهنگ کسبوکار میگوید. او با مثالهای امروزی و چند ارجاع تاریخی به افرادی برجسته مانند چنگیزخان و ساموراییها، توصیههای جذابی دربارهی چگونگی ایجاد فرهنگی میگوید که با کسبوکار شما بیشترین تناسب را دارد.
بن هوروویتز سرمایهگذار خطرپذیر، کارشناس مدیریت و نویسندهی کتاب پرفروش نیویورک تایمز، «سختی کارهای سخت» است. او یکی از بنیانگذاران شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر «اندریسن – هوروویتز» و رئیس و مدیرعامل سابق شرکت نرمافزاری «اپسوِر» (Opsware) است. شرکت هیولت-پاکارد یا همان اچپی، این شرکت را در سال 2007 به مبلغ 1.6 میلیارد دلار خرید.
هر صاحب کسبوکار و مدیرعاملی اهمیت فرهنگ محیط کار را میداند؛ حتی اگر در تعریف آن مشکل داشته باشد. ایجاد محیط مناسب برای کار کردن افراد و اطمینان از اینکه کل شرکت با روش درستی کار میکند، درست به اندازهی توسعهی محصولی بینقص یا انجام سرمایهگذاری عالی، مهم (و البته سخت) است.
اما فرهنگ چیزی منحصر به دنیای امروز نیست. درواقع، حالا هم حتی از برخی رهبران بزرگ تاریخ یاد میگیریم؛ حتی آنهایی که به نظر میرسد از دنیای کسبوکار بسیار دور هستند. به همین دلیل، این خلاصه فقط به نمونههایی از آمازون و دیگر غولهای امروزی نمیپردازد؛ بلکه به گذشته برمیگردد تا نگاهی به رهبران تاریخی و افرادی بیندازد که فرهنگ را در جاهایی غیرمنتظره، از مغولستان قرن دوازدهم تا زندانی در میشیگان، متحول کردند.
در نهایت، ایجاد فرهنگ عالی برای کسبوکارتان به خود شما بستگی دارد؛ زیرا هر فرهنگی باید ویژگیهای خاص آن شرکت و همچنین کارمندانش را نشان دهد. خلاصه کتاب فرهنگ ساختن فرهنگ، توصیههای خوبی دربارهی فهمیدنِ چیستیِ فرهنگ عالی و چگونگی اجرای آن دارد.
ادامه را بخوانید تا بفهمید:
• چگونه آیین باستانی ساموراییها، بوشیدو، در کسبوکار امروزی کاربرد دارد؛
• چه چیزی چنگیزخان را به شرکت مخابراتی «فرانتیر کامیونیکیشنز» ربط میدهد؛
• و چگونه تصمیمهایی بگیریم که شرکت و فرهنگ شما را نشان دهند.
معمولاً رهبران کسبوکار میگویند که فرهنگ، کلید موفقیت شرکت است. اما اگر جزئیات بیشتری بخواهید، پاسخ اغلب مبهم است. فرهنگ دقیقاً چیست و چرا اینقدر اهمیت دارد؟
بیایید با آن چیزی شروع کنیم که فرهنگ نیست. فرهنگ با ارزشها یکی نیست؛ ارزشها بیشتر شبیه آرزوها هستند؛ اما فرهنگ باید در عمل معنایی داشته باشد. فرهنگ، شخصیت مدیرعامل هم نیست: شخصیت مدیرعامل فقط بخشی از آن است.
علاوهبر این، فرهنگ از شرکتی به شرکت دیگر بسیار متفاوت است. اپل و آمازون را مقایسه کنید: اپل آنقدر بر کیفیت تأکید دارد که پنج میلیارد دلار صرف ساخت ساختمان زیبای جدیدی کرد. در مقابل، آمازون به صرفهجویی معروف است. هرگز چنین هزینهای در آمازون نمیشود!
فرهنگ باید خود کسبوکار را نشان دهد. رابرت نویس که در سال 1968 اینتل را بنیانگذاری کرد، نمونهی خوبی است. او فهمید که حوزهی درحالتوسعهی فناوری، به نوع جدیدی از محیط کار نیاز دارد؛ محیطی که در آن مهندسان واقعاً کارها را پیش میبردند. بنابراین، او فرهنگ کسبوکار کاملاً متفاوتی ایجاد کرد که عمیقاً بر توسعهی «سیلیکون ولی» تأثیر گذاشت. نظام برابریخواه او هیچ معاون رئیسی نداشت؛ او به بیشتر کارگرانش سهام تشویقی داد و همه را بهجای اتاقهای جداگانه، در یک اتاق بزرگ دور هم نشاند. او همچنین افراد را مجبور کرد در جلسههایی با عنوان «فرهنگ اینتل» شرکت کنند. همهی اینها فرهنگی را به وجود آورد که در آن ایدهها شکوفا میشدند؛ دقیقاً همان چیزی که این شرکت نوآور به آن نیاز داشت.
اما دقیقاً همین فرهنگ عالی، شرکت شما را بهشکل جادویی به اینتل تبدیل نخواهد کرد. فرهنگ بد هم عامل شکست نیست. ورزشکار بسیار بااستعدادی را با برنامهی تمرینی بد در نظر بگیرید: هنوز این امکان هست که بهخاطر استعدادش موفق شود. اما رژیم غذایی و برنامهی تمرینی بهتر، به آنها کمک میکند تا از حداکثر توانایی خود استفاده کنند. این همان کاری است که فرهنگ برای کسبوکار شما انجام میدهد.
در خلاصه کتاب فرهنگ ساختن فرهنگ، مجموعهی گوناگونی از نمونهها و توصیههایی داریم که هم از دنیای کسبوکار و هم تاریخ آمدهاند. شما باید فرهنگ خودتان را با استفاده از این نکات ایجاد کنید؛ زیرا فرهنگ چیزی نیست که بشود آن را تعمیم داد؛ باید مخصوص خود شما باشد.