کتاب نظم جهانی (۲۰۱۴) راهنمایی است برای درک سازوکارهای پیچیدهای که در طول تاریخ بر روابط بینالملل حاکم بودهاند. کیسینجر توضیح میدهد که کشورهای مختلف چه تصوری از نظم جهانی دارند، این نظمها چگونه در تعادل نگه داشته میشوند یا چگونه با هم درگیر میشوند.
هنری کیسینجر دیپلمات پیشین آمریکایی و متولد آلمان است. او چهار سال وزیر خارجهی ایالات متحده بود و در سال ۱۹۷۳ جایزهی صلح نوبل را دریافت کرد. کیسینجر نقش مهمی در شکلدهی به سیاست خارجی آمریکا در قرن بیستم داشت و بیشتر از دوازده کتاب در این زمینه نوشته است.
منطق پشت همکاریها و تعارضهای بینالمللی را بفهمید.
درک پیچیدگیهای سیاست اغلب خستهتان میکند. آیا تابهحال فکر کردهاید چرا درگیری میان کشورها علیرغم مذاکرات طولانی، میانجیگری بازیگران بزرگ بینالمللی و صدها ساعت گفتوگو و نشست صلح همچنان ادامه پیدا میکند؟
خلاصه کتاب نظم جهانی نکتههای جالبی از عرصهی سیاست بینالملل میگوید که همگی بر یک توضیح متمرکزند: بسیاری از درگیریها ریشه در انتظارات ناسازگار کشورها دربارهی چگونگی تقسیم و سازماندهی جهان دارند. از طریق مشاهدات و تجربیات هنری کیسینجر، وزیر خارجهی پیشین آمریکا، میفهمید که چرا این انتظارات از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، چگونه بر سیاست خارجی اثر میگذارد و در طول تاریخ چه نقشی ایفا کرده است.
در کتاب نظم جهانی یاد میگیرید:
• چگونه یک جنگ خونین در نهایت روابط دیپلماتیک اروپا را بهبود داد؛
• چرا دوران کودکی یک سیاستمدار سرنوشت کشورها را تحتتأثیر قرار میدهد؛
• چگونه حملهی مغولها در گذشته به سیاستهای امروزی روسیه ربط دارد.
شاید گاهی بحثهایی دربارهی جنگ سرد یا بحرانهای امروز خاورمیانه شنیده باشید و از خود پرسیده باشید کدام شرایط تاریخی باعث این اتفاقات شدهاند؟ نقطهی آغاز بسیاری از این درگیریها، همان تاریخ نظم جهانی است.
نظم جهانی در اصل به مجموعهای از اندیشهها و باورهای مشترک در یک جامعهی بزرگ اشاره دارد. جامعههای بزرگی مثل تمدنها، ایدهها و باورهایی دربارهی چگونگی کارکرد جهان میسازند؛ برای نمونه اینکه چه کسی باید در یک تمدن قدرت داشته باشد.
برای مثال، بیشتر کشورهای اروپایی معتقدند همهی دولتها باید از طریق انتخابات آزاد و دموکراتیک انتخاب شوند. اما این باور فقط به کشورهای خودشان محدود نمیشود؛ آنها چنین چیزی را برای کشورهای دیگر جهان هم میخواهند.
حالا چرا نظم جهانی اینقدر اهمیت دارد؟ زیرا ایدهها و باورهای اصلیای که یک کشور بر اساس آنها نظم جهانی خود را تعریف میکند، تأثیر بزرگی بر رفتار آن کشور در برابر جهان بیرون دارد. درواقع بسیاری از جنگها بهدلیل اختلاف دیدگاهها دربارهی نظم جهانی شکل گرفتهاند.
علاوهبر این، نظم جهانی هم سیاست خارجی یک کشور و هم استراتژیهای بلندمدت آن را تعیین میکند. نظم جهانی از طریق تصمیمات سیاست خارجی اجرا میشود که دستورکار خاص هر کشور را پیش میبرد. این ایدههای بزرگ، پایهای محکم برای برنامهریزی آینده و استراتژیهای پایدار ایجاد میکنند.
برای نمونه، استراتژیست توانمند، شاهزاده کلمنس فون مترنیخ، باور داشت که برای حفظ روابط پایدار بینالمللی باید منافع واقعی همهی طرفها در نظر گرفته شود، نه فقط منافع کشور خود.
یک پاسخ
کتاب خوبی بود، اونم از چه کسی👍
بیشتر کشورهای اروپایی معتقدند همهی دولتها باید از طریق انتخابات آزاد و دموکراتیک انتخاب شوند. اما این باور فقط به کشورهای خودشان محدود نمیشود؛ آنها چنین چیزی را برای کشورهای دیگر جهان هم میخواهند.
نظم جهانی براساس تعصب اسلامی، بهطرز خطرناکی با دیگر نظمهای جهانی ناسازگار است.
شطبق تفسیر سنتی از قرآن، جهان به دو بخش تقسیم میشود:
۱. دارالاسلام: کشورهایی که تحت رهبری مسلمانان و بر پایهی قانون اسلامی اداره میشوند. از دیدگاه افراطیون، این کشورها باید یک واحد بزرگ و زیر فرمان یک رهبر مسلمان متحد باشند.
۲. دارالحرب: همهی کشورهایی که تحت حکومت اسلامی نیستند. طبق این تفسیر، وظیفهی دینی همهی مسلمانان این است که روزی این کشورها نیز با قوانین اسلام اداره شوند و هر وسیلهای برای تحقق این هدف مجاز است
توصیهی کاربردی
به کسانی که با آنها بحث میکنید، احترام بگذارید.
دفعهی بعد که با کسی بحثی داغ کردید، یادتان باشد حتی نشانههای کوچک احترام مثل به همه سلام کردن، تأثیر زیادی دارد. برای نمونه، در کنفرانسی که به صلح وستفالی انجامید، هر دیپلمات بدون توجه به قدرت کشورش با احترام یکسان روبهرو شد. همین کار باعث شد تنشها کم شود و نتیجهای نسبتاً موردتوافق همه به دست بیاید.