کتاب راه و رسم گوش دادن (2020) مهارت گوش دادن را که دستکم گرفته شده است، زیر ذرهبین میبرد. این کتاب پر از مثالهایی از شنوندگان حرفهای و بااستعداد است. همچنین توصیههای عملی دارد که چگونه از گفتوگوها بهرهی بیشتری ببرید؛ نه با بیشتر حرف زدن، بلکه با دقیقتر گوش دادن به دیگران.
کیت مورفی روزنامهنگاری اهل هیوستون تگزاس است. او از راه مصاحبهها و مقالههای فراوانش برای نشریاتی چون نیویورک تایمز، اکونومیست، ماهنامهی تگزاس و فرانس پرس، به شنوندهای ماهر تبدیل شده است.
یاد بگیرید وقتی همه فریاد میزنند، گوش دهید
شاید زیاد اتفاق نیفتد؛ اما شما میفهمید چه زمانی کسی به حرفتان گوش میدهد. وقتی کسی تمام توجهش را به شما میدهد و واقعاً روی حرفهای شما تمرکز میکند، حس خاصی ایجاد میشود. این حس شاید فوراً احساس نزدیکی ایجاد کند؛ چه آن فرد بهترین دوست شما باشد یا کسی که تازه در آسانسور ملاقات کردهاید.
متأسفانه، در این عصر ارتباطات فوری و شبکههای اجتماعی، دامنهی توجه ما مدام کوتاهتر میشود. به نظر میرسد گوش دادن، هنری در حال مرگ است.
پس باید بیشتر تلاش کنیم. با نگاه کردن به شیوهی کار مؤثرترین شنوندگان جهان و با در نظر گرفتن توصیههای مختلف، میتوانید شنوندهی بهتری شوید. این کار نهتنها فضای مثبتی در اطراف شما ایجاد میکند؛ بلکه به رشد شخصی شما نیز کمک میکند.
در خلاصه کتاب راه و رسم گوش دادن، یاد میگیرید:
• چرا بسیاری از مردم ترجیح میدهند با یک غریبه درد دل کنند تا با عزیزانشان؛
• خوب گوش دادن چگونه به مأموران سیا و افبیآی در انجام کارشان کمک میکند؛
• و چگونه سؤالی عالی بپرسید تا نشان دهید در حال گوش دادن هستید.
این روزها ما واقعاً گوش نمیدهیم. درواقع، تقریباً برعکس است: ما تشویق میشویم که خودمان را به نمایش بگذاریم. ما برای سخنرانی عمومی تمرین میکنیم، مدام خودمان را در شبکههای اجتماعی به دنیا اعلام میکنیم و البته خیلی با تلفنهایمان حرف میزنیم.
اما آخرین باری که واقعاً احساس کردید کسی به شما گوش میدهد، کی بود؟ و آخرین باری که شما واقعاً به حرف کس دیگری با دقت گوش دادید، کی بود؟
جالب است با وجود اینکه بیشتر از همیشه به هم متصلیم، در حال تجربهی چیزی هستیم که برخی آن را «اپیدمی تنهایی» نامیدهاند. همزمان که جمعیت پیرتر میشود، جوانترها به گوشیها و کامپیوترهای خود پناه میبرند. در تماس ماندن با یکدیگر آسانتر شده است؛ اما کیفیت اینهمه ارتباط، کافی نیست. مردم هنوز احساس انزوا میکنند.
به عبارت دیگر، آنها توجهی را که بهدنبالش هستند، دریافت نمیکنند. وقتی بشنوید دامنهی توجه ما اخیراً کم شده است، تعجب نخواهید کرد. اما شاید تعجب کنید که طبق تحقیقات مایکروسافت، از سال 2000، میانگین دامنهی توجه از دوازده ثانیه به هشت ثانیه رسیده است. یعنی ما کمتر از ماهی قرمزی توجه میکنیم که دامنهی توجهش 9 ثانیه است!
کجا باید دنبال مقصر بگردیم؟ گوشیهای ما قطعاً نقش دارند. و همینطور سایر دستگاههای فناورانهای که به آنها معتاد هستیم. در واقع، عوامل حواسپرتی همهجا در اطراف ما هستند؛ حتی در قالب موسیقیای که در مغازهها و کافهها پخش میشود.
همهی اینها به این معنی است که تمرکز کردن روی حرفهای دیگران، کار بسیار خاصی است. یک گفتوگوی خوب، از میان همهی این سروصداهای پسزمینه عبور میکند. شما از چیزهایی که یاد خواهید گرفت، شگفتزده خواهید شد. نویسنده میگوید همهی آدمهای دنیا جالب هستند؛ فقط باید سؤالات درستی از آنها بپرسید.
اما چگونه این کار را انجام دهیم؟ نویسنده با برخی از بهترین شنوندگان جهان صحبت کرد تا پاسخ را پیدا کند.