ما مردمانی که با ادبیات فارسی بزرگ شدهایم، فکر میکنیم عقل و عشق یک جا جمع نمیشوند. بهقول شهریار «با عقل، آب عشق به یک جو نمیرود». اما مارک منسن عقیده دارد: «عشق کافی نیست.» شاید این جمله، مخصوصاً برای ما ایرانیها، تلخ بهنظر برسد؛ اما بسیاری از روابط درست از همینجا آسیب میبینند؛ جایی که احساس ما بدون توجه به واقعیتها، کنترل اوضاع را به دست میگیرد. در این صورت در پایان رابطه ما میمانیم و روحی زخمخورده. از آن طرف، رابطهای که فقط با حسابوکتاب پیش برود، بیشتر از آنکه امن باشد، بیروح است. این مجموعه کتابها برای کسانی است که میخواهند عاشق باشند، اما عاقلانه؛ کسانی که باور دارند رابطهی عاطفی پایدار هم پرشور است و هم آگاهانه.
در این کتابها از شناخت بهتر خود و شریک عاطفیمان میخوانیم، از مهارتهای ارتباطی مؤثر، مدیریت اختلافها، احترام به مرزهای فردی و بازتعریف صمیمیت. چه در آغاز راه باشید، چه درگیر چالشی در میانهی مسیر یا حتی سوگوار یک تجربهی شکستخورده، این کتابها نقطهی عطفی در درک شما از رابطه هستند. هیچ نسخهی واحدی برای عشق نیست؛ اما میتوان آگاهانهتر عاشق شد، رابطهی عاشقانهی پایداری ساخت، اشتباهات گذشته را تکرار نکرد و در مسیری رفت که هم عقل و دل، آن را میپسندند.