کتاب گرایشهای چهارگانه شخصیتی (۲۰۱۷) چهار نوع الگوی شخصیتی را معرفی میکند. هر کدام از این الگوها نشان میدهد که هر کس چطور با انتظارات و خواستههای روزمرهی خود مواجه میشود. گرچن روبین با گسترش فصل اول کتابش، «بهتر از قبل»، که دربارهی عادتهاست، راهکارها و پیشنهادهایی دارد تا به شما کمک کند تمایلات خود و اطرافیانتان را بهتر بشناسید.
گرچن روبین نویسندهای مشهور است که میلیونها نسخه از کتابهایش در سراسر جهان فروخته شده است. او در نوشتههایش تلاش دارد ماهیت انسان را بررسی کند تا هر کسی بتواند خود را بهتر بشناسد و زندگی شادتری داشته باشد. از کتابهای پرفروش او میتوان به «پروژهی خوشبختی» و «بهتر از قبل» اشاره کرد.
این چهار نوع شخصیت چطور در اطرافیان شما دیده میشوند؟
شما چطور به انتظارات جواب میدهید؟ شاید این سؤال ساده باشد؛ اما با کمی دقت، چیزهای زیادی یاد میگیریم. درواقع، جواب این سؤال نهتنها باعث میشود خودمان را بهتر بفهمیم؛ بلکه درکمان از دیگران هم بیشتر میشود. در خلاصه کتاب گرایشهای چهارگانه شخصیتی میخوانید که آدمها چطور به انتظارات (چه انتظارات خودشان و چه دیگران) جواب میدهند. این جوابها چهار دسته میشوند: حامیان، پرسشگران، وظیفهشناسان و یاغیان. در این خلاصه میفهمید که هر کدام از این دستهها چه ویژگیهایی دارند و چطور شناخت بهتر خودمان میتواند به ما کمک کند تا بهتر کار کنیم و روابط بهتری داشته باشیم. هدف این خلاصه، دستهبندی و محدود کردن آدمها نیست؛ بلکه میخواهد به ما کمک کند تا از تمام تواناییهایمان استفاده کنیم.
یک روز، گرچن روبین با دوستش ناهار میخورد که حرفشان به ورزش کشید. دوستش فکر میکرد وقتی در مدرسه عضو تیم دو و میدانی بود، بهراحتی وقت برای دویدن پیدا میکرد؛ اما حالا نمیتواند. نداشتن وقت، بهانهای همیشگی برای انجام ندادن کارهاست؛ اما برای اینکه بفهمید چرا بعضی کارها سخت هستند، باید با چهار گرایش آشنا شوید. این چهار گرایش به نحوهی جواب دادن ما به دو نوع انتظار ربط دارند: انتظارات بیرونی (محل کار و جامعه) و انتظارات درونی (انتظاراتی که خودمان از خودمان داریم). دستهی اول، حامیان هستند. آنها هم انتظارات خودشان و هم انتظارات دیگران را بهخوبی انجام میدهند. دستهی دوم، پرسشگراناند؛ آنها کارهایی را انجام میدهند که خودشان میخواهند؛ اما با انتظارات دیگران مشکل دارند. دستهی سوم، وظیفهشناسان هستند؛ آنها کارهایی را که دیگران از آنها میخواهند، خوب انجام میدهند؛ اما کارهایی را که خودشان میخواهند، نمیتوانند انجام دهند. دستهی چهارم، یاغیاناند که با هر دو نوع انتظار مخالفند. دوست روبین وقتی مربی و تیم داشت، خوب میدوید؛ اما حالا تنهایی وقت نمیگذارد. او نمونهای از یک وظیفهشناس است که به یک نفر دیگر نیاز دارد تا به او بگوید چه کار کند. همانطور که در ادامهی خلاصه کتاب گرایشهای چهارگانه شخصیتی میبینیم، هیچکدام از این گرایشها بد نیستند و قرار نیست شما را محدود کنند یا باعث شوند همیشه مشکل داشته باشید. این گرایشها ابزاری برای شناخت بهتر خودتان و اطرافیانتان هستند تا بتوانید آدمهای با اعتمادبهنفستر و موفقتری باشید.
یک پاسخ
به نظرم باید نسخه کامل این کتاب رو چندین بار بخوانم تا هم به خودشناسی و دگرشناسی نزدیک شوم