کتاب از خوب به عالی (2011) نتایج پنج سال تحقیق جیم کالینز و تیم او را ارائه میدهد. آنها شرکتهایی را بررسی کردند که طی سالها عملکرد بینظیری داشتند، در کنار اینکه به بررسی تفاوتهای این شرکتها با شرکتهای ناموفق پرداختند. عوامل موفقیت این شرکتها به صورت نکاتی کلیدی در مورد رهبری، فرهنگ سازمانی و مدیریت استراتژیک در این کتاب ارائه شده است.
این کتاب برای چه کسانی مفید است؟
جیم کالینز نویسنده، سخنران و مشاور کسبوکار آمریکایی، استاد مدرسه کسبوکار استنفورد و نویسنده نشریات فورچون، بیزینسویک و هاروارد بیزینس ریویو (HBR) است.
شرکت خود را از خوب به عالی ببرید.
کتاب پرفروش قبلی جیم کالینز «ساختن برای ماندن» توضیح میدهد که چگونه شرکتهای بزرگ عملکرد خوب خود را حفظ میکنند و عالی میمانند.
اما مسئله این است که بیشتر شرکتها «بزرگ» نیستند. حالا این سوال برای ما ایجاد میشود که چگونه شرکتها از خوب به عالی میرسند؟ آنها چه کارهای متفاوتی انجام میدهند؟
برای پاسخ به این سوال، کالینز و تیم او سه گروه از شرکتهای سهامی عام ایالات متحده را در یک دوره پنج ساله مورد مطالعه قرار دادند.
ابتدا، آنها شرکتهای «خوب به عالی» را بررسی کردند، شرکتهایی که به مدت 15 سال قبل از «عالی شدن» عملکردی در سطح یا کمتر از میانگین عملکرد بازار سهام داشتند.
معنی عالی بودن چیست؟
به گفته کالینز، شرکتی که به مدت 15 سال بازدهی حداقل سه برابر بازار سهام ایجاد کرده است.
گروه دوم، «رقبای مستقیم» بودند. این شرکتها با وجود اینکه همان امکانات شرکتهای خوب را داشتند، علمکردی متوسط یا کاهشی داشتند.
و گروه سوم، «رقبای ناپایدار» بودند که قبل از اینکه به سطح عملکردی بسیار پایینتر از میانگین بازار سهام برسند، یک انتقال کوتاهمدت از خوب به عالی را تجربه کردند.
کالینز و تیمش در طول پنج سال تحقیق، بیش از 6000 مقاله و 2000 صفحه مصاحبه مدیران را مورد بررسی قرار دادند تا دقیقا مشخص کنند که شرکتهایی که از خوب به عالی میروند، چه کارهای متفاوتی انجام میدهند.
این کتاب یافتههای آنها را به مراحلی عملی تبدیل میکند و به شرکت شما کمک میکند که جهشی مشابه داشته باشد.
جیم کالینز یک معیار برای سنجش استراتژی دارد که کسبوکارها، از خوب تا عالی میتوانند برای تصمیمات تجاری خود از آن استفاده کنند.
یک روباه را در حال شکار جوجه تیغی تصور کنید. روباه هر روز حملات غافلگیرکننده و تاکتیکهای زیرکانهای برای شکار جوجهتیغی به کار میبندد. اما هر بار جوجه تیغی به همان روش همیشگی دفاع میکند: به شکل یک توپ پرتیغ و غیرقابلنفوذ در میآید.
پایبندی جوجه تیغی به این استراتژی ساده، دلیل پیروزیهای متوالی او است.
شرکتها، در مرحله حرکت از خوب به عالی، روش جوجه تیغی را با پرسیدن سه سوال کلیدی پیدا میکنند:
پس از حدود چهار سال بحث در مورد این سوالات، شرکتهای خوب در نهایت روش جوجه تیغی مخصوص به خود را کشف کردند. از آن نقطه به بعد، هر تصمیمی که شرکت میگیرد با این روش مطابقت دارد.
روش جوجه تیغی در مورد این است که موقعیت خود را به عنوان یک شرکت بشناسید، مطابق با آن عمل کنید و هدفی مشخص داشته باشید. با پرسیدن و پاسخ دادن به این 3 سوال، میتوانید به صورت متمرکز (و نه به صورت پراکنده در چند جهت) رشد کنید.
فراموش نکنید: موفقیت در سادگی است.
27 پاسخ
نکات مهم و جالب زیادی داره
تا زمانی که حقایق تلخ بیان نشوند، یک شرکت نمیتواند با آن روبرو شود و آن را حل کند. بنابراین این وظیفه بر عهده رهبران است که محیطی ایجاد کنند که در آن مسائل بدون ترس، مطرح شوند.
جذاب و زیبا👏👏👏
جذبم نکرد
مکانیزمهایی ایجاد کنید تا به تیم خود قدرت بدهید که در مورد نگرانیهای خود حرف بزنند. این کار به شما کمک میکند که به حقیقت توجه کنید. حتی اگر شنیدن آن سخت باشد.
در جلسات، رهبران باید نقش سقراط را بازی کنند. به جای دادن پاسخهای آماده، برای کشف نظرات صادقانه سوال بپرسند. رهبران همچنین باید ارائه نظرات مخالف را در طول جلسات تشویق کنند.
نکتههای مهم این چکیده از نظر من
۱- پایبندی به استراتژیهای ساده میتواند دلیل پیروزیهای متوالی باشد و موفقیت در سادگی است
شصت پنجم تمام
من این کتاب را قبلا مطالعه کرده بودم نکات بسیار جالبی دارد ولی چالش اصلی اجرای این نکات در ایران است با توجه به مشکلات بنیادی موجود می باشد
“مکانیزمهایی ایجاد کنید تا به تیم خود قدرت بدهید که در مورد نگرانیهای خود حرف بزنند. این کار به شما کمک میکند که به حقیقت توجه کنید. حتی اگر شنیدن آن سخت باشد”
واقعا کتاب فوق العاده ای بود با کلی حرف جدید و بدرد بخور🤌🏻
❤️
لطفا کتابهای جدید رو به کالکشن اضافه کنید
خداروشکر
موفقیت در سادگی است.
رهبران سطح ۵ به دور از خودکامگی، متواضع و کمحرف هستند. آنها برای بهدست آوردن اعتبار برای دستاوردهای شرکت خود خیلی کند هستند و به دنبال فرصتی برای تمجید از تیم خود میگردند، اما مسئولیت هر کاستی را به عهده میگیرند.
ممنونم. موفق باشید
این کاری است که شرکتهای عالی نیز انجام میدهند. آنها با حقایق دردناک روبرو میشوند و با این حال ایمان تزلزلناپذیری دارند. آنها میدانند که بالاخره پیروز خواهند شد، حتی اگر این اتفاق تا همین کریسمس رخ ندهد. شرکتهایی که در مسیر عالی شدن هستند، اطلاعات بیشتری نسبت به رقبا ندارند. آنها فقط با این اطلاعات صادقانهتر برخورد میکنند.
کتاب “از خوب به عالی” واقعاً یه چیز دیگهست! جیم کالینز اومده بررسی کرده که چرا بعضی شرکتها فقط خوب میمونن، ولی یه عدهی دیگه راهی پیدا میکنن که عالی بشن و اون بالا بمونن. نکته جالب اینجاست که برخلاف تصور، این جهش به سمت عالی بودن یه فرمول جادویی نداره، بلکه یه سری اصول داره که باید با صبر و استمرار اجرا بشن.
یکی از بخشهایی که حسابی توجهمو جلب کرد، “مفهوم جوجهتیغی” بود. کالینز میگه شرکتهای موفق اوناییان که توی سه تا چیز شفافیت دارن: “. تو چی میتونی تو دنیا بهترین بشی؟ ۲. به چی عمیقاً علاقه داری؟ ۳. چه چیزی میتونه موتور اقتصادی تو باشه؟” اگه این سه تا مورد همدیگه رو قطع کنن، اونجا نقطه طلایی موفقیتته، همون چیزی که باید روش تمرکز کنی.
این نگاه خیلی کاربردیه، نه فقط برای شرکتها، بلکه حتی برای زندگی شخصی. این که بفهمی واقعاً تو چی میتونی عالی باشی، نه اینکه صرفاً توی یه چیزی خوب باشی. خیلی وقتا گیر میکنیم بین کارهایی که دوست داریم، کارهایی که پول در میارن و کارهایی که فقط توشون بد نیستیم، ولی حقیقت اینه که اگه **اون نقطهی مشترک جوجهتیغی رو پیدا نکنیم، همیشه یه جای کار میلنگه.**
به نظرم این مفهوم رو اگه آدم درست درک کنه، حتی برای خودش، میتونه مسیر حرفهای و زندگیشو خیلی بهتر تنظیم کنه. خلاصه که کتاب پر از نکتههای عمیقه و اگه یکی بخواد بفهمه چطور یه تیم یا حتی خودش رو از سطح معمولی به عالی ببره، این کتاب یه راهنمای درجهیکه!
بهتره که مدیران هم ارزش نیروهای خوبشون رو بدونن .
شرکتهایی که از یک وضعیت خوب به شرایطی عالی میرسند، با ایجاد یک روش ساده جوجه تیغی، استخدام افراد مناسب (به ویژه در سطح رهبری) و خود انضباطی، استراتژی خود را دنبال میکنند.
به نظرم یکی از مهمترین نکاتی که نه فقط توی شرکتها و ارتباطات جمعی، حتی توی روابط خصوصی هم وجود داره و متاسفانه بهش پرداخته نمیشه همین بیان حقایق تلخ بدون وجود ترسه. واقعا اگه دو نفر یا حالا چند نفر نشینن با همدیگه مکالمههای سختی که بینشون هست رو برقرار نکنن و فقط توی خودشون نگه دارن کارها پیش نمیره و هیچ پیشرفتی حاصل نمیشه.
رهبر همونطور که از اسمش پبداست کسی که در قله ها و درهایی که در مسیر عالی شدن وجود داره بتونه راه و هدف گم نکنه و از ابزار مناسب برای رسیدن به هدف نهایی
به افراد نشون بده
برای تغییر عملکرد از خوب به عالی:
با پاسخ به سه پرسش اساسی استراتژی درست (روش ساده جوجه تیغی) را پیدا میکنند،و با استخدام افراد مناسب (به ویژه در سطح رهبری) و خود انضباطی، استراتژی خود را تا رسیدن به سطوح عالی دنبال میکنند
«رهبران سطح ۵ نه تنها افراد، مدیران و رهبرانی عالی هستند، بلکه آنها (به نمایندگی از شرکت) به شدت جاهطلب هم هستند، آنها متعصبانه به سمت نتیجه حرکت میکنند و میخواهند سازمانشان بعد از آنها هم به حرکت خود ادامه دهد.»
کتاب بسیار خوب توضیح میدهد.
کافی است هر کارآفرینی ۱۷ دقیقه برای خواندن این کتاب وقت بگذارد، حتما مسیر خود را پیدا میکند.
تشکر
خیلی خوب بود👏✌️⚘️
جوجه تیغی شیوه مفید است
شرکتهای بزرگ توسط رهبران بزرگ ساخته میشوند.
این کتاب ترکیب خوبی با کتاب با چرایی شروع کنید سایمون سینکه. موفقیت در سادگیه. تفاوت ها با جزییات رقم میخوره. و این جزییات خیلی سادن!
در اخراج کردن نیروی نامناسب تعلل نکنید چرا که سازمان شمارو مختل میکنه
وقتی بدون سرزنش افراد مسایل را مورد بازبینی و بررسی قرار می دهید، مسیر زیادی را در جهت ایجاد فضایی که حقیقت در آن شنیده می شود، پیموده اید.
فراموش نکنید: موفقیت در سادگی است. و در چه کاری بهترین هستید… اینا برای من قابل تامل بود…