جلد کتاب سیاست

کتاب سیاست

اثری ماندگار درباره‌ی تاریخ فلسفه‌ی سیاسی غرب

نویسنده:
ارسطو
(Aristotle)
56 نفر در حال مطالعه این کتاب هستند.

کتاب سیاست، اثری مهم در حوزه‌ی تاریخ فلسفه‌ی سیاسی غرب است. از ماکیاولی تا توماس هابز و کارل مارکس، بیشتر اندیشمندان غربی درباره‌ی استدلال‌های ارسطو در ۲۵۰۰ سال حرف زده‌اند. این موضوع چندان تعجب‌آور نیست. ارسطو در جست‌وجوی تعریف هدف و ماهیت سیاست، همه چیز را بررسی کرده است. عدالت، برده‌داری، شهروندی، تضاد طبقاتی، دموکراسی و خوشبختی، همه با دقت و ظرافت در این کتاب بررسی شده‌اند.

ارسطو در ۳۸۴ قبل از میلاد متولد شد و در ۳۲۲ قبل از میلاد در سن ۶۲ سالگی درگذشت. افلاطون استاد او در آتن باستان در اوج عصر طلایی بود. ارسطو سپس مدرسه‌ی خود، Lyceum را تأسیس کرد. ارسطو، درباره‌ی موضوعاتی متنوع مانند اخلاق، سیاست، متافیزیک، منطق، بلاغت، روانشناسی، اقتصاد، شعر و موسیقی نوشته است. کار او تا به امروز شکل‌دهنده‌ی نحوه‌ی تفکر ما درباره‌ی این موضوعات است.

خلاصه کتاب سیاست

حاوی 9 ایده کلیدی
Politics
A foundational work in the history of Western political philosophy
متن ایده‌های کلیدی کتاب
مقدمه

مقدمه‌ای بر کتاب سیاست

فلسفه‌ی سیاسی ارسطو را درک کنید!

اندیشه‌های سیاسی ارسطو امروزه چقدر معتبر هستند؟ در ظاهر، به نظر می‌رسد که اندیشه‌ی او از سیاست معاصر خیلی دور باشد. بالاترین شکل زندگی سیاسی برای ارسطو، پولیس یا دولت‌شهر بود. یعنی یک شهر کوچک و مستقل با حداکثر صدهزار شهروند که تفکر و بحث سیاسی در آن ممکن بود. دولت‌شهر در اواخر دوران باستان از بین رفت و ما هم نمی‌خواهیم آن را زنده کنیم؛ زیرا دولت‌شهرها به بردگان تکیه می‌کردند. اما سیاست ارسطو صرفاً از نظر تاریخی جالب نیست. هر چقدر که نتیجه‌گیری‌های او قدیمی به نظر برسد، سؤالاتی که ارسطو در کتاب سیاست خود مطرح کرده، امروزه نیز اهمیت دارند. بهترین راه برای سازماندهی جامعه چیست؟ چه چیزی انسان‌ها را شاد می‌کند؟ چگونه می‌توانیم خیر عمومی را تضمین کنیم؟ در این کتاب ما استدلال‌های ارسطو را بررسی و برخی از مشهورترین ایده‌های او را روشن می‌کنیم.

ایده کلیدی 1

1انسان‌ها می‌توانند صحبت و استدلال کنند. همین ویژگی آن‌ها را به موجوداتی اخلاقی تبدیل می‌کند

دولت‌ها چگونه باید اداره شوند؟ بهترین شکل حکومت چیست؟ این سؤالات هسته‌ی اصلی فلسفه‌ی سیاسی غرب طی ۲۵۰۰ سال بوده است. در همان ابتدا، در یونان قرن چهارم قبل از میلاد، ارسطو برای پاسخ دادن به آن‌ها تلاش کرد. اما قبل از اینکه بتوانیم درباره‌ی بهترین روش اداره‌ی یک جامعه صحبت کنیم، باید درباره‌ی افرادی بدانیم که در آن زندگی می‌کنند. ماهیت آن‌ها چیست؟ جواب به این سؤال می‌تواند به ما کمک کند تا واضح‌تر فکر کنیم که دولت‌ها و حکومت‌ها چه کاری انجام می‌دهند؟

ارسطو تجربه‌گرا بود. او به قدرت مشاهده اعتقاد داشت. او فکر می‌کرد اگر می‌خواهید حیوانی را درک کنید، باید به رفتار‌هایش نگاه کنید. برای مثال، یک زنبور عسل را در نظر بگیرید. در اولین بررسی خواهید دید که در حال جمع‌آوری غذاست. اگر کمی بیشتر به او دقت کنید، خواهید فهمید که او صرفاً نیازهای خود را برآورده نمی‌کند؛ بلکه در حال جمع‌آوری منابع برای کندوی خود است. در اینجا نوعی تقسیم کار را کشف خواهید کرد. برخی از زنبورها کشاورزی می‌کنند، برخی دیگر سرباز هستند.

در بالای جامعه‌ی آن‌ها، یک حاکم، یعنی زنبور ملکه قرار دارد. پس معلوم می‌شود که زنبورها (مانند ما) حیواناتی اجتماعی هستند. انسان‌ها در شهر زندگی می‌کنند، زنبورها در کندو زندگی می‌کنند. هر دو جامعه‌هایی دارند که به خیر عمومی اعضای خود فکر می‌کنند؛ اما یک تفاوت حیاتی هست. در پولیس‌های باستان، یک دولت‌شهر مانند آتن ارسطویی، کار بین کشاورزان، سربازان، کارگران و حاکمان تقسیم می‌شد.

هر طبقه نقش فردی خود را داشت و نتیجه‌ی کار جمعی آن‌ها حفظ شهر بود. اما انسان‌هایی که در دولت‌شهر زندگی می‌کردند، کاری را انجام می‌دادند که زنبورها نمی‌کردند. آن‌ها درباره‌ی نحوه‌ی سازماندهی جامعه فکر و صحبت می‌کردند؛ درست همانطور که ما هم امروزه همین کار را می‌کنیم. ما این کار را می‌کنیم؛ زیرا ما بر خلاف سایر حیوانات، «لوگوس» داریم. کلمه‌ای یونانی به معنای عقل و گفتار. این توانایی‌ پیامدهای اخلاقی عمیقی دارد.

فرض کنید کسی به شما آسیب فیزیکی برساند و بخواهید او را متوقف کنید. در اینجا، لوگوس مفید خواهد بود. برای بیان درد، تنها چیزی که نیاز دارید، یک صداست. یک پارس یا زوزه کافی خواهد بود تا بگویید که درد دارید. اما انسان‌ها فقط حیوان نیستند. ما می‌توانیم پیام خود را با چیزی بیشتر از زوزه یا پارس منتقل کنیم. ما می‌توانیم توضیح دهیم که چرا رفتار خوب با دیگران (همان‌طور که دوست دارید با شما رفتار شود) از نظر اخلاقی کار درستی است و سعی کنیم جلو آزار و اذیت را بگیریم. انسان‌های دیگر هم عقل دارند و می‌توانند استدلال‌های ما را بپذیرند یا رد کنند و رفتار خود را بر این اساس تغییر دهند.

ارسطو معتقد بود طبیعت هیچ چیز را بیهوده نساخته و به همین دلیل است که ما استعداد لوگوس داریم. این توانایی به ما اجازه می‌دهد تا قضاوت‌هایی اخلاقی کنیم و با دیگران برای پیدا کردن نحوه‌ی زندگی (مطابق با آنچه فکر می‌کنیم درست است) همکاری کنیم.

ایده کلیدی 2

2انسان‌، حیوانی سیاسی است

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 3

3اگر دولت‌شهرها به دنبال فضیلت نباشند، یعنی حکومت بدی دارند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 4

4ارسطو برده‌داری را بر اساس «دلایل طبیعی» توجیه می‌کرد

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 5

5ارسطو فکر می‌کند که انسان‌های آزاد توان استدلال دارند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 6

6سه شکل نظام سیاسی صحیح و سه شکل نظام سیاسی منحرف داریم

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 7

7درگیری بین طبقات، دموکراسی‌ را ضعیف می‌کند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 8

8قوانین بی‌طرف هستند؛ بنابراین باید اجازه دهیم تا حد امکان قانون درباره‌ی بسیاری از مسائل تصمیم بگیرد

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 9

9طبقه‌ی متوسط بیشتر از ثروتمندان و فقیران از منافع دولت‌شهر محافظت می‌کند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
خلاصه نهایی

پیام کلیدی کتاب

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
نظرات و دیدگاه‌های شما
1 دیدگاه

یک پاسخ

  1. قانون خوب و ضمانت اجرایی قوی بهترین روش اداره هر کشوری هست. البته قانون خوب و اصولا واژه خوب هم تعریف واحدی ندارد و متناسب با فرهنگ و جغرافیای مردم قابل توصیف است که خود چالشی بزرگ در مسیر تحریر قوانین است.
    سپاس از شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لوگوی اکوتوپیا کامل