کتاب از بازخورد شما متشکرم، درباره یادگیری از افراد و تجربیات است، چه در خانه و چه در محل کار. این موضوع انواع مختلف بازخورد و اهمیت آن را روشن میکند و اینکه چگونه میتوانید هر نوع بازخوردی را به شیوهای مثبت و سازنده بگیرید و از آن برای بهتر کردن خود در حرفه و روابط خود استفاده کنید.
داگلاس استون و شیلا هین مدرسین دانشکده حقوقهاروارد و از بنیانگذاران Triad Consulting هستند که به نامهای بزرگ BAE Systems به HSBC مشاوره داده است. آنها نویسندگان کتاب بازخورد: چالش ارزیابی نیز هستند.
کدام بازخورد بهتر است؟ وقتی رئیستان با شما جلسهای ترتیب میدهد و به شما میگوید که کارتان چه مشکلی دارد و چگونه میتوان آن را درست کرد، یا وقتی در جمع، با لحنی تند، اشکالتان را به شما گوشزد کرده و طوری رفتار کند که به هیچ دردی نمیخورید؟
تقریبا همه موافقیم که باید به افراد بازخورد سازنده بدهیم. هر کسی که بازخورد بدی را تجربه کرده باشد، میداند که این بازخورد مفید و مضر است. اما چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که بازخوردی که ارائه میدهیم سازنده و غیر توهین آمیز است؟
در این مطلب خواهیم دید که چگونه میتوان این امر را محقق کرد. این کتاب دانشی را در اختیار شما قرار میدهد که نه تنها برای ارسال بهترین و سازنده ترین بازخوردها، بلکه برای اطمینان از دریافت همان سطح ارزیابی از سوی دیگران، به آن نیاز دارید.
برایتان پیش آمده که یک برگه امتحانی تصحیح شده را پس گرفته باشید و از خود بپرسید: «این به چه کارم میآید؟» عدد نمره در امتحان ممکن است به شما بگوید که کجا ایستادهاید، اما اگر میخواهید بدانید چگونه پیشرفت کنید، به شما کمکی نمیکند. این فقط یک نوع بازخورد اشتباه است.
به طور کلی، سه نوع اصلی بازخورد وجود دارد که اثربخشی زیادی دارند: قدردانی، هدایت شدن و ارزیابی.
هر کدام از این بازخوردها عملکردهای متفاوتی دارند. قدردانی باعث ایجاد انگیزه و تشویق میشود، هدایت به شما کمک میکند تا پیشرفت کنید و ارزیابی به شما کمک میکند بفهمید در کجا ایستادهاید و از شما چه انتظاری میرود.
قبل از یک بازی بسکتبال، مربی ممکن است یک صحبت جدی برای شما داشته باشد، این مربی، همان شخصی است که شما را هدایت میکند. در طول مسابقه، او ممکن است با گفتن جملههایی مثل «ضربه خوبی زدی» یا «این کار را ادامه بده» شما را از کنار زمین تشویق کند. پس از بازی، او احتمالا نقاط قوت و ضعف تیم شما را ارزیابی میکند و شما متوجه میشوید که چگونه به بهترین شکل به تمرینات خود ادامه دهید.
موقعیتهای مختلف، انواع مختلف بازخورد را میطلبد. زمانی که از قبل بهترین تلاش خود را کردهاید و احساس خستگی میکنید، مهم است که از تلاش شما قدردانی شود. در این شرایط، هدایت برای انجام بهتر کارها کمک چندانی نخواهد کرد.
از سوی دیگر، زمانی که به دردسر افتادهاید و واقعا به هدایت نیاز دارید، قدردانی کردن و گفتن جملاتی مانند «کارت را خوب انجام میدهی» کمکی نمیکند. شما باید یاد بگیرید که چه نوع بازخوردی را در چه موقعیتهایی به کار ببرید.
بنابراین با نیازها و خواستههای خود هماهنگ شوید. اگر میخواهید در آینده مقالات بهتری بنویسید، از استاد خود فیدبک بخواهید. با این کار و گوش دادن به بازخورد او، میتوانید پیشرفت کنید.
باید تلاش کنید تا تشخیص اینکه به چه بازخوردی نیاز دارید را یاد بگیرید. در این صورت اثربخشی فیدبکهایی که دریافت میکنید هم بیشتر میشود.
22 پاسخ
کتاب “از بازخورد شما متشکرم” دربارهی یکی از چالشهای همیشگی زندگیه: چطور بازخورد بگیریم بدون اینکه اعصابمون خورد بشه؟! همه میدونیم که بازخورد میتونه باعث پیشرفت بشه، ولی واقعیت اینه که وقتی کسی ازمون انتقاد میکنه، اولین واکنشمون معمولا دفاعیه، نه پذیرش! این کتاب دقیقا میاد ریشهی این موضوع رو بررسی میکنه و کمک میکنه یاد بگیریم چطور بازخوردهای مفید رو از غیرمفید جدا کنیم و به جای ناراحت شدن، ازشون برای رشد خودمون استفاده کنیم.
قسمتی که برام جالب بود اینه که نویسندهها بازخوردها رو به سه دسته تقسیم میکنن: حقیقت، رابطه و هویت.
حقیقت: اطلاعاتی که بهمون میدن و میتونیم بررسی کنیم که درسته یا نه.
رابطه: اینکه چه کسی داره بازخورد میده و چطور روی رابطهی ما اثر میذاره. مثلا یه رئیس سختگیر یا یه دوست نزدیک ممکنه حرفشون تأثیر متفاوتی روی ما بذاره.
هویت: این که بازخورد چطور روی تصویر ما از خودمون اثر میذاره. مثلا اگه همیشه فکر میکردی آدم باهوشی هستی، ولی یکی بهت بگه «ایدهات احمقانه بود»، حس میکنی کل شخصیتت زیر سؤال رفته!
نکتهای که خیلی دوست داشتم اینه که میگه یاد بگیر بازخورد بگیری، حتی وقتی طرز بیان طرف مقابل افتضاحه! چون مهمتر از اینکه چطور بهت میگن، اینه که تو چی ازش یاد میگیری.
در کل، این کتاب بهم یاد داد که به جای این که از هر انتقادی ناراحت بشم، ببینم چطوری میتونم ازش چیزی برای بهتر شدن خودم پیدا کنم. یه کتاب خیلی کاربردی برای هر کسی که تو محیط کار، روابط شخصی یا هر جای دیگهای با بازخورد گرفتن سر و کار داره!
وقتی ازتون انتقاد میشه نفس عمیق بکشید و بعدا خیلی خوب فکر کنید و ببینید که درست گفته یا نه
البته توهین با انتقاد متفاوتاند
رک کردن، کلید استفاده بهینه از بازخورد است.
کتاب خوبی بود
هفتاد چهارم تمام
به طور کلی من فکر میکنم بازخورد چیز خوبی است حتی اگر به اشتباه باشد بازخورد در کل باعث به فکر فرو رفتن ما انسان ها می شود
تقریبا هر نوع بازخوردی (چه با آن موافق باشید چه نباشید) میتواند به رشد شما کمک کند. هر چه بیشتر بتوانیم بازخورد را با ذهنی باز درک کنیم، بیشتر توسعه خواهیم یافت. وقتی یاد بگیریم که بازخورد را به طور موثر پردازش کنیم، هیچ محدودیتی برای پیشرفت شخصی ما وجود نخواهد داشت.
کتاب به شدت جذابی بود نکتهای که از این کتاب میشه دریافت کرد این هست که انتقاد سازنده باعث رشد ما میشه و ما باید در برابر بازخوردهای دیگران سریع گارد منفی نگیریم و اون بازخورد رو بررسی کنیم و اگر درست بود به تغییرات و اصلاحات بپردازیم
بازخورد خوبه ولی به شرطی که سازنده باشه. نقات قوت کارهای دیگران رو هم باید ببینیم بعد بهشون بازخورد بدیم. ما ماشین بازخورد دادن نیستیم خیلی وقتها در مورد خیلی از موضوعات ما اصلا حق بازخورد دادن نداریم پس بهتره مراقب کلاممون باشیم چون تاثیرات عمیقی میتونه روی دیگران داشته باشه.
خلاصه مفیدی بود مخصوصا بحث ذهنیت رو به رشدش
در مطالعهای در سال ۲۰۰۲، محققی به نام ریچارد دیویدسون دریافت که مدت زمانی که میتوانیم احساسات مثبت را حفظ کنیم و زمانی که برای بهبودی از احساسات منفی نیاز داریم، میتواند تا ۳۰۰۰ درصد متفاوت باشد.
درک کردن، کلید استفاده بهینه از بازخورد است.
خداروشکر
قدردانی باعث ایجاد انگیزه و تشویق میشود، هدایت به شما کمک میکند تا پیشرفت کنید و ارزیابی به شما کمک میکند بفهمید در کجا ایستادهاید و از شما چه انتظاری میرود.
قبل از اینکه حالت تدافعی به خود بگیرید، سعی کنید اهداف شخصی که به شما بازخورد میدهد را درک کنید
ما همچنین تمایل داریم خود را بر اساس نیت خود قضاوت کنیم، در حالی که دیگران را با اعمال آنها قضاوت میکنیم.
ممنونم. استفاده کردم
“ما تمایل داریم خود را بر اساس نیت خود قضاوت کنیم، در حالی که دیگران را با اعمال آنها قضاوت میکنیم”
ما عموما خود را مثبتتر از دیگران میبینیم، بنابراین باید مراقب آن باشیم. مثبت بودن خوب است، اما باعث میشود وقتی بازخورد منفی دریافت کنیم، بیشتر ناراحت شویم.
ژنهای ما سطح پیش فرض رفاه ما را مشخص میکنند. برخی افراد به طور طبیعی شادتر از دیگران هستند. مطالعات نشان داده که ژنها (به جای تجربیات زندگی) حداقل ۵۰ درصد از این تفاوتها را ایجاد میکنند. افراد همچنین دارای طیفهای مختلفی از احساسات هستند، برخی افراد به طور کلی احساساتیتر هستند.
دیده شدن، حس درک شدن از طرف دیگران، بسیار مهم است. در کودکی این نیازها به راحتی بروز داده میشوند. مثلاً آن موقعی که در زمین بازی فریاد میزنیم: «آهای مامان! مامان! مامان ببین!». در بزرگسالی یاد میگیریم اینقدر آشکارا پیله نکنیم، ولی میل به شنیدن اینکه فردی بگوید: «وای، نگاهش کن!» و اشتیاق دریافت پیامهای غیرمنتظره با درون مایۀ تأیید و تصدیق مانند «بله، تو را میبینم، درکت میکنم، تو اهمیّت داری.» هرگز در ما از بین نمیرود.
قدردانی به ما انگیزه میدهد، موجب میشود گامهای بلندتری برداریم و انرژی لازم را برای دوچندان کردن کوششهایمان فراهم میکند.
کتاب خوبی بود. به نظرم.ما همچنین تمایل داریم خود را بر اساس نیت خود قضاوت کنیم، در حالی که دیگران را با اعمال آنها قضاوت میکنیم.
بسیار عالی ممنون از شما
درک کردن، کلید استفاده بهینه از بازخورد است.
به بازخورد منفی هم فکر کنیم شاید درست باشه
وقتی کسی به شما بازخورد میدهد، خود را جای او بگذارید.
درک کردن، کلید استفاده بهینه از بازخورد است.
بنابراین اگر چالش را به عنوان یک فرصت، و بازخورد را به عنوان راهی برای یادگیری درک کنید، واقعا رشد خواهید کرد. اگر خودتان را وقف کار بر روی چیزی کنید، در آن بهتر خواهید شد.
یکی از تمرین های هوش هیجانی گرفتن باز خورد از بقیس. و از طرفی یکی از پایه های هوش هیجانی، درک درست محیطه که به خوبی به هر دو این مورد تو این کتاب اشاره شده.
به نظرم کتاب خوبی بود و با تمرین ها یا کتاب های مرتبط با هوش هیجانی میتونه ترکیب خوبی باشه و مکمل هم باشن.
هر بازخورد منفی رو بدون فکر رد نکنم و خودم رو جای طرف بذارم…