کتاب پادشکننده (Antifragile) اثر نسیم نیکلاس طالب کتابی قابلتأمل است که مفهوم پادشکنندگی را بررسی میکند. این کتاب دربارهی این است که برخی چیزها تحت فشار رشد میکنند. طالب به ما میآموزد که چگونه همهی ما میتوانیم پادشکنندهتر شویم.
به نظر می رسد اگر برخی چیزها در محیطهای بیثبات و پیشبینیناپذیر قرار گیرند، بهبود مییابند. کتاب پادشکننده چرایی این موضوع را مورد تحلیل قرار میدهد و نشان میدهد که این ویژگی از زمانهای قدیم برای پیشرفت تمدن بشری حیاتی بوده است.
نسیم نیکلاس طالب نگاهی انتقادی به جامعهی مدرن دارد. در این جامعه هدف این است که با مداخله در سیستمهایی مانند اقتصاد، زندگی را راحتتر کنیم. این ماهیت مداخلهگر شاید در کوتاهمدت وضعیت جامعه را بهبود دهد؛ اما محیط ناپایداری را که برای وقوع پادشکنندگی ضروری است، از بین میبرد.
نسیم نیکلاس طالب یک استاد دانشگاه و نویسندهی آثار پرفروشی مانند کتاب قوی سیاه و کتاب فریفته تصادف است. او زندگی خود را وقف مطالعهی علت و معلول عدم قطعیت و احتمالات کرده است. او در حال حاضر استاد ممتاز مهندسی ریسک در مؤسسهی پلیتکنیک دانشگاه نیویورک است.
بعضی چیزها مثل شیشه، وقتی تحت فشار قرار میگیرند آسیب میبینند و میشکنند. در نقطهی مقابل دستهای دیگر از کالاها هستند که برخلاف دستهی قبلی، وقتی تحت فشار قرار میگیرند، نهتنها آسیب نمیبینند و نمیشکنند؛ بلکه این تحت فشار بودن و شوکی که به آنها وارد میشود، به سود آنهاست. این دسته «پادشکننده» نام دارد.
برای مثال زمانی که یک کالای شکستنی را با پست ارسال میکنید، ادارهی پست روی آن بسته برچسب بزرگی میزند که روی آن نوشته «با احتیاط حمل شود. شکستنی است». به همین خاطر این بسته باید در محیطی امن قرار بگیرد؛ در غیر این صورت، بر اثر ضربه آسیب میبیند و خرد میشود.
همهی ما با مفهوم شکنندگی آشنا هستیم و بهخوبی میدانیم که اقلام شکننده باید در برابر شرایط پرتنش و آسیبزننده محافظت شوند؛ اما آیا واقعاً درک درستی از مفهوم پادشکنندگی داریم؟
ممکن است فکر کنید که متضاد شکننده، «قوی و نیرومند» است. هرچند یک جسم قوی نسبتبه اجسام شکننده، در مقابل شوکهای مختلف بیشتر دوام میآورد و دیرتر میشکند؛ اما نکتهی مهم این است که این فشارها آن را قویتر نمیکنند. این یعنی متضاد شکننده بودن، قوی و نیرومند بودن نیست.
تعریف و درک این مفهوم خیلی هم کار آسانی نیست؛ چون تقریباً هیچکدام از زبانهای اصلی دنیا هم تعریف واضح و مشخصی از این کلمه ندارند. بنابراین ما باید از کلمهی «پادشکننده» برای توصیف متضاد شکنندگی استفاده کنیم.
پادشکننده چیزی است که شرایط سخت موجب پیشرفتش میشود و تنش و نوسان آن را قدرتمندتر میکند.
یک مثال خوب برای توضیح پادشکنندگی، داستان یکی از اساطیر یونانی به نام هایدرا است. هایدرا یک مار افعی چندسر بود که مقابله با آن ممکن نبود. هر بار که یکی از این سرهایش در جنگ قطع میشد، دو سر به جای آن ظاهر میشد. یعنی هر بار که حیوان آسیب میدید، این آسیب به نفعش تمام میشد. به عبارتی بهتر هایدرا در مقابل آسیبهایی که متحمل میشد، پادشکننده شده بود.
برخلاف اقلام شکننده که تحت فشار آسیب میبینند، «پادشکنندهها» واقعاً از نوسانات و شوک سود میبرند.
یک مثال خوب برای پادشکنندگی، فرآیند تکامل است. تکامل در محیط و شرایط ناپایدار رخ میدهد. زمانی که شوکی اتفاق میافتد، تکامل برای تابآوری در شرایط جدید، به جهش و بهبود در زندگی کمک میکند. بااینحال وقتی به روند تکامل دقت میکنید، به یک موضوع جالب پی میبرید: خود فرآیند تکامل بیشک پادشکننده است؛ اما هر موجود زندهای در آن شکننده محسوب میشود. در روند تکامل، فقط یک چیز مهم است: کد ژنتیکی موفق، پیروز میشود. هر موجودی بهخودیخود بیاهمیت است و ممکن است در این فرایند ناپایدار بمیرد. درواقع سیستم نیازمند این است که فضای زندگی را برای افراد قویتر، فراهم کند.
فرآیند تکامل، ویژگی کلیدی پادشکنندگی را نشان میدهد. برای اینکه سیستم کلی پادشکننده باشد، بیشتر بخشهای تشکیلدهندهی آن باید شکننده باشند. به این دلیل که موفقیت یا شکست این اجزا بخشی از فرایند طبیعی است و باعث آگاهی از نواقص سیستم میشوند.
این فرآیند را یک آزمون و خطا در نظر بگیرید. اشتباهات و موفقیتهای هر بخش، اطلاعاتی سودمند به ما میدهد. شکست در تکامل، انقراض است؛ بنابراین هر شکست درواقع کیفیت کلی زندگی را بهبود میبخشد.
اقتصاد، مثال دیگری از پادشکنندگی است؛ به این صورت که اجزای تشکیلدهندهی اقتصاد – از کارگاههای شخصی گرفته تا شرکتهای بزرگ– تا حدی شکننده هستند؛ اما خود اقتصاد پادشکننده به حساب میآید و برای رشد اقتصاد نیاز است برخی از این بخشها شکست بخورند. برای مثال شکست یک استارتاپ تولید قهوه، این صنعت را بهطور کلی قویتر خواهد کرد؛ چرا که دیگر تولیدکنندگان قهوه از اشتباهات آن درس عبرت میگیرند. پس نتیجه میگیریم پادشکنندگی یک سیستم، به شکنندگی بخشهای تشکیلدهندهی آن بستگی دارد.
140 پاسخ
راهبری دیدگاهها
کتابی بود که به ما می گویید چقدر نقش دخالت انسان در سیستم های پادشکننده برای حذف نوسانات می تواند مخرب باشد.
پادشکننده برای بقا و شکوفاشدن نیاز به اختلال دارد
در این کتاب می آموزیم چگونه از عدم قطعیت و تغییرپذیری به نفع خود سود ببریم
تمایل ما برای حذف نوسانات از زندگی، در نهایت جامعهی ما را آسیبپذیرتر خواهد کرد.
بوقلمون نگری و تحلیل براساس گذشته همیشه درست نیست. وثانیا مدریت ریسک و انجام ریسک روی ۱۰درصد سرمایه باعث مدریت ریسک میشود.تلاش برای ساختن محیطی ارام و بدون نوسان سبب آسیب های بزرگ بما میشود.
بوقلموننگری» هستند که آینده را براساس روایت دروغین گذشته پیشبینی میکنند
پس میتونیم بگیم که الماس پادشکننده است.
کتاب جالبی بود ممنون از انتخابتون✌️🌷
سلام. کتاب جالبی بود.
ما یک نقص دیگر در شیوهی تفکرمان داریم: فکر میکنیم بدترین حادثهای که شاهد آن بودهایم، احتمالاً بدترین حادثهای است که رخ داده. این امر باعث میشود که برنامههای احتمالی خود را براساس همان بهاصطلاح «بدترین» حادثه بچینیم و به این فکر نکنیم که بدتر از این هم ممکن است اتفاق بیفتد.
خیلی ایدهی جالب و جدیدی بود. درسته که ما باید با اختیار خودمون رو در موقعیت های سخت قرار بدیم تا از این موقعیت ها برای پیشرفت خودمون استفاده کنیم. ولی متاسفانه خیلی از سختی هایی که تحمل میکنیم منجر به پیشرفت نمیشن. مهم اینه که بدونیم کجا سختی کشیدن در نهایت به نفعمون تموم میشه.
از فرصت ها بهترین استفاده را بکنیم، مدیریت ریسک بیاموزیم و آینده را با اتفاقات گذشته پیش بینی نکنیم
کتاب خوبی بود
کتاب “پادشکننده” نسیم نیکلاس طالب واقعاً دید تازهای بهم داد. ایدهی اصلی اینه که بعضی چیزا نهتنها با سختیها خراب نمیشن، بلکه قویتر میشن. طالب توضیح میده که پادشکنندگی توی سیستمهایی دیده میشه که از دل استرس و آشفتگی، رشد میکنن.
چیزی که برام جالب بود، این بود که این ایده رو چطور میشه تو زمینههای مختلف مثل زندگی، اقتصاد، یا حتی کسب و کارها دید. برای مثال، تصور کن دنیای استارتاپها. شاید بشه گفت ذات این سیستم یه جور پادشکنندهست. چون خیلی از استارتاپها شکست میخورن، اما این شکستها نهتنها ضرری به کل اکوسیستم نمیزنه، بلکه باعث میشه ایدهها و مدلهای بهتر باقی بمونن.
یه مثال دیگه، تصور کن یه کسبوکار تو حوزه رستورانداری دارید. وقتی رستورانی با یه بحران مثل همهگیری یا گرون شدن مواد اولیه مواجه میشه، شاید مجبور بشه منوی خودش رو کوچیکتر کنه یا خدمات بیرونبر رو توسعه بده. اگه این تغییرات درست انجام بشه، ممکنه این بحران نهتنها به کسبوکار آسیب نزنه، بلکه حتی باعث بشه توی شرایط جدید، مشتریهای بیشتری جذب کنه. این پادشکنندگی توی عمله؛ یعنی یه رستوران به جای اینکه از فشارها آسیب ببینه، با تطبیق دادن خودش، قویتر میشه.
این منو به زندگی روزمرهام هم وصل کرد. مثلاً وقتی تو کاری شکست میخورم، شاید اون شکست باعث بشه قویتر بشم و بهتر یاد بگیرم. البته همیشه هم اینطوری نیست و باید یاد بگیریم از تجربههای شکست استفاده کنیم. طالب میگه باید از اشتباه و سختی نترسیم و یاد بگیریم از دلشون رشد کنیم. این کتاب باعث شد به این فکر کنم که آیا واقعاً میشه همیشه از سختیها سود برد و پادشکننده شد؟ مطمئناً ایدههای جذابیه و میخوام بیشتر روشون فکر کنم و ببینم تو زندگیام چهطور میتونم ازشون استفاده کنم.
با این جمله موافقم:
“با این حال دانش نظری نمیتواند پیشرفتی را که ادعا میکند به ارمغان آورد؛ ما برای ایجاد تغییرات واقعی، به تصادفی بودن و پادشکنندگی نیاز داریم”
نکات مفیدی داشت در واقع میشه نتیجه گرفت نباید از نوسانات در زندگی فرار کرد و همیشه دنبال آرامش بود که گاها این بالا پایینا باعث میشه رشد کنی
خیلی کتاب جالبی بود، تعریف پادشکننده و اینکه چطور پیش ببریم به نظرم عالی بود
کتاب بسیار جالبی بود و جذب شدم که نسخه کاملشو بخونم. هر جی جلوتر میریم این مفهوم بیشتر به کارمون میاد
برخلاف اقلام شکننده که وقتی تحت فشار قرار میگیرند نابود میشوند، اقلام پادشکننده واقعاً از نوسانات و شوکها سود میبرند.
عالی بود:
برای پادشکننده شدن، مدیریت ریسک را بیاموزید تا از رویدادهای پیشبینیناپذیر در امان باشید.
اینده را با اتفاقات گذشته پیش بینی نکنید
برخلاف اقلام شکننده که تحت فشار آسیب میبینند، «پادشکنندهها» واقعاً از نوسانات و شوک سود میبرند.
پیشبینی آینده براساس تجربیات گذشته اشتباه است.
خیلی کتاب خوب و مفیدی بود اینکه شکست های کوچیک باعث رشد میشه و مارو آماده میکنه برای چیزای بزرگ و بهتر بتونیم کنترل کنیم و اینکه نباید به گذشته اعتماد کنیم براساس گذشته نمیشه آینده رو پیش بینی کرد خیلی خوب بود
برای اینکه سیستم کلی پادشکننده باشد، بیشتر بخشهای تشکیلدهندهی آن باید شکننده باشند. به این دلیل که موفقیت یا شکست این اجزا بخشی از فرایند طبیعی است و باعث آگاهی از نواقص سیستم میشوند.
ممنونم از خلاصه این کتاب…به امید اینکه بتونیم با اتکا به پادشکنندگی از نواقص آگاه بشیم و سعی در برطرف کردنشون بکنیم.
پادشکننده چیزی است که شرایط سخت موجب پیشرفتش میشود و تنش و نوسان آن را قدرتمندتر میکند. پرتوان باشید .
چالش هایی که با این نوسانات تجربه میکنیم اگر ما رو از بین نبرند، قطعا قوی تر خواهند کرد ولی این که چه مسیری رو انتخاب کنیم بسته به رویکرد ذهنی خودمون داره. البته با استفاده از ترفند دمبل و ایجاد قدرت ریسک تا حدی در برابر این نوسان ها مصون باقی خواهیم ماند
نتیجه میگیریم پادشکنندگی یک سیستم، به شکنندگی بخشهای تشکیلدهندهی آن بستگی دارد. و ما نباید از گذشته برای پیشبینی آینده استفاده کنیم.
نسبت به بقیه کتاب های آقای طالب بار کمتری داشت
ولی باز هم بعضی نکاتش جالب بود
حقیقتا حس می کنم نکات استخراج شده اکثرا تکراری و تکرار نکات قبل بود و صرفا به آن حجم داده شده بود
شکراله
برای پادشکنندگی مدیریت ریسک را بیاموزید تا در مقابل رویدادها پیش بینی نا پذیر درامان باشید.
یازدهم تمام
من این کتاب را قبلا مطالعه کرده بودم و به نظر کتاب بسیار جذابی است و اینکه کلا کتاب های نسیم طالب دارای موضوعات جذابی در خصوص مدیریت ریسک می باشد و به نظر بنده بهترین آن پوست در بازی است
راهبری دیدگاهها