کتاب چطور تصمیم بگیریم (2020) نحوهی تصمیمگیری ما و همچنین انواع متداول سوگیری را بررسی میکند که بر تصمیمهای ما اثر میگذارد. این کتاب به شما میآموزد که چگونه انواع مختلف تصمیم را بشناسید و سپس فرآیندی را طراحی کنید که روند تصمیمگیری سریعتر شود.
آنی دوک، نویسنده و سخنران، به مدت 20 سال قهرمان پوکر بود. در سال 2004 او در رقابتهای جهانی پوکر WSOP در میان 234 بازیکن به مدال طلا دست پیدا کرد. او در دانشگاه پنسیلوانیا در رشتهی روانشناسی شناختی تحصیل کرده است و در حال حاضر مشاور، سخنران و نویسنده است.
فرآیندهای تصمیمگیری خود را بهبود ببخشید تا نتایج بهتری بگیرید.
اکثر مردم برای تصمیمگیری روش مشخصی ندارند، به همین دلیل است که اکثر تصمیمات بهندرت به نتایج مطلوب منتهی میشوند. که البته منطقی هم هست.
از این گذشته، عموماً به ما توصیه میشود که شجاع باشیم یا از ابزاری ساده مثل فهرست مزایا و معایب استفاده کنیم. با این حال تحقیقات علمی، حرفهای دیگری دارند.
ما هر روز تصمیمهای زیادی میگیریم و مهم است که بفهمیم که چرا به نتایج خاصی میرسیم.
این کتاب به کاهش ابهام در دنیای تصمیمگیری کمک میکند. در این کتاب پیشنهادهایی عملی برای بهبود روش تجزیه و تحلیل تصمیمات دیده میشود تا در آینده بتوانیم تصمیمهای بهتری بگیریم.
تصور کنید بهتازگی در یک شرکت استخدام شدهاید و همه چیز خیلی خوب به نظر میرسد: همکاران عالی، کار لذتبخش و برنامهی ترفیع معین.
حالا، وضعیت مشابهی را در نظر بگیرید. شما یک کار جدید را شروع میکنید؛ اما نتیجه دقیقاً برعکس است: کار سخت، همکاران بداخلاق و اخراجهای متعدد کارمندان در این شرکت.
انتخاب کدام شغل تصمیم خوبی بود؟ تصمیم اول؟ کاری لذتبخش که پول بیشتر به همراه داشت و ترس از اخراج شدن هم نداشتید.
متوجه شدید؟ شما فقط نتایج را ارزیابی میکنید و دربارهی خود تصمیم و فرایند اتخاذ آن حرفی نمیزنید.
ما اغلب فرآیند تصمیمگیریهایمان را فراموش میکنیم و فقط نتایج را به خاطر میآوریم. این کار باعث ارزیابی نادرست از کیفیت تصمیمهایمان میشود.
استفاده از نتیجه برای ارزیابی کیفیت یک تصمیم در روانشناسی، با نام سوگیری توجه به نتیجه هم شناخته میشود. ممکن است خیلی منطقی به نظر برسد؛ اما این میانبر ذهنی درواقع دارد ما را فریب میدهد تا وزن بیشتری به نقش تصمیمها در نتایج نهایی بدهیم و نقش احتمالات را دستکم بگیریم.
هر تصمیم، طیفی از نتایج محتمل را به همراه دارد. این نتایج میتواند خوب، بد، فاجعهبار یا هر چیزی در این بین باشد. بااینحال، هر چه باشد، وقتی گذشته را بررسی میکنیم، درک ما از چگونگی رسیدن به یک نتیجهی خاص تغییر میکند. بنابراین، ممکن است فکر کنیم نتایج بد بهخاطر بدشانسی ماست و نتایج خوب به دلیل تصمیمهای درست خودمان است؛ حتی اگر این نتیجه از خوششانسی ما خوب از آب دربیاید!
حالا اگر از تصمیمی بد به نتیجهای خوب رسیده باشیم، سوگیری توجه به نتیجه، منجر به تکرار همان اشتباهات قبلی میشود؛ زیرا ما اصلاً فرآیند تصمیمگیری خود را ارزیابی نمیکنیم و فقط به نتایج نگاه میکنیم.
برای مثال اگر بدون حادثه از چراغ قرمز عبور کنید، آیا نتیجهی مثبت به این معنی است که تصمیم درستی گرفتهاید؟ واضح است که نه.
نتیجهگرایی همچنین بر درک ما از جهان تأثیر میگذارد. این سوگیری احساس ما را نسبتبه دیگران و خودمان به خطر میاندازد. مثلاً ممکن است فکر کنیم که به این دلیل اتفاق بدی برای کسی افتاده که او تصمیم بدی گرفته است. یا اگر چیزی آنطور که برایش برنامهریزی کردهایم پیش نرود، خودمان را سرزنش کنیم؛ حتی اگر عوامل مؤثر بر نتیجه، خارج از کنترل ما باشند.
حذف نتیجهگرایی اولین قدم برای تصمیمگیری با کیفیت بهتر، صرف نظر از نتایج مثبت یا منفی است.
28 پاسخ
وقتی که انتخاب های متعدد نداشته باشیم ، راحت تر انتحاب می کنیم .
من همیشه با تصمیم گیری مشکل دارم و یه تصمیم ساده هم سختمه بگیرم کتاب خوبی بود
«ما نمیتوانیم شانس را کنترل کنیم، اما قادر هستیم به بهترین شکل دانش خود را کنترل کنیم. بنابراین، هرچه از اطلاعات دقیقتری برای حدسهای خود استفاده کنیم، فرآیند تصمیمگیری بهتر خواهد بود.»
اگر واقعاً میخواهید بدانید که شخص دیگری در موقعیت شما چه کار میکرد، نتیجه را به او نگویید. فقط اطلاعاتی را در اختیارشان بگذارید که شما هم برای تصمیمگیری در اختیار داشتهاید. هیچ چیز بیشتر از این نباید بگویید.
با محدود کردن گزینههای بیپایان در یک سؤال مشخص، میتوانیم بر سردرگمی خود غلبه کنیم و بهتر تصمیم بگیریم.
اما اخیراً مطالعاتی انجام شده که ثابت میکند واقعیت با خوشبینی در تضاد است. مطالعات نشان میدهد که افراد بدبین و شکاک بیشتر به اهداف بزرگ خود میرسند. خیلی مطلب جالب بود.
شصت و هفتم تمام
تصمیم گیری یکی از مهم ترین و پیچیده ترین فرایند های زندگی هر فرد است که تا پایان عمر همراه انسان هاست و بنده اعتقاد دارم زندگی امروز ما نتیجه تصمیمات گذشته ماست پس اگر از زندگی امروز خود راضی نیستیم باید تلاش کنیم امروز تصمیمات درستی بگیریم تا در آینده از زندگی راضی باشییم
وقتی از کسی راهنمایی میخواهید اما موضع خود را آشکار میکنید، این احتمال را افزایش میدهید که نظر شما به شکلی طوطیوار به خودتان بازگردد. اگر واقعاً میخواهید بدانید که شخص دیگری در موقعیت شما چه کار میکرد، نتیجه را به او نگویید. فقط اطلاعاتی را در اختیارشان بگذارید که شما هم برای تصمیمگیری در اختیار داشتهاید.
این کار شبیه قرنطینه کردن باورهایتان برای جلوگیری از آلوده کردن دیگران به عقاید مسری شما است.
یک پادکست با همین عنوان در اکوتوپیا هست حتما گوش کنید
محدود کردن گزینه ها و سنجش تمامی ابعاد میتونه منجر به تصمیم درست برای ما باشه
به نظرم کتاب خوبی بود. باید نسخه کاملشو بخونم. ایده های خوبی داشت. من شدیداً با تعدد گزینه ها اذیت شدن رو حس کردم
حذف نتیجه گرایی یکی از مباحث جذاب کتاب برام بود که چطوری یه سوگیری ذهنی رو تصمیمات آدم، اینقدر تاثیر میذاره
کتاب “چطور تصمیم بگیریم؟” از آنی دوک واقعاً یه دیدگاه تازه بهم داد. چیزی که توجهمو جلب کرد اینه که ما معمولاً فکر میکنیم تصمیمهای خوب یعنی انتخابهای درست، ولی این کتاب نشون میده که “نتیجهی یه تصمیم لزوماً نشوندهندهی کیفیت اون تصمیم نیست.”
مثلاً ممکنه یه نفر یه سرمایهگذاری خیلی حسابشده بکنه ولی به خاطر شرایط غیرقابل پیشبینی ضرر کنه، یا یه نفر بدون فکر یه قمار سنگین بکنه و شانسی برنده بشه. این یعنی نباید کیفیت تصمیمهامونو فقط بر اساس نتیجهشون قضاوت کنیم. باید ببینیم “چقدر منطقی، آگاهانه و با در نظر گرفتن اطلاعات موجود تصمیم گرفتیم.”
یه بخش دیگه که برام جالب بود، این ایدهست که”باید تصمیمها رو به چشم شرطبندی ببینیم، نه مطلقِ درست یا غلط.”هر تصمیم یه احتماله، و بهتره بهجای گیر کردن توی اطمینان کاذب، به فکر مدیریت ریسک و یادگیری از تصمیمهای گذشته باشیم. این نگاه باعث میشه به جای سرزنش کردن خودمون برای اشتباهات، ازشون درس بگیریم.
کلاً حس کردم این کتاب یه جور تمرین ذهنیه برای بهتر فکر کردن و گیر نکردن تو دام تصمیمهای احساسی و شانسی.
“اخیراً مطالعاتی انجام شده که ثابت میکند واقعیت با خوشبینی در تضاد است. مطالعات نشان میدهد که افراد بدبین و شکاک بیشتر به اهداف بزرگ خود میرسند”
کتاب خیلی خوبی بود دوست دارم نسخه کاملشو بخونم
گرفتن تصمیمات خوب مستلزم این نیست که مدام حدس بزنیم و با آزمون و خطا پیش برویم. بلکه، تصمیمگیری خوب یک مهارت قابل یادگیری است که هرکسی میتواند آن را در خود تقویت کند.
خداروشکر
ما اغلب فرآیند تصمیمگیریهایمان را فراموش میکنیم و فقط نتایج را به خاطر میآوریم. این کار باعث ارزیابی نادرست از کیفیت تصمیمهایمان میشود.
حذف نتیجهگرایی اولین قدم برای تصمیمگیری با کیفیت بهتر، صرف نظر از نتایج مثبت یا منفی است.
قبل از نهایی شدن یک تصمیم، باید فهرستی از اطلاعات و پیشفرضهایی را که داریم، روی کاغذ بنویسیم. این اطلاعات شامل تمام جزئیات مربوط به خود تصمیم و شرایط آن است. پس از حصول نتیجه هم باید فهرستی از اطلاعات جدید (آنچه اکنون و پس از رخداد میدانیم) را تهیه کنیم.
داشتن انتخابهای زیاد به تصمیمگیریهای غیرضروری و خستهکننده منجر میشود.
ممنون. لذت بردم
این کتاب رو کامل خوندم و محتوای این خلاصه خیلی خوب بود برام. به نظرم حتی کسانی که مطالعه کامل نداشتن، همین خلاصه براشون کفایت میکنه. چون به نظرم کتاب یک مقدار زیادی توضیحات داره و کش داره.
کتاب خوبیه ولی به شرطی که خیلی به خودت سخت نگیری.
خیلی وقتا ما سعی میکنیم یه چیزی رو درست کنیم ولی هرچی بیشتر به خودمون گیر میدیم تا درستش کنیم بیشتر تو منجلاب فرو میریم. به نظرم این کتاب هم از اون کتاباست ایده های جالبی داره ولی به شرطی که به خودت سخت نگیری.
برام سخت بود
با محدود کردن گزینههای بیپایان در یک سؤال مشخص، میتوانیم بر سردرگمی خود غلبه کنیم و بهتر تصمیم بگیریم
خیلی ممنون بابت کتاب های زیبای چالش
انتخاب هارو محدود کنیم و بدترین سناریو رو هم در نظر بگیریم زیاد خوش بین نباشیم
به نظر تکنیک های مفیدی داره و باید کامل بخونمش👏🙏
مهم این که محدود کردن گزینه ها سخت😉
کلا کتاب مفیدی بود و بحث تضاد ذهنی برام خیلی جدید و جالب بود
ما نمیتوانیم شانس را کنترل کنیم، اما قادر هستیم به بهترین شکل دانش خود را کنترل کنیم.
جالب بود اما همچنان تصمیم گیری موضوعی مبهم و پیچیده هست…
خلاصه روخوندم بنظرم کتاب مفیدیه وبایدباتعمق خوندش