کتاب هزار توی سعودی (۲۰۱۲) نگاهی به کشوری پر از تناقض میاندازد. با وجود ثروت فراوان، عربستان سعودی مردمی دارد که در فقر زندگی میکنند. اگرچه این کشور در مسیر تبدیل شدن به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان است؛ اما سیستم آموزشی آن رتبهی بسیار پایینی دارد. اگر به این موارد، تعصب مذهبی فراوان و یک خانواده سلطنتی پیچیده را هم اضافه کنید، میبینید که چرا عربستان سعودی نتوانسته تا امروز با تمام مشکلات خود کنار بیاید.
کارن الیوت هاوس، نویسندهی برندهی جایزهی پولیتزر است. پس از تحصیل در رشتهی روزنامهنگاری در دانشگاه تگزاس، خبرنگار والاستریت ژورنال شد. او بخش عمدهای از ۳۵ سال گذشته را به بازدید از عربستان سعودی گذرانده است.
پشتصحنهی عربستان سعودی، یکی از منزویترین کشورهای جهان را ببینید.
عربستان سعودی یک پادشاهی مطلقه است، یکی از معدود پادشاهیهایی که هنوز باقی مانده است. بااینحال، تاریخ منحصربهفرد آن، این پادشاهی را بسیار خاص میکند. پس از جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی دیگر وجود نداشت تا صلح را در شبهجزیرهی عربستان حفظ کند. در سال ۱۹۳۲، پس از یک درگیری نظامی طولانی بین رهبران قبایل محلی، دولت جدید عربستان سعودی تأسیس شد.
رهبر عربستان، ابن سعود بود. این پادشاهی نسبت به برخی از همسایگانش وضعیت بهتری داشت. در سال ۱۹۳۸، مقادیر زیادی نفت که هنوز هم ستون فقرات اقتصادش است، کشف شد. بااینحال، بخش عمدهای از جمعیت عربستان در فقر مطلق زندگی میکردند. هنوز هم چنین است. گردشگری غیرمذهبی در این کشور هنوز محدود است و از آن درآمد چندانی ندارد. در بخشهای بعدی کتاب هزارتوی سعودی نگاهی میاندازیم به منطقهای که اسلام در آن متولد شد.
اگر از شما خواسته شود به پادشاهی در یک کشور غربی فکر کنید، احتمالاً به یاد بریتانیا میافتید. خانوادهی سلطنتی بریتانیا برای نسلهای زیادی مورد توجه مردم بوده است؛ اما هیچکس هرگز به فکر سپردن ادارهی دولت کشور به آنها نیست.
بااینحال، این دقیقاً همان چیزی است که در عربستان سعودی اتفاق میافتد. پادشاه عربستان سعودی قدرت نامحدود دارد. او رهبران مذهبی ارشد را تعیین، همهی قضات را منصوب و انتخاب میکند که ۱۵۰ عضو پارلمان تشریفاتی کشور چه کسانی باشند. علاوه بر این، مناطق مختلف کشور را شاهزادگانی اداره میکنند که با پادشاه نسبت خونی دارند. پادشاه برای اینکه تصویر عمومی بینقصی از او منتشر شود، خویشاوندان خود را مسئول رسانههای عربستان سعودی کرده است. همچنین به سازمانهای اجتماعی و مدنی توجه زیادی میکند تا مطمئن شود آنها مردم را از سازماندهی هرگونه اعتراض سیاسی که ممکن است پادشاهی را تهدید کند، دور نگه دارند. این قدرت بهخاطر ثروت عظیم خانوادهی سلطنتی است نفت خام، محرک اصلی اقتصاد کشور است، میآید.
بااینحال، قدرت پادشاه بیشتر به دلیل نفوذ مذهبی است تا اجبار اقتصادی. در قرن نوزدهم، عربستان سعودی را یک حاکم مطلق آرام کرد. پیش از آن، جناحهای رقیب به شکل قبایل بدوی کوچنشین در این سرزمین حکومت میکردند و هیچ رهبر مطلقهای نداشتند. پس از یک کمپین نظامی سیساله، پادشاه ابن سعود در سال ۱۹۳۲ بر قبایل رقیب پیروز شد و در نهایت عربستان سعودی را ایجاد کرد.
در صدر لیست کارهای پادشاه جدید، اطمینان از وفاداری قبایل بدوی به حکومت او بود. برای تحقق این امر، او نیاز داشت ساختار اجتماعی کشور را تغییر دهد. او از وهابیت، یک شکل خالصگرایانهی اسلام، برای متقاعد کردن قبایل کوچنشین برای تشکیل شهرکها و جوامعی به نام امت اسلامی استفاده کرد؛ جایی که مردم اعتقاد مشترک دارند و بدون چونوچرا از قرآن اطاعت میکنند. ازآنجاییکه خانوادهی سلطنتی و ابن سعود نمایندگان الله در زمین در نظر گرفته میشوند، این ترتیب تضمین کرد که مردم از پادشاهی تازهتأسیس با وفاداری و بیچونوچرا پیروی کنند.
2 پاسخ
داستانی تکراری در خاورمیانه انگار که تاریخ در نقطه ای دیگر در حال وقوع است
عالی بود